دوش دور از رویت ای جان،جانم از غم تاب شد
ابر چشمَم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت...
-سعدی
شرح پریشانی من؛
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی؟
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟
....
میگن تنهایی لاتی تره انگار
سوختن گل و پاچیدن فکرام
عکساتم زدم پاک کردم اینبار
خر نشم بازم با دیدن چشمات!.