eitaa logo
سرباز باشیم .... 🇮🇷✌️🇪🇭
451 دنبال‌کننده
9.2هزار عکس
8.5هزار ویدیو
132 فایل
سرباز باشیم @sarbaz_bashim ارتباط با ما: @Elimeh
مشاهده در ایتا
دانلود
📱 👫❌ ❎صحبت کردن غیر ضروری با نامحرم❌ 📛رفتاری که توی فضای مجازی زیاده 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
⛔️ برای خبر فوت ۱۸۷ نفر و ابتلای ۶ هزار نفر در ایران عکس هولناک قبرستان و قبرهای خالی رو گذاشته. 🔹برای خبر فوت ۴۸۹ نفر و ۲۸ هزار ابتلا، عکسی که می‌بینید! 🔸در ایران «مرگ» است، در انگلیس «جانباخته»؟ واژه ها و تصاویر انتخابی در جنگ شناختی و ، کارکرد بزرگنمایی و تشویش یا کوچک نمایی و تسکین را انجام می دهند.
🔴از کفش های کتانی ارزان قیمت تا قدرت اول نظامی منطقه.....
🌙 مسلمان‌های کشورهای مختلف چند ساعت روزه می‌گیرند؟ 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
‏پرچم ایران پیدا شده در تفحص های جنوب کشور کنار اجساد مطهر سربازان ایرانی 📍با دیدن این عکس این شعر فردوسی تداعی میشه ؛ نمانیم کین بوم ویران کنند همی غارت از شهر ایران کنند درود برتمامی شهدای ۸ سال دفاع مقدس ✍ خالو زربی ‎
❣ بیا که با تو بگویم غم ملالت دل💔 چرا که بی تو👤 ندارم گفت و شنید بهای تو💞 گر بود خریدارم که جنس خوب به هر چه دید خرید✅ 🌸🍃 🌹🍃🌹🍃
🔆 تو برای خدا باش، خدا و همه ملائکه‌اش برای تو خواهند بود 👤آیت‌الله شیخ محمدتقی بهلول می‌فرمودند: ما با کاروان و کجاوه به گناباد می‌رفتیم. وقت نماز شد. مادرم کاروان‌دار را صدا کرد و گفت: کاروان را نگهدار، می‌خواهم اول وقت نماز بخوانم. 🔸کاروان‌دار گفت: بی‌بی! دو ساعت دیگر به فلان روستا می‌رسیم. آنجا نگه می‌دارم تا نماز بخوانیم. 🔹مادرم گفت: نه، می‌خواهم اول وقت نماز بخوانم. 🔸کاروان‌دار گفت: نه مادر، الان نگه نمی‌دارم. 🔹مادرم گفت: نگهدار. 🔸کاروان‌دار گفت: اگر پیاده شوید، شما را می‌گذارم و می‌روم. 🔹مادرم گفت: بگذار و برو. ✨من و مادرم پیاده شدیم. کاروان حرکت کرد. وقتی دور شد وحشتی به دل من نشست که چه خواهد شد؟ من هستم و مادرم، دیگر کاروانی نیست. شب دارد فرا می‌رسد و ممکن است حیوانات حمله کنند. ولی مادرم با خیال راحت با کوزه آبی که داشت، وضو گرفت و نگاهی به آسمان کرد، رو به قبله ایستاد و نمازش را خواند. 🔻لحظه به لحظه رُعب و وحشت در دل منِ شش هفت ساله زیادتر می‌شد. در همین فکر بودم که صدای سُم اسبی را شنیدم. دیدم یک درشکه خیلی مجلل پشت سرمان می‌آید. کنار جاده ایستاد و گفت: بی‌بی کجا می‌روی؟ 🔸مادرم گفت: گناباد. 🔹او گفت: ما هم به گناباد می‌رویم. بیا سوار شو. 🤲 یک نفس راحتی کشیدم و گفتم خدایا شکر. 💢 مادرم نگاهی کرد و دید یک نفر در قسمت مسافر درشکه نشسته و تکیه داده. به سورچی گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمی‌نشینم. 🔸سورچی گفت: خانم، فرماندار گناباد است. بیا بالا، ماندن شما اینجا خطر دارد. کسی نیست شما را ببرد. 🔹مادرم گفت: من پهلوی مرد نامحرم نمی‌نشینم! 💠در دلم می‌گفتم مادر بلند شو برویم. خدا برایمان درشکه فرستاده است. 🔅ولی مادرم راحت رو به قبله نشسته بود و تسبیح می‌گفت. آقای فرماندار رفت کنار سورچی نشست و گفت: مادر بیا بالا، اینجا دیگر کسی ننشسته است. 🔘مادرم کنار درشکه نشست و من هم کنار او نشستم و رفتیم. در بین راه از کاروان سبقت گرفتیم و زودتر به گناباد رسیدیم. ❤️اگر انسان بنده‌ٔ خدا شد و در همه حال خشنودی خدا را در نظر گرفت، بيمه مى‌شود و خداوند تمام امور او را كفايت و كفالت مى‌كند. 💠 «أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ؛ آیا خداوند برای بنده‌اش کافی نیست؟» (سورۀ زمر: آیۀ ۳۶) 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
34-Beheshti-dar-in-havali-emam-khamenei(www.rasekhoon.net).mp3
6.01M
🔊 ؛ 📝 بهشتی در این حوالی 👤 🌙 ویژه ماه مبارک ⁉️ چقدر دوست داری تو بهشت باشی؟ سی روز؟ یک سال؟ یا...؟ 🍃🍂🍃🍂🌹🍂🍃🍂🍃
آیا هنوز هم‌به نیسان ایمان نیاورده‌اید؟😂