من از همون روزی که عبای طرح کلی اندیشهٔ اسلامیت رو کشیدی سرم
دوستت دارم
دوست داشتنت هیچوقت در من یواشکی نبوده
من دوست داشتنت رو همیشه به رخ کشیدم
دوست داشتنت هرگز مایهٔ خجالتم نبوده
برابرِ هیچکس سکوت نکردم وقتی قرار بود فقط اسمت رو بی وضو بیارن
من سرِ دوست داشتنت غیرتمند و شجاع بودم
من سرِ دوست داشتنت مدرکم و ریختم به پات
چهار بار اخراج رو
خانوادهم رو
لازم باشه کل دنیام رو میریزم به پات
پاهات...
چرا روی پاهای خودت وارد شهرت نمیشی؟!
پاهات خسته شده عزیز دلم؟!
ازدحام باعث شده اینترنت اختلال پیدا کنه. نمیتونم اخبار رو رصد کنم. نمیدونم کجایی؟ نمیدونم مشهد چقدر شلوغه؟ نمیتونم با رفیق که گل و پرچم سرخبهدست پونزده خرداده تماس بگیرم ببینم الآن بهت رسیده یا نه؟ نمیتونم تماس بگیرم. خطوط مختل شده. پیامکی نمیره و نمیرسه. کانالی باز نمیشه. من مینویسم و نمیدونم کِی میاد روی کانالم که بمونه برای مرورِ روزی که ازت دور بودم... ازت محروم بودم... اما سرِ وظیفهم بودم...
تو دنیا رو به هم ریختی عزیزِ دلم...
تو.
تو.
تو شجاعِ من.
تو تنها کسی بودی و هستی که داره یهتنه ترامپ رو به خاک سیاه مینشونه...
ترامپ رو از هم به در کردی مشهدیِ فردوسیزادِ رستمهیبتم...
فقط بگو پاهات چرا خسته شده عزیزِ دلم؟!
15.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشهدِ عزیزم؛
از اینکه نه برای ازدواج، نه برای تحصیل وَ نه برای شغل هرگز حاضر
نشدم ترکت کنم، دو رکعت نماز شکر خوندم و خدا رو به عددِ قطراتِ بارون و ریگهای بیابون حمد و ستایش کردم.
همشهریهای عزیزم؛
به خونِ فردوسی که در رگهاتون میجوشه و غیرتمندانه پای شرف و عزتمون ایستادین میبالم...
بعد از اتمامِ وظیفهم تونستم خودم رو به حرم برسونم تا نمازِ بر پیکر رو باشم. خودم اونجا بودم و اگر ننویسم خودم رو خائن به مردمم میدونم.
مردم یکپارچه شعار میدادن مذاکره نمیخوایم، سرِ ترامپ رو میخوایم.
اونوقت مجریها، مداحها، هرکی میکروفون دستش بود میومد شروع میکرد روضه خوندن که صدا قطع شه...
مردم شروع میکردن شعار دادن که مرگ بر سازشگر، باز اینا میومدن روضه میخوندن...
من اون مردم رو دیدم. بهخدا پیر و جوان و غنی و فقیر و زن و مرد رو دیدم...
هنوز نتونستم شبکههای خبری رو رصد کنم، ولی بهخدا توی اون کوبندگی صدای مردم بودم...
وَ باورم نمیشه مردم یکپارچه و با تموم خطرات و آفات و تهدیدات و مشکلاتی که میتونه تشدید شه، پای انتقامِ رهبرشون ایستادن و یه مُشت خواصِ دیکتاتورِ قلیل روبهروشونن...
باورم نمیشه...
باورم نمیشه و اگر نمینوشتم مدیونِ رعیتاللّه میشدم...
اگر صداوسیما، شبکههای خبری یا هرکس جمعیتِ مشهد رو نشون داد ولی شعارهای مردم رو نه، بدونید و آگاه باشید که تا مداح و سخنران و مجریای میخواست فقط نفس بکشه، مردم یکصدا شعار میدادن و انتقام میخواستن و از مذاکره بیزار بودن...
یه گوشه از حرم از خستگی افتادم، درحالی که باورم نمیشه مردم پای کارن و مسؤولین بیغیرت...
مردمِ باعزت و باشرفم...
مردمِ تهرانم...
مردمِ قمم...
مردمِ جهانشهرِ عِراقم...
مردمِ مشهدم...
مردمم...
خدا یاورتون باشه...
خدا دشمنتون رو ذلیل کنه...
خدا بدخواهتون رو به خاکِ سیاه بنشونه...
خدا هرکی که برای شما شرف و عزت نمیخواد رو بیشرف و بیعزت کنه...
خدا هرکی مایهٔ خفت و تحقیرِ شمای عزتمند و سربلند میشه رو خفت و حقارت بده...
مردمم؛
دنیا با آنها و
مولا با شماست...
مولا با شماست...
مولا با شماست...
سربهراه
حس میکنم سربازیام که اجازهی تیر ندارم...
از حرمِ امام رضاجان دست به آسمون بلند کردم:
خدایا خودت پشتیبان و حامیِ مردمم باش...
خودت از امام مجتبی خامنهای مراقبت کن...
ما با پرچمای سرخمون دنیا رو به هم ریختیم و قمارباز رو ترسوندیم...
ولی حریفِ مُشتی دیکتاتورِ بیغیرتِ تو خونهمون نشدیم... وَ دیگه نمیدونیم باید چه کار کنیم.................
کربلایی رو دفن کردن...
حرمِ امام رضاجان
بوی حرمِ امام حسین جان گرفته...
از حس صحبت نمیکنم
دارم واقعیت رو روایت میکنم...
این رایحهٔ عِراقی...
این رایحهٔ عِراقی...
ذبیحِ پاکدامنم...
کاش راه ارتباطیای بود با مسؤولین که بهشون بگم واسه خاطر شما تو مراسم تشییعِ آقامون نبودیم که راه به راه دارین ازمون تشکر میکنین(!) شما هم راست میگین و قدردانِ ما مردم هستید، بهجای حرفِ مفت زدن، به خواستهمون عمل و قاتلِ آقامون رو «قصاص» کنید!
واگرنه لطفاً حتماً دهنهاتون رو ببندید تا خدای سیدعلی بین ما مردم و شما مسؤولین حکم کنه.