مسیب، زندانبان امام موسی کاظم علیه السلام میگوید:
سه روز قبل از شهادت امام مرا طلبید و فرمود:
" امشب عازم مدینه هستم تا عهد امامت پس از خود را به فرزندم علی واگذار کنم و او را وصی و خلیفه خود نمایم."
گفتم:" آیا توقع دارید با وجود این همه مامور و قفل و زنجیر، امکان خروج شما را فراهم کنم؟!"
فرمود: " ای مسیب، تو گمان میکنی قدرت و توان الهی ما کم است؟ "
گفتم:" نه، ای مولای من !
. " فرمود: " پس چه؟ "
گفتم:" دعا کنید ایمانم قویتر شود "
امام چنین دعا کرد: " خدایا او را ثابتقدم بدار. "
سپس فرمود:" من با همان اسم اعظم الهی که آصف بن برخیا ( وزیر حضرت سلیمان علیه السلام ) تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به فلسطین آورد، خدا را میخوانم و به مدینه میروم."
ناگهان دیدم امام دعایی خواند و ناپدید شد. اندکی بعد بازگشت و با دست خود زنجیرهای زندان را به پای مبارک بست.
سپس فرمود: من پس از سه روز از دنیا میروم.
من به گریه افتادم...😭
فرمود: " گریه مکن و بدان که پسرم علی ابن موسی الرضا پس از من، امام توست. "
📚منابع: بحار الانوار، ج 48، ص 224، ح 26 از عیون.
#صدای_باران☔️
https://eitaa.com/sedaybaran
4_6043899707170750577.mp3
5.79M
صوت ۵ دقیقه
شهادت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام
حاج منصور ارضی
#صدای_باران☔️
https://eitaa.com/sedaybaran
بالاخره سال 98 با همه سختی هایش به پایان رسید...✔️
ان شاء الله در سال 99 بهترین اتفاقات برای شما اعضای محترم و مردم ایران و جهان رقم بخوره 🙏✨
التماس دعای فرج 🙏✨
📌پیشنهادی برای ایام نوروز
🔸یکی از دستورات بسیار مهم دین-که آنرا برای ایام نوروز پیشنهاد میدهم- محاسبه نفس است. البته دستور محاسبۀ نفس در پایان هر روز باید انجام بگیرد اما حداقلش این است که انسان سالی یکبار بنشیند و خودش را محاسبه کند؛ همانطوری که ادارات در آخر سال، اموال خود را محاسبه و جمعبندی میکنند.
🔸محاسبۀ نفس سه اثر مهم دارد: اول اینکه آدم محبوب خدا میشود. چون خدا از انسانِ مراقب و حسابگر خوشش میآید. دوم اینکه انسان به عیوبش آگاه میشود و میتواند برای رفع آنها اقدام کند. سوم اینکه هرکسی در دنیا محاسبۀ نفس کند، روز قیامت از او آسانتر حسابرسی میکنند.
🔸اگر مدام محاسبۀ نفس کنیم و به عیوب خودمان نگاه کنیم، افسرده نمیشویم؟
نه؛ چون ما در این کار تنها نیستیم، بلکه در آغوش خدا به عیوب خودمان میپردازیم و از خدا میخواهیم عیوبمان را برطرف کند، مثل بچهای که لباسش کثیف شده و به آغوش مادرش پناه میبرد و گریه میکند. و خدا قطعاً بیشتر از یک مادر، بندگانش را دوست دارد.
🔸البته در وقت تفکر، نباید به سراغ حسرت از گذشته یا غصۀ آینده برویم یا به حساب دیگران برسیم! باید به احوال نفس خودمان فکر کنیم.
🔸امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: محاسبۀ نفس خودت را یادداشت کن(غررالحکم/ص۴۵۳) محاسبۀ نفس کن و بنویس؛ جمعبندی آنرا هم به عهدۀ خدا بگذار! یعنی بعد از حساب و کتاب، صادقانه به خدا بگو: «خدایا! من از پسِ این نفس بر نمیآیم! نمیتوانم درستش کنم، خودت درستش کن!»
🔸یکی از وجوه معنویت نوروز این است که ما در پایان هر سال، نفس خودمان را محاسبه کنیم. مثلاً در محاسبۀ نفست بگو: «من چند سال از عمرم را گذراندهام؟ چه خلقیات و رفتارهایی دارم؟ این کارها را برای چه انجام دادهام؟ در این ده-بیست سالی که از عمر تکلیف من گذشته، چه تغییری در خودم ایجاد کردهام؟ چرا خطاهای من تکرار شده؟» چون آدم وقتی مرتکب خطایی میشود باید متوجه نقطه ضعف خودش بشود و آن خطا را تکرار نکند.
👤 علیرضا پناهیان
👈🏼متن کامل:
📎 Panahian.ir/post/3808
@Panahian_ir
سلام و عرض ارادت به اعضای خوب کانال صدای باران☔️
سال نوی همگی مبارک باشه 🌹
ان شاءالله سال پرخیر و برکتی باشه براتون ... پر از اتفاقات خوووب و عالی 👌✨
پر از جهش های علمی و اخلاقی و اقتصادی و....👌✨✨
ارادتمند همه شما هستم ☺️
🌹.....آن قدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی گفته بود تو به ایران باز نمی گردی بیا همین جا تشکیل خانواده بده!...
همسر شهید لشگری می گفت خدا حسین را فرستاد تا سرمشقی برای همگان شود...او اولین کسی بودکه رفت و آخرین نفری بود که برگشت....
اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود...
وقتی بازگشت از او پرسیدند این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی و او می گفت: برنامه ریزی کرده بودم و هرروز یکی از خاطرات گذشته خود را مرور می کردم سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن راکامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا خوانده بود
حسین می گفت: از هیجده سال اسارتم ده سالی که تو انفرادی بودم سالها با یک "مارمولک" هم صحبت می شدم.
بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود!
عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم،
این را بگویم که من ۱۲ سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵دقیقه آفتاب را داشتم...
📗کتاب خاطرات دردناک
#صدای_باران☔️
https://eitaa.com/sedaybaran
💫بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند
💫سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند
💫حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند
💫خلق عالم همه تبریک به ما می گویند
💫حکم توحید به ما و به شما می گویند...
✨عید مبعث✨
بر همه شما بزرگواران تبریک و تهنیت باد !
#صدای_باران☔️
https://eitaa.com/sedaybaran
═══ ೋ🌹ೋ═══