eitaa logo
روابط عمومی عقیدتی سیاسی شهرستان سوادکوه
113 دنبال‌کننده
4.1هزار عکس
5.3هزار ویدیو
50 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح روز قبل از عملیات عبدالله غسل زیارت کرد. عین خوش بودیم به او گفتم: «هان چه خبره؟!» گفت: «می خواهم بشم.» با خودم گفتم: «مگه به همین راحتیه؟» سر شب باران تندی بارید. همه جا پر از آب شده بود. دشمن خیالش راحت شد که ما حمله نمی کنیم. بچه های بسیجی خط را شکسته، پیشروی کردند. بچه های هم همراهیشان می کردند تا هر جا لازم باشد خاکریز بزنند. عبدالله از ساعت ۱۲ شب شروع به کار کرده بود. تا ۵ صبح پشت فرمان نشست و بی وقفه کار کرد. ساعت ۵ خمپاره ای نزدیکش فرود آمد و به دیدار پروردگارش شتافت. ✍ : حاج عقیل غریب بلوک – همرزم شهید 🌷 🌷 •┈┈••✾•🌷🍃🌸🍃🌷•✾••┈┈• شادےروح شهدا