رفته بود شناسایی منطقه کوهستانی در کردستان عراق بعد از چند روز از شناسایی برگشت.
مقدار زیادی مقوا و چسب و کاغذ باطله برداشت و به داخل چادر رفت.
روز بعد قرار بود فرماندهان گردان ها را جمع کنند و در مورد مسیر عبور هر گردان و... با آنها صحبت کنند.
بعد از صحبت های اولیه فرمانده لشکر، رضا نادری فرماندهان را به چادر خودش برد.
همه از آنچه می دیدند تعجب کردند. او یک ماکت بزرگ از منطقه کوهستانی عملیات درست کرده بود! به هر کدام از فرماندهان، از روی ماکت توضیح می داد که در عملیات از کجا باید عبور کنید و چه ماموریتی را باید انجام دهید و با چه مشکلاتی روبرو خواهید شد...
🍂🌸 برگرفته از 📙کتاب کمی درنگ کن. خاطرات شهید رضا نادری.
#شهید_رضا_نادری
#شهدای_دفاع_مقدس
#شهدای_سپاه
#شهدای_عملیات_مرصاد
#زندگی_نامه
#خاطرات_شهید
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج