eitaa logo
حسیــن ایمانـے(سِـحرِ‌‌اَشـک)
999 دنبال‌کننده
431 عکس
561 ویدیو
247 فایل
اشعار و سبکهایِ کربلایی حسین ایمانی
مشاهده در ایتا
دانلود
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مثنوی شهادت حضرت زینب سلام اللّه علیها زیرِ این آفتابِ سوزنده پهن کُن بسترِ اُمیدِ مرا در میانِ دو دستِ‌من بُگذار یادگارِ گلِ شهیدِ مرا می‌رسد بویِ وصلِ دلدارم بی‌قرارِ وصال و دیدارم کهنِه پیراهنَش رویِ قلبم دَمِ جان دادنم نگه دارم بویِ سیبی عجیب می‌آید عطرِ شیبُ‌الخضیب می‌آید به سراغِ غریبه‌یِ عالم پادشاهی غریب می‌آید بی تو محزون و مضطرب هر شب اشکْ جاری به چشم و آه به لب روزگاری نَماند بی تو حسین ناله شد یار و همدمِ زینب چه کشیدم پس از تو در دنیا بوده هر روزِ زینب عاشورا چه کشیدم دَمی که می‌دیدم سرِ نیزه‌سوارِ دلبر را سایه‌بانِ سرم سرِ نِی بود قیمتِ دینِ کوفیان ری بود تو شدی در طبق پذیرائی خواهرت بینِ مجلسِ مِی بود سوخت در شعله‌هایِ طعنه دلم خورد چوبِ جفا به کامِ گُلم من امین بودم و به ویرانه غنچه‌ات را سپردم و خجلم بینِ شمشیر و نیزه‌ها دیدم پیکرِ بی‌سری و بوئیدم بویِ زهرا و سیب و حیدر داشت آن رگِ پاره‌پاره بوسیدم زینبم روضه‌خوانِ هر روزت دانش‌آموزِ عشقِ دیروزت سوز و آه و غم و دَم و ناله تحفه‌یِ میهمانِ امروزت آمدم خود دَوایِ سینه شَوی مَرهمی رویِ زخمِ سینه شوی آمدم مثلِ روزهایِ قدیم همدمِ دل چنان مدینه شوی دیگر از من مَشو جدا هرگز من و هجرانِ دلربا هرگز پیشِ من باش یارِ من امّا بینِ تشت و به نیزه‌ها هرگز این که اصلِ وفا و منطق نیست رزقِ بانویِ عرش هِقْ‌هِق نیست فتنه و نیش و طعنه و آتش حاصلش میوه‌ای به جز دِق نیست سیر شد بی تو خواهر از دنیا پیر شد مثلِ مادرت زهرا دیر شد خود بخوان دعا شاید برسد فصلِ دیدنِ آقا فصلِ دیدار و انتقام و قصاص وصلِ دلدار و ذوالفقار و یاس نوبهارِ شکوفه‌یِ عدل و رَجزی حیدری‌تر از عبّاس می‌شود روزِ فاطمه شیرین می‌زند تیغِ دین به ریشه‌یِ کین می‌رسد روزِ مرگِ طاغوت و مَردِ اُمّیدِ قلبِ مظلومین @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مثنوی مناجات و روضه‌هایِ بعد از عاشورا گناه مثلِ عفونت به جانم افتاده هزار وای دَمَت از زبانم افتاده قدیم بیشتر از این به درد می‌خوردم همیشه نامِ تو همراهِ گریه می‌بردم نفس نفس زدنَم نذرِ نینوا می‌شد دلِ گرفته‌یِ من بینِ روضه وا می‌شد مُقدَّراتِ مرا جرم‌ها مُکدَّر کرد گناه‌ها چه بلاها که بر سرم آورد مرض که آمده باشد عواقبی دارد گناهکار شدم چشمها نمی‌بارد میانِ روضه‌یِ تو واٰ شود گِره از کار دوباره اشک برایِ غریب وُ استغفار دوباره گریه برایِ لبی‌ که خشکیده به نیزه صورتِ خورشیدِ دین درخشیده صدایِ هِقْ‌هِقِ آن غنچه‌ای که غمگین است چقدر روضه‌یِ غمهایِ شاه سنگین است به گردنِ علی وُ پایِ کودکان زنجیر حریمِ عشق کجا؟! چوبِ طعنه وُ تحقیر چه سنگ‌ها که رها می‌شده خدا از بام تمامِ روضه‌یِ سجّاد یک کلام اَلشّام زنانِ قافله را پابرهنه می‌بردند کبوترانِ حرم تازیانه می‌خوردند تمامِ پیکرِ زنها وُ کودکان زخمی لگد زدند به گُل با کمالِ بی‌رحمی به گریه‌هایِ من وُ آهِ عمّه خندیدند به پیشِ چشمِ حرم پایِ نیزه رقصیدند سرِ بریده‌یِ بابا میانِ تشتِ طلا نشست رویِ لبِ کعبه کَعبِ نِی امّا ..... دوباره مثلِ همان روز لَعلِ تو ترِکید دوباره بغضِ غریبیِ اهلِ تو ترکید دوباره خواهرِ تو مضطر وُ پریشان شد وَ آه وُ ناله دَمِ زینب وُ یتیمان شد نوایِ عمّه‌یِ غم‌دیده وُ دَمِ سجّاد بیا بهارِ دلِ فاطمه بِرس بر داد @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم مُسدّس شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها ناله‌هایِ روضه‌ام این‌بار خیلی آشناست یک مدینه روضه‌یِ مادر در این آه‌ونواست مقصدم شهرِ قم و قصدم بقیعی بی‌صداست زائرِ معصومه‌ام پس اشک‌هایم پُربهاست نوکرِ کویِ کریمه شاهِ عرشِ کِبریاست عطر و بویِ فاطمه در روضه‌یِ بی‌بیِ ماست فاطمه پیداست در این روضه‌ها دقّت کنید عاشقانِ مشهد و کرب‌وبلا همّت کنید سائلان از لطفِ بی‌بی بیشتر صحبت کنید زائرانِ مادرِ قامت‌کمان نیّت کنید با دَمِ معصومه از صاحب‌زمان دعوت کنید غصّه‌یِ امشب غریبیِ علی‌موسیَ‌الرِّضاست دستِ دنیا یاورِ شاهِ‌خراسان را گرفت دخترِ موسیَ‌ابنِ‌جعفر روحِ ایمان را گرفت خواهرِ خوب و اَنیس و یارِ سلطان را گرفت وارثِ زهرا و زینب عشقِ ایران را گرفت ضامنِ آهو عزایِ جان و جانان را گرفت ذکرِ اهلِ باوفایِ شهرِ قم واویلتاست رویِ دستِ شیعیان تابوتِ او با احترام می‌شود تشییع با گلها و صَلُّوا و سلام می‌گذارد قم برایِ بانویم سنگِ تمام می‌شود اِحقاق حقِّ خواهر و یارِ امام نیست اینجا شام و کوفه‌ تا کسی از رویِ‌بام..... سنگ‌بِنْدازد به‌سویش قصّه‌یِ زینب چه‌هاست.... شام بود و زینب و سرهایِ رویِ نیزه‌ها تازیانه سنگ‌ها ‌و طعنه‌ها و ناسزا پیشِ چشمِ داغ‌داران جشنِ قومِ بی‌حیا‌ رقصِ شومِ نیزه‌دار و جنسِ بازارِ بلا کوچه و نامحرم و زنجیر و ناموسِ خدا راستی هر روز عاشورا و هر جا کربلاست یاد داری خواهری دل می‌برید از دلبرش یاد داری خنجری جا شد به رویِ حنجرش یاد داری دست‌وپا زد پیشِ چشمِ خواهرش یاد داری پیشِ دختر رفت رویِ نِی سرَش یاد داری دست را چسباند رویِ معجرش ناله‌یِ معصومه و زینب فقط آقا بیاست @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل‌مصیبت شهادت امام هادی علیه السلام زمین‌گیرم کند آخر  همین مضمون  همین آوا که پیشِ چشمِ مادر دست و پا می‌زد اِمامِ ما عطش جان بر لبش کرد و تنش می‌سوخت در آتش گریزِ روضه‌هایش شد  تهِ گودال...  واویلا جوانِ خانه مثلِ مادرش از زندگی شد سیر چه آورده به روز مردِ تنهایِ حرم    دنیا کنایه خورده از بیگانه و دوروُبَری‌هایش به چشم‌ِ مُجرمی او را تماشا کرده سامرّا شبیه‌ِ عمّه‌جانَش روضه‌اش سخت و نفس‌گیر است غریب است و عذاب است و شراب و بد دهانی‌ها اگرچه سهمِ او چون عمّه‌جان زخمِ زبان‌ها شد نخورده تازیانه دختری پایِ سَری اینجا به رویِ نِی سری را پیشِ چشمِ خواهری بُردند لگد می‌خورْد پایِ نیزه پهلویِ گُلِ مولا صدایِ العَجل مَهدی تمامِ عرش را پُرکرد بیا اُمّیدِ شاهِ کربلا و سامرایی‌ها @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم رباعی شهادت امام هادی علیه السلام هرچند که دست وپازَدی آقاجان امّا نشده پیکرِ پاکَت عریان بر نیزه سَرت نرفت وُ جسمِ تو نمانْد برخاکِ جفا به زیرِ سُمِّ اسبان @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل پیوسته خداحافظی با ماهِ محرّم و روضه‌یِ ماهِ صفر (حضرت زینب سلام اللّه علیها) باز این چه شورش است که بر نیزه مَحرم است ماهِ صفر... اِدامه‌یِ آهِ مُحرّم است سرهایِ قدیسان همه خیره به نیزه‌ها بر رویِ نیزه قاریِ آیاتِ اعظم است کشتی شکست خورده‌یِ طوفانِ شهرِ شام پایِ سرِ بریده که نَه... پایِ پرچم است از آب هم مُضایقه کردند کوفیان آهِ ربابه کنجِ خرابه پُر از غم است این کُشته‌یِ فِتاده به هامون که می‌زنند... با خیزران به رویِ لبَش شاهِ عالم است از کربلا و کوفه گُذر کرد  قافله حالا رسیده شام... حرم بینِ هلهله سنگین‌تر است وزنِ نگاهِ حرامیان از وزنِ بندها... غُل و زنجیر و سلسله بر پیکرِ همه اثرِ تازیانه‌هاست تاول به دست‌ها و رویِ پاست آبله زخمِ زبان زدند به دُردانه‌یِ حرم تنها برایِ خنده‌یِ خولی و حرمله شد عمّه‌یِ سه‌ساله‌یِ سادات روضه‌خوان هر نیمه‌شب میانِ قنوتش به نافله زینب کجا و طعنه‌یِ نامحرم و طناب؟! زینب کجا و کوچه و بازار و اضطراب؟! سیلی و تازیانه به جایِ خودش ولی... زخمِ زبان و طعنه مرا می‌دهد عذاب این بدترین شکنجه و سنگین‌ترین غم است همراهِ شمر و حرمله‌ها... زینب و رباب ناموسِ مرتضی شده اَسبابِ خنده‌ها پایِ سرِ بریده‌یِ در مجلسِ شراب با ناله‌هایِ دخترِ دردانه‌یِ حسین شد  کاخِ شام بر سرِ والیِ آن خراب عالَم فدایِ ناله‌یِ دردانه‌یِ حسین شد دخترِ سه‌ساله که پروانه‌یِ حسین .... کنجِ خرابه بویِ خوشِ سیبِ سرخ داشت ویرانه زیر وُ رو شد و شد خانه‌یِ حسین دختر زبان گرفت و همه ناله می‌زدند جان می‌گرفت روضه‌یِ جانانه‌یِ حسین با پشتِ دستِ کوچکِ خود رویِ لب زد و... خوابید رویِ رگ... نَه   سرِ شانه‌یِ حسین دِق کرد و هِق‌هِقش دمِ جاءَالحقی شد و... گفت العجل  تمامیِ افسانه‌یِ حسین @sehreashk @sehreashk110
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل پیوسته خداحافظی با ماهِ محرّم و روضه‌یِ ماهِ صفر (حضرت زینب سلام اللّه علیها) باز این چه شورش است که بر نیزه مَحرم است ماهِ صفر... اِدامه‌یِ آهِ مُحرّم است سرهایِ قدیسان همه خیره به نیزه‌ها بر رویِ نیزه قاریِ آیاتِ اعظم است کشتی شکست خورده‌یِ طوفانِ شهرِ شام پایِ سرِ بریده که نَه... پایِ پرچم است از آب هم مُضایقه کردند کوفیان آهِ ربابه کنجِ خرابه پُر از غم است این کُشته‌یِ فِتاده به هامون که می‌زنند... با خیزران به رویِ لبَش شاهِ عالم است از کربلا و کوفه گُذر کرد  قافله حالا رسیده شام... حرم بینِ هلهله سنگین‌تر است وزنِ نگاهِ حرامیان از وزنِ بندها... غُل و زنجیر و سلسله بر پیکرِ همه اثرِ تازیانه‌هاست تاول به دست‌ها و رویِ پاست آبله زخمِ زبان زدند به دُردانه‌یِ حرم تنها برایِ خنده‌یِ خولی و حرمله شد عمّه‌یِ سه‌ساله‌یِ سادات روضه‌خوان هر نیمه‌شب میانِ قنوتش به نافله زینب کجا و طعنه‌یِ نامحرم و طناب؟! زینب کجا و کوچه و بازار و اضطراب؟! سیلی و تازیانه به جایِ خودش ولی... زخمِ زبان و طعنه مرا می‌دهد عذاب این بدترین شکنجه و سنگین‌ترین غم است همراهِ شمر و حرمله‌ها... زینب و رباب ناموسِ مرتضی شده اَسبابِ خنده‌ها پایِ سرِ بریده‌یِ در مجلسِ شراب با ناله‌هایِ دخترِ دردانه‌یِ حسین شد  کاخِ شام بر سرِ والیِ آن خراب عالَم فدایِ ناله‌یِ دردانه‌یِ حسین شد دخترِ سه‌ساله که پروانه‌یِ حسین .... کنجِ خرابه بویِ خوشِ سیبِ سرخ داشت ویرانه زیر وُ رو شد و شد خانه‌یِ حسین دختر زبان گرفت و همه ناله می‌زدند جان می‌گرفت روضه‌یِ جانانه‌یِ حسین با پشتِ دستِ کوچکِ خود رویِ لب زد و... خوابید رویِ رگ... نَه   سرِ شانه‌یِ حسین دِق کرد و هِق‌هِقش دمِ جاءَالحقی شد و... گفت العجل  تمامیِ افسانه‌یِ حسین
-82501888_-667432319.mp3
زمان: حجم: 5.95M
باورم تا اَبدالدّهر همین یک خط است کربلایی شدنم دستِ حسین وُ حسن است شعرخوانی کربلایی حسین ایمانی @sehreashk
80.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باورم تا اَبدالدّهر  همین یک خط است کربلایی شدنم دستِ حسین وُ حسن است 🎥کلیپ تصویری شعرخوانی کربلایی حسین ایمانی @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم رباعی کودکان مظلوم غزّه و فلسطین و پایان رژیم صهیونیستِ کودک‌کُش گریز مدح و روضه‌یِ حضرت رقیّه سلام‌الله‌علیها شد گوشِ جهانیان پر از این چاوُش کابوس شده خوابِ یزیدِ سرخوش با هِق‌هِقِ دردانه‌یِ ویرانه‌نشین دقمرگ شود  ستمگرِ کودک‌کُش @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم غزل‌مصیبت شهادت امام هادی علیه السلام زمین‌گیرم کند آخر  همین مضمون  همین آوا که پیشِ چشمِ مادر دست و پا می‌زد اِمامِ ما عطش جان بر لبش کرد و تنش می‌سوخت در آتش گریزِ روضه‌هایش شد  تهِ گودال...  واویلا جوانِ خانه مثلِ مادرش از زندگی شد سیر چه آورده به روز مردِ تنهایِ حرم    دنیا کنایه خورده از بیگانه و دوروُبَری‌هایش به چشم‌ِ مُجرمی او را تماشا کرده سامرّا شبیه‌ِ عمّه‌جانَش روضه‌اش سخت و نفس‌گیر است غریب است و عذاب است و شراب و بد دهانی‌ها اگرچه سهمِ او چون عمّه‌جان زخمِ زبان‌ها شد نخورده تازیانه دختری پایِ سَری اینجا به رویِ نِی سری را پیشِ چشمِ خواهری بُردند لگد می‌خورْد پایِ نیزه پهلویِ گُلِ مولا صدایِ العَجل مَهدی تمامِ عرش را پُرکرد بیا اُمّیدِ شاهِ کربلا و سامرایی‌ها @sehreashk
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم رباعی شهادت امام هادی علیه السلام هرچند که دست وپازَدی آقاجان امّا نشده پیکرِ پاکَت عریان بر نیزه سَرت نرفت وُ جسمِ تو نمانْد برخاکِ جفا به زیرِ سُمِّ اسبان @sehreashk