🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت21 #کتاب_مسئله_حجاب ديگي حايل آمد آن دو را نيست كرد آن آب را كردش هوا مرد برخلاف آنچه ابتد
پارت 22
#کتاب_مسئله_حجاب
پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود از ميان ميرود و همراه آن از جاذبه
جنسي او هم كاسته ميشود ".
". اين صحيح است اما عكس آن هم صحيح است
" مشتاقي است مايه مهجوري
ميگويند:
مهجوري است مايه مشتاقي ".
"
كه:
امروز يكي از خعهايي كه در دنياي اروپا و امريكا وجود دارد خع عشق است. در كلمات
دانشمندان اروپائي زياد اين نكته به چشم ميخورد كه اولين قرباني آزادي و بيبند و باري
امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالي است. در جهان امروز
هرگز عشقهائي از نوع عشقهاي شرقي از قبيل عشقهاي مجنون و ليلي، و خسرو و شيرين
رشد و نمو نميكند.
نميخواهم به جنبه تاريخي قصه مجنون و ليلي، و خسرو و شيرين تكيه كرده باشم، ولي
اين قصههاي بيان كننده واقعياتي است كه در اجتماعات شرقي وجود داشته است.
از اين داستانها ميتوان فهميد كه زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسي مرد تا كجا
پايه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به آستان خود فرود آورده است؟
قطعا درك نز اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و مخفي كردن خود به
صورت يك راز تأثير فراوان داشته است.
بخش سوم: فلسفه پوشش در اسلام
- 1 واژه حجاب.
- 2 سيماي حقيقي مسأله حجاب.
- 3 معاشرت آزاد از جنبه رواني.
- 4 بحثي در حس تغزل.
- 5 معاشرت آزاد از نظر زندگي خانوادگي.
- 6 معاشرت آزاد از نظر زندگي اجتماعي.
فلسفه پوشش در اسلام
فلسفههائي كه قبلا براي پوشش ذكر كرديم غالبا توجيهاتي بود كه مخالفين پوشش
تراشيدهاند و خواستهاند آن را حتي در صورت اسلاميش امري غير منطقي و نامعقول
معرفي كنند. روشن است كه اگر انسان مسألهاي را از اول خرافه فرض كند، توجيهي هم
كه براي آن ذكر ميكند متناسب با خرافه خواهد بود. اگر بحث كنندگان، مسأله را با
بيطرفي مورد كاوش قرار ميدادند در مييافتند كه فلسفه پوشش و حجاب اسلامي
هيچيك از سخنان پوچ و بي اساس آنها نيست.
ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصي قائل هستيم كه نظر عقلي آن را موجه
ميسازد و از نظر تحليل ميتوان آنرا مبناي حجاب در اسلام دانست.
واژه حجاب
پيش از اينكه استنباط خود را در اين باره ذكر كنيم لازم است يك نكته را يادآوري كنيم. آن نكته اينست كه معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي
پوشش زن معروف شده است چيست؟ كلمه حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به
معني پرده و حاجب. بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين كلمه از آن جهت مفهوم
پوشش ميدهد كه پرده وسيله پوشش است، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر
پوشش ي حجاب نيست، آن پوشش حجاب ناميده ميشود كه از طريق پشت پرده واقع
شدن صورت گيرد. در قرآن كريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اينطور توصيف
" « حتي توارت بالحجاب » " )1 )يعني تا آنوقتي كه خورشيد در پشت پرده
ميكند:
مينامند.
حجاب "
مخفي شد. پرده حاجز ميان قلب و شكم را "
در دستوري كه اميرالمؤمنين عليه السلام به مالك اشتر نوشته است ميفرمايد: « فلا
تطولن احتجابك عن رعيتك .)2 « )يعني در ميان مردم باش، كمتر خود را در اندرون
خانه خود از مردم پنهان كن، حاجب و دربان ترا از مردم جدا نكند، بلكه خودت را در
معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمنديها و شكايت
خود را بن گوش تو برسانند و تو نيز از جريان مور بياطلاع نماني.
ابن خلدون در مقدمه خويش فصلي دارد تحت عنوان " فصل في الحجاب كيف يقع في
در اين فصل بيان ميكند كه حكومتها در بدو تشكيل ميان
الدول و انه يعظم عند الهرم "
خود و مردم حائل و فاصلهاي قرار نميدهند ولي تدريجا حائل و پرده ميان حاكم و مردم
ضخيمتر ميشود تا باعخره عواقب ناگواري به وجود ميآورد. ابن خلدون كلمه حجاب را به
معني پرده و حائل - نه پوشش - به كار برده است.
پاورقي:
- 1 سوره ص، آيه 32 .
- 2 نهج البلاغه، نامه 5
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت 22 #کتاب_مسئله_حجاب پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود از ميان ميرود و همراه آن از جاذبه
پارت23
#کتاب_مسئله_حجاب
استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبة جديد است. در قديم و
مخصوصا در اصطلاح فقهاء كلمه " ستر " كه به معني پوشش است به كار رفته است.
فقهاء چه در كتاب الصلوه و چه در كتاب النكاح كه متعرض اين مطلب شدهاند كلمه "
ستر " را به كار بردهاند نه كلمه حجاب را.
بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نميشد و ما هميشه همان كلمه " پوشش " را به كار
ميبرديم. زيرا چنانكه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است، و اگر در مورد پوشش به
كار برده ميشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده
زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد
و بيرون نرود.
وظيفه پوشش كه اسلام براي زنان مقرر كرده است بدين معني نيست كه از خانه بيرون
نروند. زنداني كردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست. در بر خي از كشورهاي قديم مثل
ايران قديم و هند چنين چيزهائي وجود داشته است ولي در اسلام وجود ندارد.
پوشش زن در اسلام اينست كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به
جلوهگري و خودنمائي نپردازد. آيات مربوطه همين معني را ذكر ميكند و فتواي فقهاء هم
مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذكر
خواهيم كرد. در آيات مربوطه لغت حجاب به كار نرفته است. آياتي كه در اين باره هست
چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب، حدود پوشش و تماسهاي زن و مرد
را ذكر كرده است بدون آنكه كلمه حجاب را به كار برده باشد. آيهاي كه در آن، كلمه
حجاب به كار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام.
ميدانيم كه در قرآن كريم درباره زنان پيغمبر دستورهاي خاصي وارد شده است. اولين آيه
خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز ميشود: « يا نساء النبي لستن كأحد من النساء
»يعني شما با ساير زنان فرق داريد. اسلام عنايت
خاصي داشته است كه زنان پيغمبر چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات
ايشان، در خانههاي خود بمانند، و در اين جهت بيشتر منظورهاي اجتماعي و سياسي در
كار بوده است. قرآن كريم صريحا به زنان پيغمبر ميگويد: « و قرن في بيوتكن » يعني در
خانههاي خود بمانيد. اسلام ميخواسته است " امهات المؤمنين " كه خواه ناخواه احترام
زيادي در ميان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند، و احيانا ابزار
عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسي و اجتماعي واقع نشوند. و چنانكه ميدانيم
يكي از " امهات المؤمنين " ( عايشه ) كه از اين دستور تخلف كرد، ماجراهاي سياسي
ناگواري براي جهان اسلام به وجود آورد. خود او هميشه اظهار تأسف ميكرد و ميگفت
دوست داشتم فرزندان زيادي از پيغمبر ميداشتم و ميمردند اما به چنين ماجرائي دست
نميزدم.
سر اينكه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اينكه بعد از آن حضرت با شخص ديگري ازدواج
كنند به نظر من همين است. يعني شوهر بعدي از شهرت و احترام زنش سوء استفاده
ميكرد و ماجراها ميآفريد. بنابراين اگر درباره زنان پيغمبر دستور اكيدتر و شديدتري
وجود داشته باشد بدين جهت است.
به كار رفته آيه 54 از سوره احزاب است
به هر حال آيهاي كه در آن آيه كلمه " حجاب "
" « و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب » ". يعني اگر از آنها
كه ميفرمايد:
متاع و كالاي مورد نيازي مطالبه ميكنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد. در اصطلاح تاريخ و
حديث اسلامي هر جا نام " آيه حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آيه
حجاب چنان بود و بعد از نزول آيه حجاب چنين شد، مقصود اين آيه است كه مربوط
به زنان پيغمبر است )1 ، )نه آيات سوره نور كه ميفرمايد:
پاورقي:
- 1 رجوع شود به صحيح مسلم جلد 4 صفحات 151 - 14
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت23 #کتاب_مسئله_حجاب استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبة جديد است. در قديم و مخصو
پارت24
#کتاب_مسئله_حجاب
« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم -» الي آخر « - قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن »
يا آيه سوره احزاب كه ميفرمايد:
« يدنين عليهن من جلابيبهن -» الي آخر.
اما اينكه چطور شد در عصر اخير به جاي اصطلاح رائج فقهاء يعني ستر و پوشش، كلمه
حجاب و پرده و پردگي شايع شده است براي من مجهول است، و شايد از ناحيه اشتباه
كردن حجاب اسلامي به حجابهائي كه در ساير ملل مرسوم بوده است باشد. ما در اين باره
بعدا توضيح بيشتري خواهيم داد.
سيماي حقيقي مسأله حجاب
حقيقت امر اينست كه در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن در اين
نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ روح سخن اينست كه
آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زني
در هر محفلي حداكثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد يا نه؟
اسلام كه به روح مسائل مينگرد جواب ميدهد: خير، مردان فقط در محيط خانوادگي و در
كادر قانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين ميتوانند از زنان به عنوان
همسران قانوني كامجوئي كنند، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است. و
زنان نيز از اينكه م ردان را در خارج از كانون خانوادگي كامياب سازند به هر صورت و به هر
شكل ممنوع ميباشند.
درست است كه صورت ظاهر مسأله اينست كه زن چه بكند؟ پوشيده بيرون بيايد يا عريان؟ يعني آنكس كه مسأله به نام او عنوان ميشود زن است، و احيانا
مسأله با لحن دلسوزانهاي طرح ميشود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و
در حجاب؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است و آن اينكه آيا مرد بايد در
بهرهكشي جنسي از زن، جز از جهت زنا، آزادي مطلق داشته باشد يا نه؟ يعني آنكه در اين
مسأله ذي نفع است مرد است نه زن، و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذي نفعتر است. به
قول ويل دورانت:
" دامنهاي كوتاه براي همه جهانيان بجز خياطان نعمتي است ".
پس روح مسأله، محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگي و همسران مشروع، يا آزاد بودن
كاميابيها و كشيده شدن آنها به محيط اجتماع است. اسلام طرفدار فرضيه اول است.
از نظر اسلام محدوديت كاميابيهاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع، از جنبه
رواني به بهداشت رواني اجتماع كمك ميكند، و از جنبه خانوادگي سبب تحكيم روابط
افراد خانواده و برقراري صميميت كامل بين زوجين ميگردد، و از جنبه اجتماعي موجب
حفظ و استيفاء نيروي كار و فعاليت اجتماع ميگردد، و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب
ميگردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است. بعضي از آنها جنبه رواني دارد و بعضي
جنبه خانه و خانوادگي، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي، و بعضي مربوط است به بالا بردن
احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.
حجاب در اسلام از يك مسأله كليتر و اساسيتري ريشه ميگيرد و آن اينست كه اسلام
ميخواهد انواع التذاذهاي جنسي، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به محيط خانوادگي و
در كادر ازدواج قانوني اختصاص يابد، اجتماع منحصرا براي كار و فعاليت باشد. برخلاف سيستم غربي عصر حاضر كه كار و فعاليت را با
لذتجوئيهاي جنسي به هم ميآميز دل، اسلام ميخواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر
تفكيك كند.
اكنون به شرح چهار قسمت فوق ميپردازيم:
چرا پوشش به زن اختصاص يافت؟
١ - آرامش رواني
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي بندوبار، هيجانها و التهابهاي جنسي را
فزون ميبخشد و تقاضاي سكس را به صورت يك عطش روحي و يك خواست اشباع
" دريا صفت " است، هر چه
نشدني در ميآورد. غريزه جنسي، غريزهاي نيرومند، عميق و
بيشتر اطاعت شود سركشتر ميگردد، همچون آتش كه هر چه به آن بيشتر خوراك
بدهند، شعله ورتر ميشود. براي درك اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت:
- 1 تاريخ همانطوري كه از آزمندان ثروت ياد ميكند كه با حرص و آزي حيرتآور در پي
گرد آوردن پول و ثروت بودهاند و هرچه بيشتر جمع ميكردهاند حريصتر ميشدهاند،
همچنين از آزمنداني در زمينه مسائل جنسي ياد ميكند. اينها نيز به هيچ وجه از نظر
حس تصرف تملك زيبا و يان در يك حدي متوقف نشدهاند. صاحبان حرمسراها و در واقع
همه كساني كه قدرت استفاده داشتهاند چنين بودهاند.
در فصل نهم كتاب خويش
" ايران در زمان ساسانيان "
كريستن سن نويسنده كتاب
مينويسد:
در نقش شكار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زني كه خسرو ( پرويز) در حرم
"
داشت ميبينيم. اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نميشد. دوشيزگان و بيوگان و زنان
صاحب اولاد را در هر جا نشان ميدادند، به حرم خود ميآورد. هر زمان كه ميل تجديد حرم ميكرد،
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت24 #کتاب_مسئله_حجاب « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم -» الي آخر « - قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن
پارت25
#کتاب_مسئله_حجاب
هر زمان كه ميل تجديد حرم ميكرد، نامهاي چند به
فرمانروايان اطراف ميفرستاد و در آن وصف زن كامل عيار را درج ميكرد. پس عمال او
هرجا زني را با وصف نامه مناسب ميديدند، به خدمت ميبردند ".
از اينگونه جريانها در تاريخ قديم بسيار ميتوان يافت. در جديد اين جريانها به شكل
حرمسرا نيست، به شكل ديگر است، با اين تفاوت كه در جديد لزومي ندارد كسي به اندازه
خسرو پرويز و هارون الرشيد امكانات داشته باشد. در جديد به بركت تجدد فرنگي، براي
مردي كه يك صد هزارم پرويز و هارون امكانات داشته باشد ميسر ستا كه به اندازه آنها از
جنس زن بهرهكشي كند.
در بشر چه حسي است؟ قسمتي از ادبيات جهان
" تغزل "
- 2 هيچ فكر كردهايد كه حس
عشق و غزل است. در اين بخش از ادبيات، مرد، محبوب و معشوق خود را ستايش ميكند،
به پيشگاه او نياز ميبرد، او را بزرگ و خود را كوچك جلوه ميدهد، خود را نياز ميبرد، او
را بزرگ و خود را كوچك جلوه ميدهد، خود را نيازمند كوچكترين عنايت او ميداند،
صد ملك جان به نيم نظر ميتواند بخرد، پس چرا
مدعي ميشود كه محبوب و معشوق "
در اين معامله تقصير ميكند " از فراق او دردمندانه مينالد.
اين چيست؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاي خود چنين نميكند؟ آيا تاكنون ديدهايد كه
يك آدم پول پرست براي پول، و يك آدم جاهپرست براي جاه و مقام غزلسرائي كرده
است؟ ! آيا تاكنون كسي براي نان غزلسرائي كرده است؟ چرا هر كسي از شعر و غزل
ديگري خوشش ميآيد؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت ميبرند؟ آيا جز اين است كه
همه كس آنرا با زبان يك غريزه عميق كه سراپاي وجودش را گرفته است منطبق ميبيند؟
چه قدر اشتباه ميكنند كساني كه ميگويند يگانه عامل اساسي فعاليتهاي بشر عامل
اقتصاد است !
بشر براي عشقهاي جنسي خود موسيقي خاصي دارد، همچنانكه براي معنويات نيز موسيقي خاص دارد، در صورتي كه براي حاجتهاي صرفا مادي از قبيل آب و
نان و موسيقي ندارد.
من نميخواهم ادعا كنم كه تمام عشقها جنسي است و هم هرگز نميگويم كه حافظ و
سعدي و ساير غزلسرايان صرفا از زبان غريزه جنسي سخن گفتهاند. اين مبحث، مبحث
ديگري است كه جداگانه بايد بحث شود.
ولي قدر مسلم اينست كه بسياري از عشقها و غزلها عشق و غزلهائي است كه مرد براي زن
داشته است. همين قدر كافي است كه بدانيم توجه مرد به زن از نوع توجه به نان و آب
نيست كه با سير شدن شكم اقناع شود، بلكه يا به صورت حرص و آز و تنوع پرستي در
ميآيد و يا به صورت عشق و غزل. ما بعدا در اين باره بحث خواهيم كرد كه در چه
شرائطي حالت حرص و آز جنسي تقويت ميشود و در چه شرائطي شكل عشق و غزل پيدا
ميكند و رنگ معنوي به خود ميگيرد.
به هر حال اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل كرده است. روايات زيادي
درباره خطرناك بودن غريزهاي كه مرد و زن را به يكديگر پيوند ميدهد وارد شده است.
اسلام تدابيري براي تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براي
زنان و هم براي مردان، تكليف معين كرده است. يك وظيفه مشترك كه براي زن و مرد،
هر دو، مقرر فرموده مربوط به نگاه كردن است:
« قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم... قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن
و يحفظن فروجهن » .
خلاصه اين دستور اينست كه زن و مرد نبايد به يكديگر خيره شوند،
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
پارت26
#کتاب_مسئله_حجاب
نبايد چشم چراني كنند، نبايد ينگاهها مملو از شهوت به يكديگر بدوزند، نبايد به قصد
لذت بردن به يكديگر نگاه كنند. يك وظيفه هم خاص زنان مقرر فرموده است و آن اينست
كه بدن خود را از مردان بيگانه پوشيده دارند و در اجتماع به جلوهگري و دلربائي نپردازند.
به هيچ وجه و هيچ صورت و با هيچ شكل و رنگ و بهانهاي كاري نكنند كه موجبات
تحريك مردان بيگانه را فراهم كنند.
روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح
بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام ميگيرد. همانطور كه بشر - اعم از مرد و
زن - در ناحيه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تملك جاه و مقام سير نميشود و اشباع
نميگردد، در ناحيه جنسي نيز چنين است. هيچ مردي از تصاحب زيبا رويان و هيچ زني از
متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و باعخره هيچ دلي از هوس سير نميشود.
و از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون است به نوعي
احساس محروميت. دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و
بيماريهاي رواني ميگردد.
چرا در دنياي غرب اينهمه بيماري رواني زياد شده است؟ علتش آزادي اخلاقي و جنسي و
تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله جرائد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و
مجالس رسمي و غير رسمي و حتي خيابانها و كوچهها انجام ميشود.
اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است كه ميل به
خودنمائي و خودآرائي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و
زن شكارچي، همچنانكه از نظر تصاحب جسم و تن، زن شكار است و مرد شكارچي. ميل
زن به خودآرائي از اين نوع حس شكارچيگري او ناشي ميشود. در هيچ جاي دنيا سابقه
ندارد كه مردان لباسهاي بدن نما و آرايشهاي تحريك كننده به كار برند. اين زن است كه
به حكم طبيعت خاص خود ميخواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسير
سازد. لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم
براي آنان مقرر گرديده است.
اما درباره طغيان پذيري غريزه جنسي و اينكه بر خلاف ادعاي افرادي مانند راسل، غريزه
جنسي با آزاد گذاشتن كامل و خصوصا با فراهم كردن وسائل تحريك هرگز سير نميشود
در مردان و انحراف " تبرج "
و اشباع نميگردد و همچنين درباره انحراف " چشم چراني "
در زنان، باز هم بحث خواهيم كرد.
٢ - استحكام پيوند خانوادگي
شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و ببس صميميت رابطه
زوجين گردد، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول
شود. و بالعكس هر چيزي كه باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال
زندگي خانوادگي زيانمند است و بايد با آن مبارزه كرد.
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در كادر ازدواج
مشروع، پيوند زن و شوهري را محكم ميسازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر
ميشود.
فلسفه پوشش و منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع، از نظر اجتماع خانوادگي اينست
كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او هب شمار برود، در حالي
كه در سيستم آزادي كاميابي، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و
زندانبان به شمار ميرود و در نتيجه كانون خانوادگي براساس دشمني و نفرت پايهگذاري
ميشود.
علت اينكه جوانان امروز از ازدواج گريزانند و هر وقت به آنان پيشنهاد ميشود، جواب
ميدهند كه حالا زود است، ما هنوز بچهايم، و يا به عناوين ديگر
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
پارت27
#کتاب_مسئله_حجاب
از زير بار آن شانه خالي ميكنند همين است. و حال آنكه در قديم يكي از شيرينترين
آرزوهاي جوانان ازدواج بود. جوانان پيش از آنكه به بركت دنياي اروپا كالاي زن اينهمه
" شب زفاف را كم از تخت پادشاهي " نميدانستند.
ارزان و فراوان گردد،
ازدواج در قديم پس از يك دوران انتظار و آرزومندي انجام ميگرفت و به همين دليل
زوجين يكديگر را عامل نيكبختي و سعادت خود ميدانستند، ولي امروز كامجوئيهاي
جنسي در غير كادر ازدواج به حد اعلي فراهم است و دليلي براي آن اشتياقها وجود ندارد.
معاشرتهاي آزاد و بيبند وبار پسران و دختران، ازدواج را به صورت يك وظيفه و تكليف و
محدوديت در آورده است كه بايد آن را با توصيه هاي اخلاقي و يا احيانا - چنانكه برخي از
جرائد پيشنهاد ميكنند - با اعمال زور بر جوانان تحميل كرد .
تفاوت آن جامعه كه روابط جنسي را محدود ميكند به محيط خانوادگي و كادر ازدواج
قانوني، با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده ميشود اينست كه ازدواج در اجتماع
اول پايان انتظار و محروميت، و در اجتماع دوم آغاز محروميت و محدوديت است. در
سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه ميدهد و آنها
را ملزم ميسازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار
آنان پايان ميبخشد.
سيستم روابط آزاد اولا موجب ميشود كه پسران تا جائي كه ممكن است از ازدواج و
تشكيل خانواده سر باز زنند و فقط هنگامي كه نيروهاي جواني و شور و نشاط آنها رو به
ضعف و سستي مينهد، اقدام به ازدواج كنند و در اين موقع زن را فقط براي فرزند زادن و
احيانا براي خدمتكاري و كلفتي بخواهند، و ثانيا پيوند ازدواجهاي موجود را سست ميكند
و سبب ميگردد به جاي اينكه خانواده بر پايه يك عشق خالص و محبت عميق استوار
باشد و هر يك از زن و شوهر همسر خود را عامل سعادت خود بداند بر عكس به چشم رقيب و عامل سلب آزادي و محدوديت
ببيند و چنانكه اصطلاح شده است يكديگر را زندانبان بنامند.
وقتي پسر يا دختري ميخواهد بگويد ازدواج كردهام، ميگويد براي خودم زندانبان گرفتهام.
اين تعبير براي چيست؟ براي اينكه قبل از ازدواج آزاد بود هر كجا بخواهد برود، با هر كس
بخواهد بر قصد، بلاسد، هيچكس نبود كه بگويد بالاي چشمت ابرو است. ولي پس از ازدواج
اين آزاديها محدود شده است، اگر يك شب دير به خانه بيايد مورد مؤاخذه همسرش قرار
ميگيرد كه كجا بودي؟ و اگر در محفلي با التهاب با دختري بر قصد،
همسرش به او اعتراض ميكند. واضح است كه روابط خانواده در چنين سيستمي تا چه
اندازه سرد و سست و غير قابل اطمينان است.
بعضيها مانند برتراند راسل پنداشتهاند كه جلوگيري از معاشرتهاي آزاد صرفا به خاطر
اطمينان مرد نسبت به نسل است، براي حل اشكال، استفاده از وسائل ضد آبستني را
پيشنهاد كردهاند، در صورتي كه مسأله، تنها پاكي نسل نيست. مسأله مهم ديگر ايجاد
پاكترين و صميميترين عواطف بين زوجين و برقرار ساختن يگانگي و اتحاد كامل در
كانون خانواده است. تأمين اين هدف وقتي ممكن است كه زوجين از هرگونه استمتاع از
غير همسر يا همسران قانوني چشم بپوشند، مرد چشم به زن ديگر نداشته باشد و زن نيز
در صدد تحريك و جلب توجه كسي جز شوهر خود نباشد، و اصل ممنوعيت هر نوع
كاميابي جنسي در غير كادر خانواده حتي قبل از ازدواج هم رعايت گردد.
به علاوه، زني كه تا اينجا پيش رفته است كه به پيروي از امثال راسل و تقليد از صاحبان
" با داشتن همسر قانوني، عشق خود را در جاي ديگر جستجو
مكتب " اخلاق نوين جنسي
ميكند و با مرد مورد عشق و علاقه خود همبستر ميشود، چه اطميناني هست كه به
خاطر همسر قانوني كه چندان مورد علاقهاش نيست وسائل ضد آبستني به كار برد و از
مرد مورد عشق و علاقه خود
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
پارت28
#کتاب_مسئله_حجاب
آبستن نشود و فرزند را به ريش همسر قانوني نبندد. قطعا چنين زني مايل است كه
فرزندي كه به دنيا ميآورد از مرد مورد علاقه شا باشد نه از مردي كه فقط به حكم قانون
همسر او است و الزاما به حكم قانون نبايد از غير او آبستن بشود. همچنان مرد نيز طبعا
علاقهمند است كه از زن مورد عشق و علاقهاش فرزند داشته باشد نه از زني كه با زور
قانون به او پيوند كردهاند. دنياي اروپا عملا نشان داده است كه با وجود وسائل ضد آبستني،
آمار فرزندان غير مشروع وحشتآور است.
٣ - استواري اجتماع
كشانيدن تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع، نيروي كار و فعاليت اجتماع را ضعيف
" حجاب موجب
ميكند. برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خردهگيري كردهاند و گفتهاند:
بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي
فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است "
موجب فلج كردن نيروي اجتماع است.
آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي او است حجاب به صورت زنداني
كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام
چنين چيزي وجود ندارد. اسلام نه ميگويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه ميگويد حق
تحصيل علم و دانش ندارد - بلكه علم و دانش را فريضه مشترك زن و مرد دانسته است -
و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم ميكند. اسلام هرگز نميخواهد زن بيكار و
بيعار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد. پوشانيدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع
هيچگونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست. آنچه موجب فلج كردن نيروي
اجتماع است آلوده كردن محيط كار به لذتجوئيهاي شهواني است.
آيا اگر پسر و دختري در محيط جداگانهاي تحصيل كنند و فرضا در يك محيط درس
ميخوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هيچگونه آرايشي نداشته باشند بهتر درس ميخوانند و فكر ميكنند و به سخن استاد گوش ميكنند يا
وقتي كه كنار هر پسري يك دختر آرايش كرده با دامن كوتاه تا يك وجب بالاي زانو
نشسته باشد؟ آيا اگر مردي در خيابان و بازار و اداره و كارخانه و غيره با قيافههاي محرك
و مهيج زنان آرايش كرده دائما مواجه باشد بهتر سرگرم كار و فعاليت ميشود يا در
محيطي كه با چنين مناظري روبرو نشود؟ اگر باور نداريد از كساني كه در اين محيط كار
ميكنند بپرسيد. هر مؤسسه يا شركت يا ادارهيا كه سخت مايل است كارها به خوبي
جريان يابد، از اين نوع آميزشها جلوگيري ميكند. اگر باور نداريد تحقيق كنيد.
حقيقت اينست كه اين وضع بي حجابي رسوا كه در ميان ما است و از اروپا و آمريكا هم
داريم جلو ميافتيم از مختصات جامعههاي پليد سرمايهداري غربي است و يكي از نتائج
سوء پول پرستيها و شهوترانيهاي سرمايهداران غرب است، بلكه يكي از طرق و وسائلي
است كه آنها براي تخدير و بي حس كردن اجتماعات انساني و در آوردن آنها به صورت
مصرف كننده اجباري كالاهاي خودشان به كار ميبرند.
" اطلاعات " 47 / 9 / 5 گزارشي از اداره لك نظارت بر مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي
نقل كرده است. درباره لوازم آرايش چنين مينويسد:
" تنها در ظرف يك سال 210 هزار كيلو مواد و لوازم آرايش از قبيل ماتيك، سرخاب، كرم،
پودر، سايه چشم براي مصرف خانمها وارد شده است. از اين مقدار 181 هزار كيلوگرم آن
انواع كرم بوده است. در اين مدت به 1650 قوطي و 2500 دوجين پودر صورت و 4604
عدد روژلب، 2280 عدد صابون لاغري، 2280 آمپول آرايشي اجازه ورود داده شده است.
البته بايد 3100 عدد سايه چشم و 2400 خط چشم را نيز به آن اضافه كرد ".
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
پارت29
#کتاب_مسئله_حجاب
هر روز و هر
" مقتضيات زمان "
و
" تقدم "
و
آري بايد زن ايراني به بهانه " تجدد "
ساعت با وسائلي كه در دنياي سرمايهداري تهيه ميشود خود را در معرض نمايش بگذارد
تا بتواند چنين مصرف كننده لايقي براي كارخانههاي اروپائي باشد. اگر زن ايراني بخواهد
خود را فقط براي همسر قانوني و يا براي حضور در مجالس اختصاصي زنان بيارايد، نه
مصرف كننده لايقي براي سرمايهداران غربي خواهد بود و نه وظيفه و مأموريت ديگرش را
كه عبارت است از انحطاط اخلاق جوانان و ضعف اراده آنان و ايجاد ركود در فعاليت
اجتماعي، به نفع استعمار غرب انجام خواهد داد.
در جامعههاي غير سرمايهداري با همه احساسات ضد مذهبي كه در آنجا وجود دارد كمتر
شنيده ميشود كه چنين رسوائيها به نام آزادي زن وجود داشته باشد.
٤ - ارزش و احترام زن
قبلا گفتيم كه مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد. از نظر مغز و فكر نيز
تفوق مرد لااقل قابل بحث است. زن در اين دو جبهه در برابر مرد قدرت مقاومت ندارد،
ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت كرده است. حريم
نگهداشتن زن ميان خود و مرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام و
موقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است.
اسلام زن را تشويق كرده است كه از اين وسيله استفاده كند. اسلام مخصوصا تأكيد كرده
است كه زن هر اندازه متينتر و با وقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش
براي مرد نگذارد بر احترامش افزوده ميشود.
بعدا در تفسير آيات سوره احزاب خواهيم ديد كه قرآن كريم پس از آ نكه توصيه ميكند
زنان خود را بپوشانند ميفرمايد " « ذلك ادني ان يعرفن فلايؤذين "" . يعني اين كار براي اينكه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختيار
مردان قرار نميدهند بهتر است، و در نتيجه دور باش و حشمت آنها مانع مزاحمت افراد
سبكسر ميگردد.
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
پارت30
#کتاب_مسئله_حجاب
بخش چهارم: ايرادها و اشكالها:
- 1 كار بي منطق.
- 2 سلب حق آزادي.
- 3 ركود فعاليت.
- 4 افزايش التهابها.
ايرادها و اشكالها
حجاب و منطق
اولين ايرادي كه بر پوشيدگي زن ميگيرند اينست كه دليل معقولي ندارد وچيزي كه
منطقي نيست نبايد از آن دفاع كرد. يم گويند منشأ حجاب، يا غارتگري و نا امني بوده
است كه امروز وجود ندارد، و يا فكر رهبانيت و ترك لذت بوده است كه فكر باطل و
نادرستي است، و يا خودخواهي و سلطهجوئي مرد بوده كه رذيلهاي است ناهنجار و بايد با
آن مبارزه كرد، و يا اعتقاد به پليدي زن در ايام حيض بوده است كه اين هم خرافهاي بيش
نيست.
پاسخ اين ايراد از بحثي كه در بخش گذشته كرديم روشن شد. از مباحث آن بخش معلوم
گشت كه حجاب - البته به مفهوم اسلامي آن - از جنبههاي مختلف: رواني، خانوادگي،
اجتماعي و حتي از جنبه بالا رفتن ارزش زن، منطق معقول دارد و چون در آن بخش به
تفصيل بحث كرديم در اين بخش تكرار نميكنيم.
حجاب و اصل آزادي
ايراد ديگري كه بر حجاب گرفتهاند اينست كه موجب سلب حق آزادي كه يك حق طبيعي
بشري است ميگردد و نوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار ميرود.
ميگويند احترام به حيثيت و شرف انساني يكي از مواد اعلاميه حقوق بشر است. هر انساني
شريف و آزاد است، مرد باشد يا زن، سفيد باشد يا سياه، تابع هر كشور يا مذهبي باشد.
مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بي اعتنائي به حق آزادي او و اهانت به
حيثيت انساني او است و به عبارت ديگر ظلم فاحش است هب زن. عزت و كرامت انساني و
حق آزادي زن، و همچنين حكم متطابق عقل و شرع به اينكه هيچكس بدون موجب
نبايد اسير و زنداني گردد، و ظلم به هيچ شكل و به هيچ صورت و به هيچ بهانه نبايد واقع
شود، ايجاب ميكند كه اين امر از ميان برود.
پاسخ: يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و
بين موظف دانستن او به اينكه وقتي ميخواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد. حجاب
در اسلام يك وظيفهاي است بر عهده زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايد
كيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند. اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل
شده است و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به
حقوق طبيعي او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود.
اگر رعايت پارهاي مصالح اجتماعي، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را
اتخاذ كنند و طوري راه بروند كه آرامش ديگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقي را از بين
نبرند چنين مطلبي را " زنداني كردن " يا " بردگي " نميتوان ناميد و آن را منافي
حيثيت انساني و اصل " آزادي " فرد نميتوان دانست .
در كشورهاي متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديتهائي براي مرد وجود دارد. اگر
مردي برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتي با پيژامه بيرون آيد، پليس
ممانعت كرده به عنوان اينكه اين عمل برخلاف حيثيت اجتماع است او را جلب ميكند.
هنگامي كه مصالح اخلاقي و اجتماعي، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب
خاصي را رعايت كنند مثلا با لباس كامل بيرون بيايند، چنين چيزي نه بردگي نام دارد و
نه زندان، و نه ضد آزادي و حيثيت انساني است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار ميرود.
برعكس، پوشيده بودن زن - در همان حدودي كه اسلام تعيين كرده است - موجب
كرامت و احترام بيشتر او است، زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون ميدارد.
شرافت زن اقتضاء ميكند كه هنگامي كه از خانه بيرون ميرود متين و سنگين و با وقار
باشد، در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچگونه عمدي كه باعث تحريك و تهييج شود به
كار نبرد، عملا مرد را به سوي خود دعوت نكند، زباندار
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت30 #کتاب_مسئله_حجاب بخش چهارم: ايرادها و اشكالها: - 1 كار بي منطق. - 2 سلب حق آزادي.
پارت31
#کتاب_مسئله_حجاب
لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنيدار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آنكه گاهي
اوقات ژستها سخن ميگويند، راه رفتن انسان سخن ميگويد، طرز حرف زدنش يك حرف
ديگري ميزند.
اول زا تيپ خودم كه روحاني هستم مثال ميزنم: اگر يك روحاني براي خودش قيافه و
هيكلي برخلاف آنچه عادت و معمول است بسازد، عمامه را بزرگ و ريش را دراز كند، عصا
و ردائي با هيمنه و شكوه خاص به دست و دوش بگيرد، اين ژست و قيافه خودش حرف
ميزند، ميگويد براي من احترام قائل شويد، راه برايم باز كنيد، مؤدب بايستيد، دست مرا
ببوسيد.
همچنين است حالت يك افسر با نشانههاي عالي افسري كه گردن ميافرازد، قدمها را
محكم به زمين ميكوبد، باد به غبغب مياندازد، صداي خود را موقع حرف زدن كلفت
ميكند. او هم زباندار عمل ميكند، به زبان يب زباني ميگويد: از من بترسيد، رعب من را
در دلهاي خود جا دهيد.
همينطور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند،
فرياد بزند كه به دنبال من بيا، سر بسر من بگذار، متلك بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار
عشق و پرستش كن.
آيا حيثيت زن ايجاب ميكند كه اينچنين باشد؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود، حواس
پرت كن نباشد و نگاههاي شهوت آلود مردان را به سوي خود جلب نكند، برخلاف حيثيت
زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع يا برخلاف اصل آزادي فرد است؟
آري اگر كسي بگويد زن را بايد در خانه حبس و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه
اجازه بيرون رفتن از خانه به او نداد، البته اين با آزادي طبيعي و حيثيت انساني و حقوق
خدادادي زن منافات دارد. چنين چيزي در حجابهاي غير اسلام بوده است ولي در اسلام
نبوده و نيست.
شما اگر از فقهاء بپرسيد آيا صرف بيرون رفتن زن از خانه حرام است،جواب ميدهند نه. اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن و لو اينكه فروشنده مرد باشد حرام
است؟ يعني نفس عمل بيع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است؟ پاسخ ميدهند
حرام نيست. آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است؟ باز هم جواب منفي
است چنانكه در مساجد و مجالس مذهبي و پاي منبرها شركت ميكنند و كسي نگفته
است كه صرف شركت كردن زن در جاهائي كه مرد هم وجود دارد حرام است. آيا تحصيل
زن، فن و هنر آموختن زن و باعخره تكميل استعدادهائي كه خداوند در وجود او نهاده
است حرام است؟ باز جواب منفي است.
فقط دو مسأله وجود دارد، يكي اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمائي
و تحريك آميز نباشد.
و ديگر اينكه مصلحت خانوادگي ايجاب ميكند كه خارج شدن زن از خانه توأم با جلب
رضايت شوهر و مصلحت انديشي او باشد. البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگي نظر
بدهد نه بيشتر. گاهي ممكن است رفتن زن به خانه اقوام و فاميل خودش هم مصلحت
نباشد. فرض كنيم زن ميخواهد به خانه خواهر خود برود و في المثل خواهرش فرد مفسد
و فتنه انگيزي است كه زن را عليه مصالح خانوادگي تحريك ميكند. تجربه هم نشان
ميدهد كه اينگونه قضايا كم نظير نيست. گاهي هست كه رفتن زن حتي به خانه مادرش
نيز برخلاف مصلحت خانوادگي است، همينكه نفس مادر به او برسد تا يك هفته در خانه
ناراحتي ميكند، بهانه ميگيرد، زندگي را تلخ و غير قابل تحمل ميسازد. در چنين مواردي
شوهر حق دارد كه از اين معاشر تهاي زبانبخش - كه زيانش نه تنها متوجه مرد است،
متوجه خود به زن و فرزندان ايشان نيز ميباشد - جلوگيري كند. ولي در مسائلي كه
مربوط به مصالح خانواده نيست دخالت مرد مورد ندارد.
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت31 #کتاب_مسئله_حجاب لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زباندار و معنيدار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آ
پارت32
#کتاب_مسئله_حجاب
رکورد فعاليتها
سومين ايرادي كه بر حجاب ميگيرند اينست كه سبب ركود و تعطيل فعاليتهائي است كه
خلقت در استعداد زن قرار داده است.
زن نيز مانند مرد داراي ذوق، فكر، فهم، هوش و استعداد كار است. اين استعدادها را خدا
به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد.
اساسا هر استعداد طبيعي دليل يك حق طبيعي است. وقتي در آفرينش به يك موجود
استعداد و لياقت كاري داده شد، اين به منزله سند و مدرك است كه وي حق دارد استعداد
خود را به فعليت برساند، منع كردن آن ظلم است.
چرا ميگوئيم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را براي
حيوانات قائل نيستيم؟ براي اينكه استعداد درس ندنخوا در بشر وجود دارد و در حيوانات
وجود ندارد. در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و محروم ساختن او از اين
كارها برخلاف عدالت است.
باز داشتن زن از كوششهائي كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است،
خيانت به اجتماع نيز ميباشد. هر چيزي كه سبب شود قواي طبيعي و خدادادي انسان معطل و بي اثر بماند به زيان اجتماع است. عامل انساني
بزرگترين سرمايه اجتماع است. زن نيز انسان است و اجتماع بايد از كار و فعاليت اين عامل
و نيروي توليد او بهرهمند گردد. فلج كردن اين عامل و تضييع نيروي نيمي از افراد اجتماع،
هم برخلاف حق طبيعي فردي زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب ميشود كه زن
هميشه به صورت سربار و كل بر مرد زندگي كند.
جواب اين اشكال آنست كه حجاب اسلامي كه حدود آن را به زودي بيان خواهيم كرد،
موجب هدر رفتن نيروي زن و ضايع ساختن استعدادهاي فطري او نيست. ايراد مذكور بر
آن شكلي از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد
است. ولي حجاب اسلام نميگويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوي بروز
استعدادهاي او را گرفت. مبناي حجاب در اسلام چنانكه گفتيم اينست كه التذاذات جنسي
بايد به محيط خانوادگي و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع، خالص براي
كار و فعاليت باشد. به همين جهت به زن اجازه نميدهد كه وقتي از خانه بيرون ميرود
موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نميدهد كه چشم چراني كند.
چنين حجابي نه تنها نيروي كار زن را فلج نميكند، موجب تقويت نيروي كار اجتماع نيز
ميباشد.
اگر مرد تمتعات جنسي را منحصر به همسر قانوني خود كند و تصميم بگيرد همينكه از
كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت، ديگر درباره اين مسائل نينديشد،
قطعا در اين صورت بهتر ميتواند فعال باشد تا اينكه همه فكرش متوجه اين زن و آن
دختر و اين قدر و بالا و اين طنازي و آن عشوهگري باشد و دائما نقشه طرح كند كه چگونه
با فلان خانم آشنا شود.
آيا اگر زن ساده و سنگين به دنبال كار خود برود براي اجتماع بهتر است يا آنكه براي يك
بيرون رفتن چند ساعت پاي آئينه و ميز توالت وقت خود را تلف
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت32 #کتاب_مسئله_حجاب رکورد فعاليتها سومين ايرادي كه بر حجاب ميگيرند اينست كه سبب ركود و تع
پارت33
#کتاب_مسئله_حجاب
كند و زماني هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجه خود
سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتي
هوسباز و چشم چران و بي اراده تبديل كند؟
عجبا ! به بهانه اينكه حجاب، نيمي زا افراد اجتماع را فلج كرده است، با بي حجابي و بيبند
و باري نيروي تمام افراد زن و مرد را فلج كردهاند. كار زن پرداختن به خودآرايي و صرف
وقت در پاي ميز توالت براي بيرون رفتن، و كار مرد چشم چراني و شكارچيگري شده
است.
در اينجا بد نيست متن شكايت مردي را از زنش كه در يكي از مجلات زنانه درج شده بود
ذكر كنم تا معلوم شود اوضاع حاضر، زنان را به صورت چه موجوداتي در آورده است.
در آن نامه چنين نوشته است:
" زنم در موقع خواب به يك دلقك درست و حسابي مبدل ميگردد. موقع خواب براي
اينكه موهايش خراب نشود يك كلاه توري بزرگ به سرش ميبندد. بعد لباس خواب
ميپوشد. در اين موقع است كه جلو آئينه ميز توالت مينشيند و گريم صورتش را با شير
پاك كن ميشويد. وقتي رويش را بر ميگرداند احساس ميكنم او زن من نيست زيرا اصلا
شكل سابق را ندارد. ابروهايش را تراشيده و چون مداد ابرو را پاك كرده بي ابرو ميشود. از
صورتش بوي نامطبوعي به مشام من ميرسد زيرا كرمي كه براي چين و چروك به
صورتش ميمالد بوي كافور ميدهد و مرا به ياد قبرستان مياندازد. كاش كار به همين جا
ختم ميشد، ولي اين تازه مقدمه كار است. چند دقيقهاي در اتاق راه ميرود و جمع و جور
ميكند آنگاه كلفت خانه را صدا ميكند و ميگويد كيسهها را بياور، كلفت با چهار كيسه متقالي بالا ميآيد. خانم روي تخت ميخوابد و كلفت كيسهها را به دست و پاي او ميكند
و بيخ آن را با نخ ميبندد. چون ناخنهاي دست و پايش مانيكور شده و دراز است، براي
اينكه به لحاف نگيرد و چند شش نشود و احيانا نشكند دست و پاي خود را در كيسه
ميكند و به همين ترتيب ميخوابد ".
آري اينست زني كه بر اثر به اصطلاح بي حجابي " آزاد " شده به صورت نيروي فعال
اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي در آمده است ! آنكه اسلام نميخواهد اينست كه زن به
صورت چنين موجود مهملي در آيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق
اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد. اسلام با فعاليت واقعي اجتماعي و اقتصادي و
فرهنگي هرگز مخالف نيست. متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است.
در اوضاع و احوال تجدد مابي بي منطق حاضر جز در دهات و در ميان افراد سخت متدين
كه اصول اسلامي را رعايت ميكنند زني پيدا نميكنيد كه نيروي او واقعا صرف فعاليتهاي
مفيد اجتماعي يا فرهنگي يا اقتصادي بشود.
آري يك نوع فعاليت اقتصادي رائج شده است كه بايد آنرا ثمره بي حجابي دانست و آن
اينست كه بنكدار به جاي اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر براي مشتريان خود تهيه
كند، يك مانكن را به عنوان فروشنده ميآورد، نيروي زنانگي و سرمايه عصمت و عفاف او را
استخدام ميكند و وسيله پول در آوردن و خالي كردن جيبها قرار ميدهد. يك فروشنده
بايد كالا را همانطوري كه هست به مشتري ارائه دهد ولي يك دختر خوشگل فروشنده با
ادا و اطوار و ژستهاي زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسي خود مشتري را جلب
ميكند. بسياري از افراد كه اصلا مشتري نيستند براي اينكه چند دقيقه با او حرف بزنند
يك چيزي هم ميخرند.
#ڪپےباذڪرصلواتآزاد
🖇به ما بپیوندید...
╔═.🍃🕊.═══♥️══╗
https://eitaa.com/sedighehTh7
https://rubika.ir/rihaneh_beheshti
╚═♥️════.🍃🕊.═╝