مردمِ باعزت و باشرفم...
مردمِ تهرانم...
مردمِ قمم...
مردمِ جهانشهرِ عِراقم...
مردمِ مشهدم...
مردمم...
خدا یاورتون باشه...
خدا دشمنتون رو ذلیل کنه...
خدا بدخواهتون رو به خاکِ سیاه بنشونه...
خدا هرکی که برای شما شرف و عزت نمیخواد رو بیشرف و بیعزت کنه...
خدا هرکی مایهٔ خفت و تحقیرِ شمای عزتمند و سربلند میشه رو خفت و حقارت بده...
مردمم؛
دنیا با آنها و
مولا با شماست...
مولا با شماست...
مولا با شماست...
سربهراه
حس میکنم سربازیام که اجازهی تیر ندارم...
از حرمِ امام رضاجان دست به آسمون بلند کردم:
خدایا خودت پشتیبان و حامیِ مردمم باش...
خودت از امام مجتبی خامنهای مراقبت کن...
ما با پرچمای سرخمون دنیا رو به هم ریختیم و قمارباز رو ترسوندیم...
ولی حریفِ مُشتی دیکتاتورِ بیغیرتِ تو خونهمون نشدیم... وَ دیگه نمیدونیم باید چه کار کنیم.................
کربلایی رو دفن کردن...
حرمِ امام رضاجان
بوی حرمِ امام حسین جان گرفته...
از حس صحبت نمیکنم
دارم واقعیت رو روایت میکنم...
این رایحهٔ عِراقی...
این رایحهٔ عِراقی...
ذبیحِ پاکدامنم...
کاش راه ارتباطیای بود با مسؤولین که بهشون بگم واسه خاطر شما تو مراسم تشییعِ آقامون نبودیم که راه به راه دارین ازمون تشکر میکنین(!) شما هم راست میگین و قدردانِ ما مردم هستید، بهجای حرفِ مفت زدن، به خواستهمون عمل و قاتلِ آقامون رو «قصاص» کنید!
واگرنه لطفاً حتماً دهنهاتون رو ببندید تا خدای سیدعلی بین ما مردم و شما مسؤولین حکم کنه.
ای داغدارانِ سیدعلی خامنهای و نگرانِ جانِ امام مجتبی خامنهای؛
برای دکوری نشدنِ پرچمهای سرختون چه برنامهای دارید؟!
قراره برای ادامهٔ مسیر خونخواهی چه کنید؟!