هدایت شده از تبادلات لیستی بنری سنتری ۱۱۰ تبادل
ناب ترین ڪاناݪ هاے ایتا را دنبال کنید✅
➖➖➖🔷🔶🔹🔸🔷🔶➖➖➖
〽️فرار قالیباف❓قالیباف در لندن⁉️😳
💢 eitaa.com/joinchat/271908868Cfa339de8a5
🔷🔹کانال شهید ابراهیم هادی و شهدای بهبهان
eitaa.com/joinchat/1545666588C617dd02c1c
🔷🔹ڪانال پــروفایل هاے زیـــبا
eitaa.com/joinchat/451084316C3f1fa90cb7
🔷🔹معجزه زیبایی برای عید
eitaa.com/joinchat/1334902818Cd66d382b20
🔷🔹آموزش+ساخت=خودکفایی با"گلرخ"
eitaa.com/joinchat/1434451999Cae3dd52ecd
🔷🔹ڪانال خبــری آتـــــش بــه اختیــــاران
eitaa.com/joinchat/503447578C15c0432db2
🔷🔹دنیــــــــای اسـتیڪــر
eitaa.com/joinchat/1364328474Cc3a955711f
🔷🔹کانال کیف وکفش پانیز
eitaa.com/joinchat/2034892830Cf4ebd52a5f
🔷🔹سردارقلبمسردارآسمانی
eitaa.com/joinchat/440336418C923edad638
🔷🔹کانال لباسبچه پانیز
eitaa.com/joinchat/4205051924C5f95ce557d
🔷🔹کتاب خوب
eitaa.com/joinchat/2994601997C52c0bdbc8a
❌کلاس های کاملا رایگان سواد رسانهای🌺
بجنبید تا خصوصی نشده🏃♂ شماهم دعوتید 🌺
💯 eitaa.com/joinchat/2011496448C2b00395a53
➖➖➖ 🔷🔶🔹🔸🔷🔶 ➖➖➖
لیست شبانه19بهمن؛ @Listi_Baneri_110
[°🕊°] #خاطره_نحوی_شهادت :
رفتم پیش جواد محب، فرمانده گروهان خودمان. وارد سنگر شدم. نشستم گوشه سنگر به کارهای محمد (محمدرضا تورجی زاده) فکر می کردم. یادم افتاد در ایام کربلای 5 یکبار با محمد صحبت می کردم،حرف از شهادت بود.
محمد گفت: من در عملیاتی شهید می شوم که رمز آن #یا_زهرا(س) است. من هم فرمانده گردان یازهرا(س) هستم!
نمی دانم چرا یکدفعه یاد این حرفها افتادم. خیلی دلشوره داشتم. یکدفعه صدای خمپاره آمد. برگشتم به سمت نوک تپه. گلوله دقیق داخل سنگر فرماندهی خورده بود!
به همراه یکی از بچه ها دویدیم به سمت نوک تپه. دل توی دلم نبود. همه خاطرات گذشته ای که با محمد داشتم در ذهنم مرور می شد. با این حال به خودم دلداری می دادم.
می گفتند: محمد تورجی شدید مجروح شده.
رنگ از چهره ام پرید. برای چند لحظه به چهره ( برادر محب ) خیره شدم. خدا کند آنچه در ذهنم آمده درست نباشد.
به چشمان هم خیره شدیم. برادر محب سرش را به علامت تایید تکان داد. بعد در حالی که اشک از چشمانش جاری بود گفت: تورجی هم پرواز کرد!
آری محمدرضا پرواز کرد همانطور که گفته بود و همانطور که باید!
همچون مادرش زهرا(س)
#پــهلـو...
#بـــازو...
•┈┈••✾•🍃•🌹•🍃•✾••┈┈•
@sardareghalbam
•┈┈••✾•🍃•🌹•🍃•✾••┈┈•
🌼🍃🌼🍃🌼
🍀 #کلام_بزرگان
🌺 #آیت_الله_مجتهدی
🍀روایت داریم در خانه ای که #بی_نماز باشد:
⛔️ #برکت_و_رزق می رود
⛔️ #برکت_از_عمر می رود
⛔️ #هفتاد_هزار_لعنت_ملائکه بر اهل خانه می فرستند
⛔️ همه ی اهل خانه #بی_ایمان از دنیا می روند.
⁉️ میدانید چرا آن فرد نماز شب خوان هم بی ایمان از دنیا می رود؟ چون: آن فردی که نماز شب می خوانده وقتی آن بی نماز را می دید اخمش را درهم نمی کرده.
🍃➻ @sardareghalbam ◆ ™
#وصیٖٺشہیدحججۍ
+مانٺوهرچقدرهمبلندوگشاد
باشہ؛چٰآدرنمیشہ:)😍❣
.
@sardareghalbam
•°.🐚🕸
-فڪرمیکنمدارمدیوونہمیشمـ🐾
+آرهدیگہدیوونهشدے:)🌴
واقعاعقلتوازدستدادے🌵💕
ولیبذاریہرازیوبهتبگم؛
آدمایخوبهمهدیونن:)🔖
#دیوانگیمابہڪسیربطندارد😇
.
@sardareghalbam
#رهبـرانہ💚
یکی گفـت:
هنـوزهم بااین اوضاع و گرانـی
پایہِ آرمان ها و رهبرت هستـی؟
گفتـم:
به ما آموختهاند درمکتـبِ حُسـین{ع} ممکن است
گاهـی آب هم برایِ خوردن نباشـد:)✨
@sardareghalbam
✿✵✨🍃🌸<❈﷽❈>🌸🍃✨✵✿
🔸داســـــــ 📚ـتان 🔸
*دختری جویای نوازش پدر شهیدش*
_موضوع داستان: شهدایی
مسئول ڪاروان شهدا بود؛ مےگفت :
پیڪر شهدا رو واسه تشییع مےبردن، نزدیڪ خرم آباد دیدم جلو یڪے از تریلےها شلوغ شده..!
اومدم جلو دیدم یه دختر 14 ، 15 ساله جلو تریلے دراز ڪشیده..!
گفتم : چے شده ؟!!
گفتن: هیچے این دختره اسم باباشو رو این تابوت ها دیده گفته تا بابامو نبینم نمیذارم رد بشید ...
بهش گفتم: صبر ڪن دو روز دیگه میرسه تهران معراج شهدا ، بعد برمیگردوننشون ...
گفت : نه من حالیم نمیشه، من به دنیا نیومده بودم بابام شهید شده، باید بابامو ببینم...
تابوت ها رو گذاشتم زمین، پرچمو باز ڪردم یه ڪفن ڪوچک درآوردم ... سه چهار تا تیڪه استخوان دادم بهش؛ هی میمالید به چشماش، هے مےگفت : بابا ، بابا ، بابا ... 😭
دیدم این دختر داره جون میده؛ گفتم : دیگه بسه عزیزم بذار برسونیم ...
گفت : تو رو خدا بذار یه خواهش بڪنم ؟
گفتم : بگو ... ؟
گفت: حالا ڪه میخواید ببرید، به من بگید استخوان دست بابام ڪدومه ؟!!!
همه مات و مبهوت مونده بودن ڪه میخواد چیڪار ڪنه این دختر !!!
اما ... ڪاری ڪرد ڪه زمین و زمانو به لرزه درآورد ...😭
استخوان دست باباشو دادم دستش؛ تا گرفت گذاشت رو سرش و استخوان دست باباش را میکشید روی سرش
می گفت : *"آرزو داشتم یه روز بابام دست بڪشه رو سرم"* 😭
*:🔹🔸شما بگید ما چقدر به شهدامون مدیونیم ؟؟؟!!!*
🌷رفته سردار نفس تازه کند برگـردد...
چون ظهور گل نرگس به خدا نزدیک است....
#شهیدحاج_قاسم_سلیمانی