شهید قاسم تیموری: اگر پایم سالم بود جای امنی برای داعش نمیگذاشتم
📌همرزم شهید نقل می کند:در سوریه بودیم که برای کاشت تله انفجاری و مینهای ضد تانک مامور شدیم. آقا قاسم با اینکه سنشان از همه ما بیشتر بود و مجروحیت هم داشت، بیشتر از ما مین کاشت.
🔸مینهای ۵۰ کیلویی را به راحتی جابجا میکرد و حدودا دو برابر ما مین کاشت، وقتی برای استراحت کنار هم نشستیم پای مصنوعیاش را درآورد.
🔹با فشاری که روی پایش آمده بود درد زیادی را تحمل میکرد، ولی به روی خودش نمیآورد، یکی از دوستانی که با ما بود با تعجب به پاهای شهید نگاه میکرد
▪️ باورش نمیشد با یک پا اینقدر کار کرده باشد و با حالتی از تعجب سوال کرد حاجی با این وضع سختت نیست؟
▫️در آن حال شهید تیموری حرفی زد که تا به حال از او نشنیده بودیم، تا به آن روز از نقص عضوش حرفی نزده بود، اما آنجا چندبار روی پای مصنوعیش زد و گفت: «ای پا اگر سالم بودی جای امنی را برای داعشیها نمیگذاشتم.»
#شهید_قاسم_تیموری
#شهید
#مادر
#روز_مادر
#شهادت
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🍃🌸
#وصیت_شهدا
درآخرین لحظات زندگی وقتی در محاصره ی نیروهای تکفیری هست ، با بی سیم وصیت میکنه :
چادر مادرمون حضرت زهرا(س) رو همیشه روی سرتون نگه دارید .
#شهید_عباسعلی_علیزاده
#چادر
#حجاب_وعفاف
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
ماجرای شهیدی که چشمش را بعد از شهادت باز کرد
طبق وصیتنامه پسرم از من خواسته بود خودم او را داخل خاک بگذارم. چادرم را به گردنم بستم و با کمک دیگران دستم را زیر سر عباس گذاشتم و او را داخل قبر گذاشتم. بوسیدمش و خدا را شکر کردم فرزندی به من داد که در طول این مدت ۲۵ سال یک لحظه هم گناه نکرد.
مادر شهید عباس زرگری میگوید: «در بهشت معصومه با دیدن پیکر پسرم عباس با او درددل کردم و گفتم اگر حرفهای من را متوجه میشوی، چشمهایت را باز کن و به من نگاه کن. دیدم عباس چشم راستش را باز کرد.» شهید عباس زرگری متولد ششم بهمنماه 1340 در شهر قم بود که در 24 دی ماه 1365 در شلمچه در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. او از طلاب حوزه علمیه قم بود که تحصیل در دانشگاه جبهه را ترجیح داد و داوطلبانه عازم شد.
روحش شاد یادش گرامی🥀
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🌷🍁🌺🦚🌺🍁🌷
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
امروز سه شنبه نوزدهم دیماه و شش رجب المرجب و هشتم ژانویه صبحتون بخیر و خوشی و شادی و شادمانی و اهل بیتی و طول عمر با عزت توأم با صحت ، سلامت، عافیت و عاقبت بخیری شاءالله تعالی
ذکر امروز صد مرتبه :: یا حی و یا قیوم
حدیث امروز::
وَ قالَ السَّجادُ عليه السلام:
اِيـّاكَ وَالاِْبْتـِهاجَ بالِذَّنْبِ، فاِنَّ الاِْبْتِهاجَ بِهِ اَعْظَمُ مِنْ ركُوُبِهِ.
امام چهارم عليه السلام فرمود: مبادا به گناهى كه انجام داده اى خوشحال باشى، زيـرا اظـهار شـادى بخـاطـر گـناه از انجام آن «گناه» بزرگتر است.
اکشف ارلغمه ، ج ۲ ، ص ۱۰۸
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج و العافیت والنصر جهت سلامتی وجود نازنین و تعجیل در امر فرجش هفت صلوات مؤید وموفق و پیروز و سربلند و. پایدار و حاجت روا و مستدام باشید مولا علی یارتون حق حافظ و نگهدارتون التماس دعا یا علی مدد
🌷🍁🌺🦚🌺🍁🌷
از ابࢪاهیم پࢪسیدم :
آࢪوزۍ شما شھادته دࢪسته؟
خندید و گفت: شهادت ذࢪهاۍ از آࢪزوۍ من است☺️
من میخواهم چیزۍ از من نماند مثلِ اࢪباب بۍکفن 😞 قطعه قطعه شوم
اصلا دوست نداࢪم جنازهام بࢪگࢪدد
دلم میخواهد گمنام بمانم
چون مادࢪ سادات قبࢪ نداࢪد
نمیخواهم مزاࢪ داشته باشم ...💔🕊
#شهید_ابراهیم_هادی
#سلامتی_امام_زمان_صلوات🌹
#اللّٰھُمَّ_عجِّلْ_لِوَلیڪَ_الْفَرَج🌹
#اَللّٰٰھُــمَ_صَّــلْ_علٰـے_مُحَمَّــدِ_ﷺ_وَآل_مُحَمَّــد_ﷺ_وَعجْــل_فَرَجَهُــم
┄┄┅┅┅❅🌷❅┅┅┅┄┄
💌 #شھــیـــدانه🌷🌷🌷🌷🌷🌷
شهید عبدالله قربانی🕊🌷
🍃برادرم چند خصيصه در زندگياش داشت كه مهمترينش اهتمامي بود كه به نماز اول وقت داشت. آيتالله قاضي استاد اخلاق آيتالله بهجت ميفرمايد كه با نماز اول وقت به هر مقام عاليهاي كه بخواهي ميرسي. شهيد به نماز اول وقت و نماز جماعت اهميت ميداد. نميشد خانه پدرم بيايد و صداي اللهاكبر اذان بلند شود و او نشسته باشد. وضو ميگرفت و به سمت مسجد حركت ميكرد. در خانه خودش هم همينطوري بود. دوستانش در سوريه ميگفتند نشد نماز جماعت اول وقتش ترك شود. 🌷
🌸يكي اين عنصر و ديگري عنصر ولايتمداري خيلي در وجودش بارز بود. وصيتنامهاش را كه بخوانيد متوجه ميشويد چه ارادت و محبت قلبياي نسبت به بحث ولايت و شخص مقام معظم رهبري داشت. اين پيوندي بود كه در وجودش از فرهنگ عاشورا ريشه دوانيده بود. عشق و ارادت و محبتي كه به اباعبدالله و اهلبيت داشت در وجودش كاملاً ديده ميشد.🌷
🌼عبدالله خيلي اهل تفكر بود. اهل عمل بود تا حرف زدن. انسان از استاد بينياز نيست و عبدالله به دوستانش ميگفت ايراد و مشكلاتي كه در وجودم ميبينيد را بگوييد. تأكيد ميكرد اگر در مواردي به تذكر نياز دارد به او گفته شود. جداي از اين خودش را مقيد به انجام واجبات و ترك محرمات ميكرد. به دليل جهادي كه روي خودش و نفسش انجام داده بود خدا اين توفيق را داد كه به اين مقام برسد. عبدالله به درستي راهش را پيدا كرده بود.🌷