eitaa logo
لبخند به عشق امام زمان عج
468 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.9هزار ویدیو
38 فایل
🌸 بسم الله الرحمن الرحیم🌸 🌱السَّلامُ عَلَیڪ یا فاطِمَةَ الزَّهرا(س) . 🌷بیایم به عشق امام زمانمون درحد توانمون قدمی برای کمک به بقیه برداریم🌷 ❤️اللهم عجل لولیک الفرج❤️
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 حکایت شنیدنی پادرمیانی امام زمان عج میان دو تن از علما 💠 کریم پینه دوز، کفاش ساده ای که سالیان سال شب های جمعه امام زمان ارواحنافداه را زیارت میکرد، در صحن مبارک حضرت شاه عبدالعظیم تهران مشغول زیارت بود، در میان جمعیت مولا را دیدند، سلام و احوالپرسی، فرمودند حضرت به سیدکریم! : «دوست داری به زیارت جدّم علی بن موسی الرضا علیه السلام برویم؟» کریم جواب داد: «بله آقاجان حتماً...» 🔰سید کریم می گفت چند قدمی با مولایم همقدم شدم و خودم را میان صحن امام رضا علیه السلام دیدم، طی الارض کرده بود همراه امام زمانش، زیارتشان را کردند و برگشتند، برگشتند همان منطقه ی شهرری، آنجا امام زاده ی با صفایی است به نام «امام زاده عبدالله»،قبرستان کوچکی در حاشیه آن وجود دارد که مزار آیت‌الله سید علی حائریِ بزرگ هم آنجاست... 🔵 مولا شب جمعه ای تصمیم داشتند زیارت اهل قبور کنند، رفتند بهمراه کریم پینه دوز به مزار آیت الله حائری، کریم اهلِ معنی بود و چشم برزخی اش، باطن همه چیز را می دید، می گفت دیدم روح آیت الله حائری را که نشسته بود بالای مزارش، مولا را که دید خیلی احترام کرد، خیلی خوشحال شده بود از دیدار حضرت... ❇️ آیت الله حائری کریم پینه دوز را که دیدند گلایه کردند از یکی از رفقای مشترکشان، به کریم گفتند: «به شیخ مرتضی زاهد بگو ما در دنیا با هم رفیق بودیم، این رسم رفاقت نیست که سَری به مزار ما نمی زنید». مولا که شاهد گفتگو بودند لبخند ملیحی زدند و به آیت‌الله حائری فرمودند: «شیخ مرتضی زاهد گرفتار بودند و معذور، بجای ایشان ما به دیدار شما آمدیم» 🔰آنقدر عزیز بودند پیش مولایشان که آقا میانشان پادرمیانی می کردند،آقا حتی بعد از مرگ آیت الله حائری هم اورا از یاد نبرده بودند، رفاقت مولای ما جنسش این است، رفیقش که باشی رفاقتشان را ادامه می دهند تا عالم برزخ و از آنجا صحرای محشر... در آن نفَس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دَهَم جان که خاکِ کوی تو باشم 📙 برداشتی آزاد از تشرفات سید کریم محمودی ملقب به کریم پینه دوز ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
44.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️سرّی از اسرار دعای برتعجیل فرج 🎤استاد حسین یوسفی ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─
✨﷽✨ ✨ ✅‍۱۰چیز۱۰چیزدیگررامےخورد نیکی بدی را تکبرعلم را توبه گناه را دروغ رزق را عدل ظلم را غم عمررا صدقه بلارا خشم عقل را پشیمانی سخاوت را غیبت حسن عمل را ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─
❣نمازاول وقت ⭕️هرگاه ڪه نمازت قضاشدونخواندے دراین فڪر نباش ڪہ چرا وقت نماز خواندن نیافتے بلڪه! فڪرڪن چہ گناهے را مرتڪب شدے کہ خداوندنخواست درمقابلش بایستے! 🎆نمازاول وقت اقتدابه امام زمان عج هست،جهت ادای نمازاول وقت بشتابید 🌹دعای سلامتی امام زمان عج (اللهم کن لولیڪ.) درقنوت ودعای فرج(الهی عظم البلاء)بعدنمازفراموش نشود.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بِسمـــ اللّهـ الرّحمـــن الرّحیـــمـــ✨ ✨الهی✨ 🌤اَلَّلهُمـّ؏جِّل‌لِوَلیِڪَ‌الفَرَج اَلسٰاعة🌤 ✨💕یا زهرا سلام الله علیها💕 🌹 @yasabas ✨⭐️💫
6.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨yazahra✨ اَلّلهُّمَ فُکَّ کُلَّ اَسیر یکــ نفر.. یکــ خبر... از عشــق ندارد بدهد ...؟ دل ما خیلی از این بی خبری سوخته استــــ ! عجَّل علی ظهورِک یاصاحِب الزَّمان 🥀 🤍🕊🤍🕊🤍
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔸چرا دلمون به وعده‌های خدا گرم نیست؟ 🔸وقتی خدا می‌گه:" از جایی که فکر نمی‌کنی، بهت روزی می‌رسونم"، من می‌گم: "آخه از کجا؟" 🔸به مقدار ناامیدی که تو وجود هر کسی هست، به همون اندازه کفر تو وجودش رخنه کرده.🌤 🔸خدا بزرگه، بقدری بزرگ که میشه امیدای خیلی بزرگ بهش بست.☀️ 🌹با ما همراه باشید. ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─
✨ ﴾﷽﴿ ✨ ✨رمان جذاب و مفهومی ⚔ ✨قسمت ✨می خواهم بمانم درد شدید شده بود ... گاهی از شوک درد، می افتادم روی زمین ...😣 آخر، صدای بچه ها در اومد ... زنگ زدن به حاجی و جریان رو گفتن ... _حالش خرابه، بیمه نداره. حاضرم نمیشه ما ببریمش دکتر ... .😐 حاجی سراسیمه خودش رو رسوند خوابگاه ... دقیقا هم زمانی رسید که من کف زمین از درد مچاله شده بودم ... 😖 بچه ها بلندم کردن ، گذاشتن توی ماشین ... .🚙 بستری شدم ...🛌 جواب آزمایش که اومد، سرطان بود ... زیاد پخش نشده بود اما بدترین قسمتش جای دیگه بود ... زده بود به کبد ... هر چند قسمت کوچکی از کبد درگیر شده بود اما سرعت رشدش بالا بود ... .😥😖 شورا تشکیل شد ... گفتن باید برگردم ... 😒 یه نوجوان زیر 18 سال، توی یه کشور غریب، با این وضع بیماری و پذیرش خاص و شرایط کشور و خانواده ... اگر اتفاقی می افتاد، کار بدجور بالا می گرفت ... . وقتی بهم گفتن بهم ریختم ... مسکن که دردم رو آروم نمی کرد، اینم بهش اضافه شد ... گریه ام گرفت ... به حاجی گفتم: _مگه نمی گفتی من پسرتم؟ پس چرا داری بیرونم می کنی؟ کدوم پدری، پسرش رو بیرون می کنه؟ ... .😞😢 حاجی هم گریه اش گرفته بود ... پدرانه بغلم کرد ولی من آروم نمی شدم ... از بیمارستان زدم بیرون ... با اون حال رفتم ... به صحن که رسیدم دیگه نمی تونستم قدم از قدم بردارم ... درد داشتم ... دلم سوخته بود ... غریب و تنها بودم ... زدم زیر گریه ... .😫😭 _آقا جونم، اگه قراره بمیرم می خوام همین جا بمیرم ... 😭تو رو خدا منو بیرون نکنید ... 🙏😭بگید منو بیرون نکنن ... اشک می ریختم و التماس می کردم ...😫😭🙏🙏 ✨✨⚔⚔⚔✨✨ ✍نویسنده؛ شهید مدافع حرم طاها ایمانی ___________ ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش 👇🍃🌸 ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─
✨ ﴾﷽﴿ ✨ ✨رمان جذاب و مفهومی ⚔ ✨قسمت ✨یاابالفضل جواب آزمایش اومد، .... خوش خیم بود ... قول داده بودن اگر خوش خیم باشه توی ایران بمونم ... .🙏 روز عملم بچه ها کلاس رو تعطیل کردن و 💫ختم امن یجیب💫 گرفتن ... . دکتر سر تا سر شکمم رو باز کرد ... گفت تا جایی که می شده قسمت های سرطانی رو جدا کرده ... بقیه اش هم هنر شیمی درمانی بود ... .😣 سرطان، 😥 شکم پاره، 😨 شیمی درمانی ... 😰 گاهی اونقدر فشار درد شدید می شد که به جای صدای نفس کشیدن، از گلوم صدای ناله و زوزه بلند می شد ...😣😖 کم کم دهنم هم به خاطر شیمی درمانی خشک و زخم شد ... دیگه هم نمی تونستم بخورم ... .😖 حالم که خیلی خراب می شد یکی از بچه های اهل نفس، برام و روضه کربلا می خوند ...😭🙏 لب های تشنه کودکان ...🐎😭 حضرت ابالفضل که دست ها و چشمش رو زدن ولی مشک رو رها نکرد ...😭🌴 به خودم گفتم: 💭 به و نیست ... توی اون شرایط کارم رو شروع کردم ... بچه ها میومدن و درس ها مطالب اون روز رو بهم یاد می دادن ... باهاشون می کردم ... برام از کتابخونه و حرم میاوردن ... .📚💪✌️ با همه چیز کنار میومدم ... تا اینکه دکتر گفت نتیجه شیمی درمانی مساعد نیست و بدنم اون طور که باید به درمان جواب نداده و ... داره با همون سرعت قبل برمی گرده😱😰😭 دلم خیلی سوخته بود ...😣 این همه راه و تلاش ... حالا داشتم دست و پنجه نرم می کردم در حالی که هیچ کاری برای نکرده بودم ... از طرف دیگه خودم رو دلداری می دادم و می گفتم: مرگ هر انسانه اما خدا رو شکر کن که نمیمیری. خدا رو شکر که علی بن ابیطالب و اهل بیت پیامبر محشور میشی ...😓😞 ✨✨⚔⚔⚔✨✨ ✍نویسنده؛ شهید مدافع حرم طاها ایمانی ___________ ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش 👇🍃🌸 ✨ یا فاطمه زهرا سلام الله علیها✨ 🌹کانال ؛ 🍃اجتماعی، مذهبی سردار دلها🍃 🆔@sardaredelha ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌ ─┅═༅𖣔🌼🍃🌼𖣔༅═┅─