سر قبر نشسته بودم ، باران می آمد🌧 . روی سنگ قبر نوشته بود:
« #شهیدمصطفی_احمدی_روشن»
از خواب پریدم .
مصطفی ازم خواستگاری کرده بود
ولی هنوز عقد نکرده بودیم .
بعد از ازدواج #خوابم را برایش تعریف کردم . زد به خنده😄 و شوخی گفت :
«بادمجون بم آفت نداره»
ولی یکبار خیلی جدی پیاپی اش شدم که
«کی #شهید میشی مصطفی⁉️»
مکث نکرد گفت:« #سی_سالگی»
باران می باریدشبی که خاکش می کردیم
#هادی_دلها_ابراهیم_هادی
1_28110059.m4a
4.11M
🌹هرشب
این فایل صوتی کوتاه را هنگام خواب گوش کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
📋 گزاره : این آیه در نگاه اول درباره مسئله تغییر قبله است و اینکه به جای حساسیت بیجا روی آن لازم است مسلمانان به سبقت گرفتن در کار نیک از همدیگر رو بیاورند. چرا که خداوند آن ها را در روز رستاخیز گرد هم جمع می کند و توانایی این کار را هم دارد. چون بر هر چیزی تواناست. اما نکته جالب این است در روایات متعددی که از اهل بیت رسیده است جمله "اینما تکونوا ..." درباره اصحاب حضرت مهدی عجل الله فرجه و گردآوری معجزه آسای آن ها در هنگام ظهور ایشان در مکه توسط خدا تأویل شده است. در حقيقت اين روايات اشاره به آن است ، خدائى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند، به آسانى مى تواند ياران مهدى را در يك روز و يك ساعت براى افروختن نخستين جرقه هاى انقلاب به منظور تاسيس حكومت عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم ، جمع نمايد. به امید دیدن آن روز انشاءالله.
🔷 آیه روز:
وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (بقره / آیه 148)
🔶 ترجمه:
هر طایفهای قبلهای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است؛ (بنابراین، زیاد در باره قبله گفتگو نکنید! و به جای آن،) در نیکیها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همه شما را (برای پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر میکند؛ زیرا او، بر هر کاری تواناست.
📅 شنبه 22 دی 1397
#آیات_مهدوی ، #مهدویت ، #رستاخیز ، #قیامت ، #قبله
🌹تعجیل در فرج ولی عصر صلوات🌹
Ahd.mp3
2.07M
#دعای_عهد
✳️تغییر مقدرات الهی با مداومت بر خواندن دعای عهد...
🌸امام خمینی ره:
اگر هرروز (بعد از نماز صبح)دعای عهد خواندی،مقدراتت عوض میشود....⚡️
امام زمانی شو👇👇👇👇
#کانال_خواهم_امد
http://eitaa.com/joinchat/287047696Cbbd8ae64b7
Ziyarat-Ashura-Halawaji.mp3
15.21M
زیارت عاشورا
با صدای دلنشین اباذر حوائجی
قرار هروز صبح😊🌹
@seedammar
#کانال_ابراهیم_هادی_هادی_دلها
❁﷽❁
💢💢💢
بر حاجت من جنّت اعلا بنویس
راهم بده و قسمتم آنجا بنویس
بر کاغذ سرنوشت من با دستت
یک تذکره با خطّ معلّیٰ بنویس!
💢💢💢
#یاسیدالشهدا #مرضیه_عاطفی
🔹 #صبحتون_حسینی
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
ای که انتظارمرا می کشی خواهم امد: 🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃 ⭕️ #سلام_علی_ابراهیم 🔸قسمت پنجاه و چهارم 🔸 #تابست
ای که انتظارمرا می کشی خواهم امد:
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
⭕️ #سلام_علی_ابراهیم
🔸قسمت پنجاه وپنجم
🔸 #روش_تربیت
منزل ما نزدیک خانه #ابراهیم بود آن زمان من شانزده سال داشتم وهر روز با بچها داخل کوچه والیبال بازی میکردیم وروی پشت بام حدود ۱۷۰کبوتر داشتم موقع اذان برادرم به مسجد میرفت اما من اهل مسجد نبودم
یک روز عصر مشغول والیبال بودیم #ابراهیم جلوی درب منزلشان ایستاده بود و بازی ما را تماشا میکرد در همین حین توپ به سمت آقا #ابراهیم رفت من رفتم توپ را بیاورم #ابراهیم توپ را گرفت وروی انگشتش چرخاند و گفت بفرمایید آقاجواد. تعجب کردم که از کجا به اسم مرا میشناخت
چند روز بعد مشغول والیبال بودیم #ابراهیم جلو آمد وگفت ما رو بازی میگیرید ؟ گفتیم مگر والیبال بازی میکنید؟ جواب داد خُب اگر بلد نباشم از شما یاد میگیرم اون روز با پای لنگ لنگانش جوری بازی کرد که تا آن زمان ندیده بودم شب به برادرم گفتم #ابراهیم عجب والیبالی بازی میکند برادرم خندید وگفت او قهرمان والیبال وکشتی هست با تعجب گفتم جدی میگی پس چرا چیزی نگفت برادرم گفت : نمیدونم فقط همینقدر بگم آدم خیلی بزرگی هست
چند روز بعد داشتیم با ابراهیم والیبال میکردیم آخرای بازی بود که صدای اذان آمد ابراهیم توپ را گرفت وبه بچه ها گفت میاید بریم مسجد؟ گفتیم باشه وباهم به مسجد رفتیم
چند روزی گذشت ودلداده #ابراهیم شدیم وهر روز به همراه ابراهیم به مسجد میرفتیم اگر یک روز او را نمیدیدم دلم برایش تنگ میشد خلاصه عاشق اخلاق ورفتارش شده بودم اواخر مجروحیت #ابراهیم بود میخواست برگردد جبهه یکشب تو کوچه نشسته بودیم برایم از بچه های سیزده یا چهارده ساله فتح المبین میگفت تا اینکه با یک جمله حرف آخر خود را به من زد گفت آنها که سن وهیکلشان از تو کوچکتر بود چه حماسه هایی آفریدند توهم اینجا نشسته وچشمت به آسمانه که کفتر هایت چه میکنند فردای آن روز همه کبوتر ها را رد کردم بعد هم عازم جبهه شدم از آن ماجرا سالها گذشت ومن حالا کارشناس مسائل آموزشی هستم میفهمم که ابراهیم چقدر دقیق کار تربیتی خودش را انجام میداد وچه زیبا امر به معروف ونهی از منکر میکرد
🔸نیمه شعبان بود و با چراغانی کوچه مشخص بود . بچه ها انتهای کوچه مشغول ورق بازی وشرط بندی بودند ...
#ابراهیم با دیدن این وضعیت خیلی عصبانی شد اما چیزی نگفت من جلو آمدم وآقا ابراهیم را معرفی کردم وگفتم : ایشان از دوستان بنده واز قهرمانان والیبال وکشتی هستند بچه ها همه با ابراهیم احوال پرسی کردند بعد ابراهیم طوری که کسی متوجه نشود به من پول داد تا بستنی بگیرم با تعدادی بستنی با هم گفتند وخندیدند وبا بچه های محل ما رفیق شد در آخر هم از حرام بودن ورق بازی گفت وقتی از کوچه خارج میشدیم تمام کارتها پاره شده بود ودر جوب ریخته شده بود
#هادی_دلها_ابراهیم_هادی
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃