هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
⭕️ #سلام_علی_ابراهیم 🔸قسمت دوازدهم 🔸 #حوزه_حاج_آقامجتهدی سالهای آخر انقلاب بود و #ابراهیم جز رفت
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂
⭕️ #سلام_علی_ابراهیم
🔸 قسمت سیزدهم
🔸 #پیوندالهی💞
عصر یکی از روز ها بود. #ابراهیم از سر کار به خانه می آمد.برای یه لحظه نگاهش به پسر همسایه افتاد با دختر جوان مشغول صحبت بود پسر تا #ابراهیم را دید از دختر خدا حافظی کرد ورفت! میخواست نگاهش به #ابراهیم نیفتد
چند روز بعد دوباره این ماجرا تکرار شد ولی اینبار تا میخواست خدا حافظی کند #ابراهیم به او نزدیک شده بود دختر هم رفت #ابراهیم شروع کرد به دست دادن واحوالپرسی کردن پسر ترسیده 😨بود اما #ابراهیم مثل همیشه با #لبخند به او گفت ببین این چیزا تو محل ما سابقه نداشته تو اگر این دختر رو میخوای💝 من با پدرت صحبت کنم
جوان پرید روی حرف #ابراهیم و گفت تورو خدا به بابام چیزی نگو من اشتباه کردم غلط کردم ببخشید😰
#ابراهیم گفت منظورم رو نفهمیدی ببین پدرت خونه بزرگی داره تو هم تو مغازه اش کار میکنی من امشب تو #مسجد با پدرت صحبت میکنم انشاءالله بتونی با این دختر ازدواج💞 کنی دیگه چی میخوای؟
جوان که سرش را پایین انداخته بود گفت بابام اگر بفهمه عصبانی 😡میشه #ابراهیم گفت پدرت بامن حاجی رو من میشناسم آدم خوبیه
شب بعد نماز #ابراهیم با پدرش صحبت کرد واز شرایط ازدواج گفت و بعد که حرف پسرش پیش آمد اخم هایش رفت رو هم #ابراهیم پرسید حاجی اگر پسرت اگر بخواد خودش رو حفظ کنه وتوی گناه نیوفته اون هم تو این شرایط جامعه کار بدی کرده؟ 🤔
حاجی حرف #ابراهیم را تایید کرد وفردای اون روز مادر #ابراهیم با مادر پسر صحبت کرد وبقیه ماجرا....
یک ماه از آن قضیه گذشت و #ابراهیم از بازار بر میگشت و آخر کوچه چراغانی بود لبخند بر لبان #ابراهیم نشست که یک دوستیِ #شیطانی👹 رابه #پیوندالهی💞 تبدیل کرد
واین ازدواج پا برجاست واین زوج زندگیشان را مدیون #برخوردخوب_ابراهیم میدانند
👉 @seedammar
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
آرے!
#لبخند خواهے زد!
آن دَم که چہرهے دلـبــ♥️ـر
ببینی و #سـر در دامانش بگذارے ...
#وصـــال شیرین است😍
#شهید_محمودرضا_بیضایی
#شهدا نگاهی
🌹🍃صلوات 😭🌷🍃
@seedammar
#گروه_جهادی_فرهنگی_شهید_ابراهیم_هادی
#هادی_دلها_ابراهیم_هادی
🍂شهید آئينه وجه خداييست
🍃خریدار بلای #کربلاییست
🔸ماجرای ثبت این عکس از زبان بهزاد پروین قدس:
🔹داشتیم فیلمبرداری🎥 میکردیم #حسین_آقا به بچه ها میگفت دوربین حاجی خطر ناک است از هر کسی عکس بگیرد رفتنیست🕊 یک دفعه جهت #دوربین را به طرف حسین آقا چرخاندم که: حسین آقا حالا از شما ...
🔹که یه دفعه خدایی جمله در دهانم عوض شد گفتم :خودمونیم حسین آقا! چقدر #زیبا شدید😍 خنده ای مستانه زد و دستش🖐 را جلو لنز دوربین آورد و مانع شد ازش عکس بگیرم
🔹بعد رفت و شروع کرد به نماز خواندن. #سیدتقی هم به ایشان اقتدا کرد، حسین آقا در حین رفتن به سجده، مهر نماز سیدتقی را برداشت و پرت کرد به طرفی. ما همه زدیم زیر خنده😄
🔹حسین آقا قنوت🤲که گرفت من از اصل غافلگیری استفاده کردم و یه عکس📸 از حسین آقا که #لبخند ملیحی به لب داشت گرفتم....
#شهید_حسین_صابری
#جستجوگران_نور
#شهدای_تفحص
🌹🍃🌹صلوات
@seedammar
#شیرین تر
از شعر تبسمت☺️
هیچ نیافته ام ..
#لبخند بزن
و بگذار خنده عاشقانه ات♥️
کام #دلم را قند نماید 😍
#شهيد_علی_حيدرالبيرمانی
#سلام_صبحتون_شهدایی🌺
🌹🍃صلوات
اسطوره های ماندگار
سردار شهید حاج حسین خرازی🌷
#حاج_حسین نشسته بود
زانوهاشو گرفته بود توی بغلش...
.
هیچ وقت این طوری ندیده بودمش
ساکت شده بود
ناراحت بودمـ
دلمـ میخواست مثل همیشه باشه
شاد و #خنده رو ...
وقتی میدیدیمش
غصه هامـ از یادمـ
میرفت...
.
گفتم :
چقدر مظلومـ شدی حاجی!
سرش رو برگردوند و مثل قبل
فقط #لبخند زد...
فهمیدمـ داشت راجع به شهادتش فکر میکرد...
.
شبیه #شهدا رفتار کنیمـ
.
از اعمالمون #غافل نباشیمـ
به #حساب کارهامون برسیمـ
قبل اینکه به حسابمون برسن ...
#مراقبت کنیمـ
.
.
یاد عزیزش با صلوات
♡بسم الله قاصم الجبارین♡
🍃لبخندها متفاوت اند؛ مفاهیم زیادے را با خود حمل میڪنند اما #لبخند تو گویا متفاوت ترین لبخند خلق شده خدا بود. چهره ات را گویے خدا اختصاصے تر رسم ڪرده بود و عشقے خاص را میان چشمانت جا داده بود.
🍃دعوت ڪردے مرا تا قلمم را با نام تو عطرآگین ڪنم؛ دعوتم ڪردے تا به همه برسانم قصه #جهاد هاے اڪبر و اصغرت را .
🍃آن زمانے ڪه"در جوانے پاک بودن شیوه ے پیغمبریست" الگویت شد و پاک ماندے و پاک رفتے و اینک پاک میڪنی.
#شفاعت میڪنے و همین است ڪه دل داغدار مادرت را آرام ڪرده .
🍃دل ڪندن از فرزند را خوب از اربابت اموختے و جگرگوشه هایت را فدایے #عمهی_سادات ڪردے. گفته بودے عمه ے سادات از مدافعین حرم استقبال میڪند و همین شد ڪه شوق دیدن ناموس حیدر؛ تورا روانه ے آسمان ها ڪرد.
🍃رهایمان نڪنے. این روزها #چشم هایمان به نگاه هاے پرعاطفه ے شماست.
🕊به مناسبت سالروز #تولد #شهید_شیخ #جابر_زهیری
📅تاریخ تولد : ۱۸ خرداد ۱۳۶۹
📅تاریخ شهادت : ۲۳ دے ۱۳۹۴
🥀مزار شهید : گلزار شهداے اهواز
#خاطره
▪️همسر طلبه شهید مدافع حرم #مصطفی_خلیلی
👈مصطفی بعد از شهادت چشم باز کرد و لبخند زد.
🔻قبلش این را بگویم که ما یک بار با هم به تهران سفر کرده بویم و سری هم به گلزار شهدا زدیم. شهیدی در #بهشت_زهرا است که همیشه از قبرش #بوی_گلاب میآید. آنجا به آقا مصطفی گفتم از این شهدای خاص خیلی خوشم میآید. گفت که شهدا همه خاص هستند. گفتم مثل این شهید که از مزارش بوی گلاب میآید یا مثل #شهید_حقیقی که هنگام شهادتش خندید؛ از این ویژگیها خیلی خوشم میآید.
زمانی که همسرم شهید شد دوستانش میگفتند ما او را به عقب آوردیم و داخل کیسهای گذاشتیم. بعد که گروه فاطمیون میآیند و میگویند ما میخواهیم مصطفی را ببینیم. کیسه را باز میکنند و صدای داد و فریاد بلند میشود که بروید دکتر بیاورید. بعد دوستانش که میآیند ببینند چه شده میگویند مصطفی چشمانش باز بود و #لبخند میزد و همه فکر کردهاند او زنده است.
میگویند شهدا مقامشان را در آن دنیا میبینند به همین دلیل هنگام شهادت لبخند میزنند.
🚩شهدای مدافع حرم خوزستان
#شهیدانه
بسم الله قاسم الجبارین
🔻لبخندها متفاوت اند؛ مفاهیم زیادی را با خود حمل میکنند اما #لبخند تو گویا متفاوت ترین لبخند خلق شده خدا بود. چهره ات را گویی خدا اختصاصی تر رسم کرده بود و عشقی خاص را میان چشمانت جا داده بود.
دعوت کردی مرا تا قلمم را با نام تو عطرآگین کنم؛ دعوتم کردی تا به همه برسانم قصه #جهاد های اکبر و اصغرت را
آن زمانی که"در جوانی پاک بودن شیوه ی پیغمبریست" الگویت شد و پاک ماندی و پاک رفتی و اینک پاک میکنی.
#شفاعت میکنی و همین است که دل داغدار مادرت را آرام کرده
دل کندن از فرزند را خوب از اربابت اموختی و جگرگوشه هایت را فدایی #عمهی_سادات کردی.
گفته بودی عمه ی سادات از مدافعین حرم استقبال میکند و همین شد که شوق دیدن ناموس حیدر؛ تورا روانه ی آسمان ها کرد.
رهایمان نکنی.این روزها #چشم هایمان به نگاه های پرعاطفه ی شماست. استقبال سیده زینب مبارکت باشد ای شهیدِ گلگون لبخند ...
📸شهید مدافع حرم حجتالاسلام
#جابر_حسین_پور (زهیری)
#اهواز
🗓تاریخ تولد: ۱۸ خرداد ۱۳۶۹
🗓تاریخ شهادت: ۲۳ دی ۱۳۹۴
🥀مزار: گلزار شهدای اهواز
🚩شهدای مدافع حرم خوزستان