eitaa logo
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
2.3هزار دنبال‌کننده
18.1هزار عکس
9.1هزار ویدیو
139 فایل
نهایة الحب تضحیة... عاقبت عشق جانفدا شدن است! حضور شما در کانال دعوت ازخود #شهداست. کپی با ذکر ۵ #صلوات #ادمین_تبادل @Mousavii7 #نویسندگی👇🏻 @ShugheParvaz #عربی @sodaneghramk #تبلیغات🤩 @Tblegh پـــیام #ناشناس👇🏻 https://gkite.ir/es/9463161
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌷🍃🌷🍃 آرامش يعنی ميان صدها چالش لبخند بزنی ،چون ميدانی خدايی داری كه هوايت را دارد و با بودنش همه چيز حل میشود... #لبخند شهدا تقدیم شما😊 #روز_تان_شهدایی گل صلوات هدیه به روح پاک شهدا @seedammar
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
⭕️ #سلام_علی_ابراهیم 🔸قسمت دوازدهم 🔸 #حوزه_حاج_آقامجتهدی سالهای آخر انقلاب بود و #ابراهیم جز رفت
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂 ⭕️ 🔸 قسمت سیزدهم 🔸 💞 عصر یکی از روز ها بود. از سر کار به خانه می آمد.برای یه لحظه نگاهش به پسر همسایه افتاد با دختر جوان مشغول صحبت بود پسر تا را دید از دختر خدا حافظی کرد ورفت! میخواست نگاهش به نیفتد چند روز بعد دوباره این ماجرا تکرار شد ولی اینبار تا میخواست خدا حافظی کند به او نزدیک شده بود دختر هم رفت شروع کرد به دست دادن واحوالپرسی کردن پسر ترسیده 😨بود اما مثل همیشه با به او گفت ببین این چیزا تو محل ما سابقه نداشته تو اگر این دختر رو میخوای💝 من با پدرت صحبت کنم جوان پرید روی حرف و گفت تورو خدا به بابام چیزی نگو من اشتباه کردم غلط کردم ببخشید😰 گفت منظورم رو نفهمیدی ببین پدرت خونه بزرگی داره تو هم تو مغازه اش کار میکنی من امشب تو با پدرت صحبت میکنم انشاءالله بتونی با این دختر ازدواج💞 کنی دیگه چی میخوای؟ جوان که سرش را پایین انداخته بود گفت بابام اگر بفهمه عصبانی 😡میشه گفت پدرت بامن حاجی رو من میشناسم آدم خوبیه شب بعد نماز با پدرش صحبت کرد واز شرایط ازدواج گفت و بعد که حرف پسرش پیش آمد اخم هایش رفت رو هم پرسید حاجی اگر پسرت اگر بخواد خودش رو حفظ کنه وتوی گناه نیوفته اون هم تو این شرایط جامعه کار بدی کرده؟ 🤔 حاجی حرف را تایید کرد وفردای اون روز مادر با مادر پسر صحبت کرد وبقیه ماجرا.... یک ماه از آن قضیه گذشت و از بازار بر میگشت و آخر کوچه چراغانی بود لبخند بر لبان نشست که یک دوستیِ 👹 رابه 💞 تبدیل کرد واین ازدواج پا برجاست واین زوج زندگیشان را مدیون میدانند 👉 @seedammar 🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
آرے! خواهے زد! آن دَم که چہره‌ے دلـبــ♥️ـر ببینی و در دامانش بگذارے ... شیرین است😍 نگاهی 🌹🍃صلوات 😭🌷🍃 @seedammar
🍂شهید آئينه وجه خداييست 🍃خریدار بلای 🔸ماجرای ثبت این عکس از زبان بهزاد پروین قدس: 🔹داشتیم فیلمبرداری🎥 می‌کردیم به بچه ها می‌گفت دوربین حاجی خطر ناک است از هر کسی عکس بگیرد رفتنی‌ست🕊 یک دفعه جهت را به طرف حسین آقا چرخاندم که: حسین آقا حالا از شما ... 🔹که یه دفعه خدایی جمله در دهانم عوض شد گفتم :خودمونیم حسین آقا! چقدر شدید😍 خنده ای مستانه زد و دستش🖐 را جلو لنز دوربین آورد و مانع شد ازش عکس بگیرم 🔹بعد رفت و شروع کرد به نماز خواندن. هم به ایشان اقتدا کرد، حسین آقا در حین رفتن به سجده، مهر نماز سیدتقی را برداشت و پرت کرد به طرفی. ما همه زدیم زیر خنده😄 🔹حسین آقا قنوت🤲که گرفت من از اصل غافلگیری استفاده کردم و یه عکس📸 از حسین آقا که ملیحی به لب داشت گرفتم.... 🌹🍃🌹صلوات @seedammar
تر از شعر تبسمت☺️ هیچ نیافته ام .. بزن ‌و بگذار خنده عاشقانه ات♥️ کام را قند نماید 😍 🌺 🌹🍃صلوات
اسطوره های ماندگار سردار شهید حاج حسین خرازی🌷 نشسته بود زانوهاشو گرفته بود توی بغلش... . هیچ وقت این طوری ندیده بودمش ساکت شده بود ناراحت بودمـ دلمـ میخواست مثل همیشه باشه شاد و رو ... وقتی میدیدیمش غصه هامـ از یادمـ میرفت... . گفتم : چقدر مظلومـ شدی حاجی! سرش رو برگردوند و مثل قبل فقط زد... فهمیدمـ داشت راجع به شهادتش فکر میکرد... . شبیه رفتار کنیمـ . از اعمالمون نباشیمـ به کارهامون برسیمـ قبل اینکه به حسابمون برسن ... کنیمـ . . یاد عزیزش با صلوات
‍ ‍ ♡بسم الله قاصم الجبارین♡ 🍃لبخندها متفاوت اند؛ مفاهیم زیادے را با خود حمل میڪنند اما تو گویا متفاوت ترین لبخند خلق شده خدا بود. چهره ات را گویے خدا اختصاصے تر رسم ڪرده بود و عشقے خاص را میان چشمانت جا داده بود. 🍃دعوت ڪردے مرا تا قلمم را با نام تو عطرآگین ڪنم؛ دعوتم ڪردے تا به همه برسانم قصه هاے اڪبر و اصغرت را . 🍃آن زمانے ڪه"در جوانے پاک بودن شیوه ے پیغمبریست" الگویت شد و پاک ماندے و پاک رفتے و اینک پاک میڪنی. میڪنے و همین است ڪه دل داغدار مادرت را آرام ڪرده . 🍃دل ڪندن از فرزند را خوب از اربابت اموختے و جگرگوشه هایت را فدایے ڪردے. گفته بودے عمه ے سادات از مدافعین حرم استقبال میڪند و همین شد ڪه شوق دیدن ناموس حیدر؛ تورا روانه ے آسمان ها ڪرد. 🍃رهایمان نڪنے. این روزها هایمان به نگاه هاے پرعاطفه ے شماست. 🕊به مناسبت سالروز 📅تاریخ تولد : ۱۸ خرداد ۱۳۶۹ 📅تاریخ شهادت : ۲۳ دے ۱۳۹۴ 🥀مزار شهید : گلزار شهداے اهواز
▪️همسر طلبه شهید مدافع حرم 👈مصطفی بعد از شهادت چشم باز کرد و لبخند زد. 🔻قبلش این را بگویم که ما یک بار با هم به تهران سفر کرده‌ بویم و سری هم به گلزار شهدا زدیم. شهیدی در است که همیشه از قبرش می‌آید. آنجا به آقا مصطفی گفتم از این شهدای خاص خیلی خوشم می‌آید. گفت که شهدا همه خاص هستند. گفتم مثل این شهید که از مزارش بوی گلاب می‌آید یا مثل که هنگام شهادتش خندید؛ از این ویژگی‌ها خیلی خوشم می‌آید. زمانی که همسرم شهید شد دوستانش می‌گفتند ما او را به عقب آوردیم و داخل کیسه‌ای گذاشتیم. بعد که گروه فاطمیون می‌آیند و می‌گویند ما می‌خواهیم مصطفی را ببینیم. کیسه را باز می‌کنند و صدای داد و فریاد بلند می‌شود که بروید دکتر بیاورید. بعد دوستانش که می‌آیند ببینند چه شده می‌گویند مصطفی چشمانش باز بود و می‌زد و همه فکر کرده‌اند او زنده است. می‌گویند شهدا مقامشان را در آن دنیا می‌بینند به همین دلیل هنگام شهادت لبخند می‌زنند. 🚩شهدای مدافع حرم خوزستان
بسم الله قاسم الجبارین 🔻لبخندها متفاوت اند؛ مفاهیم زیادی را با خود حمل میکنند اما تو گویا متفاوت ترین لبخند خلق شده خدا بود. چهره ات را گویی خدا اختصاصی تر رسم کرده بود و عشقی خاص را میان چشمانت جا داده بود. دعوت کردی مرا تا قلمم را با نام تو عطرآگین کنم؛ دعوتم کردی تا به همه برسانم قصه های اکبر و اصغرت را آن زمانی که"در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبریست" الگویت شد و پاک ماندی و پاک رفتی و اینک پاک میکنی. میکنی و همین است که دل داغدار مادرت را آرام کرده دل کندن از فرزند را خوب از اربابت اموختی و جگرگوشه هایت را فدایی کردی. گفته بودی عمه ی سادات از مدافعین حرم استقبال میکند و همین شد که شوق دیدن ناموس حیدر؛ تورا روانه ی آسمان ها کرد. رهایمان نکنی.این روزها هایمان به نگاه های پرعاطفه ی شماست. استقبال سیده زینب مبارکت باشد ای شهیدِ گلگون لبخند ... 📸شهید مدافع حرم حجت‌الاسلام (زهیری) 🗓تاریخ تولد: ۱۸ خرداد ۱۳۶۹ 🗓تاریخ شهادت: ۲۳ دی ۱۳۹۴ 🥀مزار: گلزار شهدای اهواز 🚩شهدای مدافع حرم خوزستان