7.25M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨دیدن این کلیپ به والدینی که فرزندانشان را آزادانه در فضای مجازی رها میکنند واجب است
ببینید رسانهها چقدر قوی میتونند قلب و ذهن بچهها رو تسخیر کنند
.:
@savabaemal
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی میگن هر ویدیویی که میبینین رو باور نکنین
.:
@savabaemal
کسی برای شما حتی یک استوری هم نمیگذارد...
#افغانستان_تسلیت
.:
@savabaemal
این پای یکی از دختران حادثه تروریستی کابل است
اما کسی برای شما حتی یک استوری هم نمیگذارد...
#افغانستان_تسلیت
.:
@savabaemal
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺 حضور پسرخاله "مهسا امینی" با لباس و پرچم رسمی حزب تجزیه طلب ایران "کومله" در برابر دوربین خبرگزاری دولتی فرانسه
.:
@savabaemal
اخبارک
- تأکید رئیس جمهور بر لزوم هماهنگی برای پیشگیری توأمان از شیوع آنفلوانزای فصلی و کرونا
- سردار سلامی: انتقام خون شهدای زاهدان در دستورکار سپاه قرار دارد
- شهادت بسیجی اهل سنت در حادثه تروریستی زاهدان/ تعداد شهدا به ۴ نفر افزایش یافت
- سیدحسن نصرالله: ایران قویتر از آن است که با این حوادث به لرزه بیفتد
- یدیعوت آحارونوت: ارتش اسرائیل با ترور مسئولان ارشد حماس، فتح و جهاد اسلامی موافقت کرده است
- آسوشیتدپرس: نشانههای رکود در اقتصاد آمریکا به وضوح مشاهده می شود
- تجمع در خیابانهای بغداد؛ این بار گروه "معترضان اکتبر" آمدند؛ صدری ها هم کنارشان
- رهبر چچن خواستار استفاده از سلاح هسته ای تاکتیکی در اوکراین شد
- جاسوسی از مقامات ارشد اندونزی با جاسوس افزار رژیم صهیونیستی
- معترضان آلمانی خواستار پایان تامین تسلیحاتی اوکراین شدند
- جهش بهای انرژی انگلیسیهای معترض را به خیابان کشاند
- جبهه ملی افغانستان مدعی جلسه مخفیانه طالبان با گروههای تروریستی شد
- میشل عون: پرونده ترسیم مرزها بهزودی به نفع لبنان بسته میشود
- گوترش خواستار تمدید آتشبس یمن برای چهارمین بار شد
.:
@savabaemal
✨﷽✨✅به ادعا نتوان شیعه بود
✍ پرسید: «میثم تمّار کیست؟» گفتم: «میثم آن است که در عصر سکوت، یاعلی گفت و سرش بَر دار رفت.» گفت: «از او بیشتر برایم بگو!»
گفتم: «میثم، رفیق بیرقیب امیرِ مومنان و در دلدادگی نسبت به ایشان مایهٔ اعجاب همگان بود. وقتی به جُرم عشق به خاندان ولایت، دست و پایش بریده شد، از عمق جان، با نطقی فصیح و آمیخته با حلاوت قرآن، زبان به مدح اهلِ بیت گشود و آنچنان از خیانتهای بنیامیه پرده برداشت که طاقت از کف دادند و بر دهانِ حقگویش لجام زدند. او اولین کسی بود که در راه دفاع از حریم ولایت و پاسداشت مقام امامت، دست، پا و زبانش بریده شد.»
جملاتم پایان یافت. چشمانش منقلب و بارانی بود. شبنمِ اشک، آرام بر گونههایش نشست. با آرامشی لبریز از نور معرفت و ایمان، در گوشهای از دفترش که مزیّن به نام امام زمان بود، نوشت:
«میثم تمّارها برای من حجتند تا از یاد نبرم که به ادعا نتوان شیعه بود…»
.:
@savabaemal
🌸🍃🌸🍃
#تواضع_در_منزل
روزی خانه یکی از دوستان رفتم که ویلایی بود و دو در داشت. و او همیشه از در پشتی میرفت و این در، ارتفاعش کم بود و باید برای داخل خانه رفتن انسان خم میشد.
پرسیدم، چرا ارتفاع این درب را بالاتر نمیبری؟ جواب قشنگی داد.
گفت: این در فقط برای ورود من است. چون وقتی از بیرون میآیم میخواهم قد خود را خم کنم، و غرورم بشکند و بدانم، محل کار و ریاست تمام شد.
به خانه ام میآیم، و اینجا کسانیکه هستند، چشم انتظار تواضع و مهربانی من هستند، نه تکبر و امر و نهی من.
کسانیکه اینجا هستند زن و فرزندان و اهلبیت من هستند نه کارگران کارخانهام.
.:
@savabaemal
🌸🍃🌸🍃
#حکمت_خداوند
خیر در چیزی است که اتفاق میافتد.
باید تسلیم بود. گاهی برای شما حادثهای رخ میدهد و شما را غصهدار میکند؛
اما پس از مدتی متوجه میشوید در دل این بحران برکاتی نهفته است
که خداوند در یک بستهبندی تلخ به شما هدیه میدهد!
مطمئن باش ساقی هر چه ریزد از لطف اوست.
.:
@savabaemal
✨﷽✨#داستان_زیبا
✍رسول دادخواه خیابانی تبریزی معروف به حاج رسول تُرک، از عربدهکشهای تهران بود،اما عاشق امام حسین علیهالسلام بود.در ایام عزاداری ماه محرم شب اول، بزرگان و صاحبان مجلس محترمانه بیرونش کردند و گفتند: تو عرقخوری و آبروی ما را میبری!حاج رسول برگشت و داخل خانه رفت و خیلی گریه کرد و گفت: ناظم ترکها جوابم کرد، شما چه میگویی، شما هم میگویی نیا؟!
اول صبح در خانهاش را زدند، رفت در را باز کرد، دید، ناظم ترکهاست، روی پای حاج رسول تُرک افتاد و اصرار کرد بیا بریم، گفت: کجا؟! گفت: بریم هیئت! حاج رسول گفت: تو که من را بیرون کردی؟ گفت: اشتباه کردم، حاج رسول گفت: اگر نگویی نمیآیم! ناظم گفت دیشب در عالم رؤیای صادقانه دیدم، در کربلا هستم، خیمهها برپاست، آمدم سراغ خیمه سیدالشهداء علیهالسلام بروم، دیدم یک سگ از خیمهها پاسداری میکند، هر چه تلاش کردم، نگذاشت نزدیک شوم، دیدم بدن سگ است، اما سر و کله حاج رسول است، معلوم میشود امام حسین علیهالسلام تو را به قبول کرده است.
ناگهان حاج رسول شروع کرد به گریه کردن، آنقدر خودش را زد گفت: حالا که آقام من را قبول کرده است، دیگر گناه نمیکنم، توبه نصوح کرد، از اولیای خدا شد. شبی عدهای از اهل دل جلسهای داشتند، آدرس را به او ندادند، ناگهان دیدند در میزنند، رفتند در را باز کردند، دیدند حاج رسول است! گفتند: از کجا فهمیدی کلی گریه کرد و گفت: بیبی آدرس را به من داده است، شب آخر عمرش بود و رو به قبله بود گفتند: چگونهای!گفت: عزرائیل آمده، او را میبینم، ولی منتظرم اربابم بیاید.
.:
@savabaemal