eitaa logo
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
2.3هزار دنبال‌کننده
18.1هزار عکس
9.1هزار ویدیو
139 فایل
نهایة الحب تضحیة... عاقبت عشق جانفدا شدن است! حضور شما در کانال دعوت ازخود #شهداست. کپی با ذکر ۵ #صلوات #ادمین_تبادل @Mousavii7 #نویسندگی👇🏻 @ShugheParvaz #عربی @sodaneghramk #تبلیغات🤩 @Tblegh پـــیام #ناشناس👇🏻 https://gkite.ir/es/9463161
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌼مدافعان حرم ⭐مهم ترین مسئله این است که دختران وزنان حجاب خود را حفظ کنند. 💐ودختری که بیرون می آید به صورت عادی وبدون زینتدر برابر دیدگان مردم برود و نگاه هایش  🍁را به زمین بدوزد واحترام حجاب وعبایش را نگه دارد. 🌷شهید مدافع حرم احمد محمد مشلب🌷 @seedammar #کانال_ابراهیم_هادی_هادی_دلها
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
نقل قولی از برادر شهید: روزی سرمزار امیر نشسته بودم دیدم جوانی با ظاهری حزب‌اللهی مانند, کنار من آمد و گفت: «شما با این شهید نسبتی دارید؟!» گفتم: «من برادرش هستم»، او گفت: «حقیقتش من از اول مسلمان نبودم اما بنا به دلایلی به اجبار و به ظاهر مسلمان شدم اما قلباً مسلمان نشده بودم تا اینکه برحسب اتفاق عکس برادر شما را دیدم، وقتی عکس را دیدم حال عجیبی به من دست داد. انگار این عکس با من حرف می‌زد، پس از آن قلباً به اسلام روی آوردم و الآن مدتی است که هر پنج‌شنبه به اینجا می آیم.»- بهشت زهرا/ قطعه۲۹ @seedammar
#ابراهیم_هادی_دلم 💗 #شهیـد همان مڪتبےاست ڪه به تو می آموزد ... 🍃 به هـر شیوه زندگــی ڪنی، مـرگت هم ، همانگونه رقم خواهد خورد ... ★ نتیجه ے پروانه زیستن عاقبتی جز در آغوش شمع، پایان یافتن نیست .... ★ @seedammar #کانال_ابراهیم_هادی_هادی_دلها
🌸✾════✾🌸✾════✾🌸 ❄ اواسط بهمن بود ساعت نه شب یـکی تـو کوچه داد می زد :حاج علی خونه ای !؟ دیدم ابـراهیم و علی نصرالله با موتور داخل کوچه بودند بـا خوشحالی ابـراهیم و بـعد علی را بـغل کردم و بـوسیدم. 🏠داخـل خـانه آمدیم ،هوا سرد بـود . گفتم: شام خوردید؟ ابـراهیم گفت: نـه زحمـت نـکش . گفتـم : تعارف نـکن تخم مرغ درست می کنـم بعد هم شـام مختصری را آمـاده کردم . 💢بعد گفتم: امشب بچه هام نیستند. همیـن جـا بمـانید کـرسی هم بـه راهه ابـراهیم هـم قبول کـرد . ✨بـا خنده گفتم:داش ابـرام تـوی ایـن سرمـا بـا شلـوار کـردی راه می ری !؟ سردت نمی شـه !؟ خندید و گفت: نه،آخـه چـهار تـا شلـوار پام کردم ! بعد سـه تـا شلـوار ها را در آورد و رفت زیر کرسی . 🗯 من هم با علی صحبت می کردم . نفهمیدم ابـراهیم خوابش برد یا نه. امـا یکـدفعه از جـا پریـد بـی مقدمه گفت: حـاج علـی جـان ،جـان مـن راست بگو! تـو چهره مـن ... ؟! 🔅 چند لحظه بـه صورت ابـراهیم نگـاه کردم. بـا آرامش گفتم : بـعضی از بچه ها موقع شهادت حالت عجیبی دارند . امـا ابـرام جون تـو همیشه ایـن حالت رو داری ! 🔹 سکوت فضای اتـاق را گرفت . ابـراهیم بـلند شد بـه علی هم گفت: پـاشو ، بـاید سریـع حرکت کنیم . ⁉ بـا تعجب گفتم: آقـا ابـرام کجا !؟ گفت: بـایـد سریـع بـریم مسجد بـعد شلـوارهایش را پوشید و بـا علـی راه افتـانـد. 📚سـلام بـر ابـراهیم ١ 🔶 @seedammar
🔰 #هادی_دلها 🌸اولین بار در #مسجد_هندی های #نجف دیدمش. 🌺گفتم اسمت چیست و اینجا چه می کنی؟ 🌼گفت: يك بنده خدا هستم كه مي خوام در كنار #امیرالمومنین علیه السلام درس بخونم و منو #ابراهیم صدا کنید. 🌷 #شهید_محمد_هادی_ذوالفقاری 🆔 @seedammar #کانال_ابراهیم_هادی_هادی_دلها
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 🔻قسمت پنجاه و دوم ❇با اينكه هادي از مؤسسه ي اسلام اصيل بيرون آمده بود ⭕اما بر
🍃🌹پسرک فلافل فروش🌹🍃 🔻قسمت پنجاه و سه ✳....سيد با اين شرط كه هادي، فقط حماسه ي رزمندگان را ثبت كندموافقت كرد. 🌟قرار شد يك بار با سيد به منطقه برود. البته منطقه اي كه درگيري مستقيم در آنجا وجود نداشت. 🔗هادي سر از پا نمي شناخت. كارت ويژه ي رزمندگان حشدالشعبي رادريافت كرد و با سيد به منطقه اعزام شد. ✴همانطور كه حدس مي زدم هادي با يك بار حضور در ميان رزمندگان، حسابي در دل همه نفوذ كرد. 🔆از همه بيشتر سيد او را شناخت. 🔲ايشان احساس كرده بود كه هادي مثل بسيجي هاي زمان جنگ بسيارشجاع و بسيار معنوي است، و اين همان چيزي بود كه باعث تأثيرگذاري بر رزمندگان عراقي مي شد. 🔘بعد از آن براي اعزام به سامراانتخاب شد. هادي به همراه چندتن از دوستان ما راهي شد. 🔶من هم مي خواستم با آنها بروم اما استخاره كردم و خوب نيامد‼ 💟يادم هست يك بار به او زنگ زدم و گفتم: فلان شخص كه همراه شما آمده يك نيروي ساده است ♦ تا حالا با كسي دعوا نكرده چه رسدبه جنگيدن، مواظب او باش. ❇هادي هم گفت: اتفاقاً اين شخصي كه از او صحبت مي كني دل شير دارد. 🔳او راننده است و كمتر درگير كار نظامي مي شود، اما در كار عملياتي خيلي مهارت دارد. 🔴بعد از يك ماه هادي و دوستان رزمنده به نجف برگشتند. ⚫از دوستانم درباره ي هادي سؤال كردم. پرسيدم: هادي چطور بود؟ ⭕همه ي دوستان من از او تعريف مي كردند؛ از شجاعت، از افتادگي، از زرنگي، از ايمان و تقوا و... 📚برگرفته از کتاب شهید هادی ذوالفقاری ೋღ @seedammar
🌷اولین یادواره شهدای مسجد نوروز زاده 🎤سخنران: حاج محسن عمادی (نویسنده کتاب سلام بر ابراهیم) 📢با نوای: حاج مهدی رجبی 🗓زمان: جمعه ۲۶ مرداد 📌مکان: تهران- میدان خراسان- خیابان طیب- خیابان دهنادی- مسجد نوروززاده
🌷فرازی از وصیت نامه شهیدمحمدعلیم عباسی🌷 من وشما آمده ایم تا قدر خودرابشناسیم ،آمده ایم تا بفهمیم که به کجا می رویم.آن کس که مبدا را شناخت وبه سوی مقصد عارفانه وعاشقانه گام برداشت که خوشا به حالش.❤️
هادے دلها،ابراهیم هادے🇮🇷
💐🍃🌿🌸🍃🌾🌼 🍃🕊🍂 🌿🍂 🌸   وصیت نامه📝 شهید مدافع علیرضا مرادی🌹 «به تاریخ 5/10/94 ساعت 23 و نیم شب، چند سطری وصیت نامه مینویسم، علی وار زیستن و علی وار زندگی کردن را و حسین وار زیستن و حسین وار زندگی کردن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم. شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد می زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استکبار جامعه را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست، این ها سد راه اسلام شده اند و باید برداشته شوند تا راه تکامل طی شود. مادر جان و پدر جان شما را قسم می دهم که اگر به خاطر من گریه کنید اصلا از شما راضی نخواهم بود، زینب وار و علی وار زندگی نمایید و مرا به خدا بسپارید». اللهم الرزقنا شهاده فی سبیلک 🌹شهید🌹علیرضا🌹مرادی🌹 🌷تاریخ ولادت: ۱۳۶۸ 🌷تاریخ شهادت: ۱۳۹۴ 🌹محل شهادت: سوریه 🌺شادی روح شهید صلوات 🌸 🌸 🌾🍂 🍃🕊🍂 💐🍃🌿🌸🍃🌼 @seedammar
❤️ #قرار_عاشقی ❤️ قرائت دعای فرج به نیابت از شــهید ابــراهیم هــادی🌹 ⏰هرشب راس ساعت ۲۲ ✳️بخوانید و به اشتراک بگذارید 🇮🇷 @seedammar