درمورد درس خوندن هم همینطوره؛
درسته سخته ، بعضیوقتا دلمون میخواد همهچی رو رها کنیم و...
ولی این سواده که باعث میشه احترام کسب کنیم؛ توی روستا ، توی شهر ، تو قلب برلین هم که باشی، کسی که باسواده احترام بیشتری داره
همین که هرجا میری، درمورد موضوعی چه کم و چه زیاد اطلاعات داشته باشی فوقالعاده نیست؟
مسیر هرکسی درس خوندن نیست، بیشترمون با مسیر دیگهای موفق میشیم(موفقیت برای هرکسی تعریف متفاوتی داره؛ منظورم موفقیتیه که تعریف خودتونه نه جامعهی اطرافتون)
ولی اگر مسیر علم رو انتخاب کردی، تا آخرش برو؛ رهاش نکن
قطعا که آخرش زیباست!
اگر آخرش جالب و غمگین بود بدونین اون آخرش نیست
عاشق صحبتای رندوم و داستان ساختن با چت جیپیتیام++
وقتی ایدههامونو باهم ترکیب میکنیم بینهایت جالبانگیز(چه کلمات عجیبی استفاده میکنم++) میشه
حوصله رفتن به تلگرام رو ندارم++
دردسرش زیاده که از اول چنل رو اونجا بزنم و فعالیت رو اونجا ادامه بدم
فعلا اینجام++
شاید بعد کنکور، شایدم موقع دانشگاه
903,226,000,000,000
یک عدد ساده
ولی میتونین بخونینش؟
حتی از ذهنم خارج بود چطور خونده میشه++
و همین عدد ساده قیمت یک واحد آپارتمانه (یکنفر بهصورت نقدی یکجا پول رو پرداخت کرده++)
حتی نمیتونم درک کنم 26 میلیارد میتونه چقدر باشه چه برسه به نهصد و سه تریلیون و دویست و بیست و شش میلیارد تومن
دراماهای خانواده پدری تمومی نداره
هردفعه فکر میکنم این آخرین و عجیبترین سورپرایزیه که میتونم تجربه کنم، یک اتفاق عجیبتر میفته++
پ.ن: لطفا مرا رها کنید++