رفتیم پیش شهید پلارک
اصلا نگم از شلوغیش که جای تکون خوردن نبود.
یکی از بچها اروم اروم از زیر دست و پا خودشو به مزار مطهر شهید رسوند و چفیه های بقیه رو دونه دونه تبرک کرد به مزار...
عجب بویی میدادن🥲
یه سر پیش شهید ابراهیم رفتیم و یه سر پیش شهید فهمیده و بعد آماده شدن دلای بچها از رسم جوون مردی براشون گفتیم...
عجب حال و هوای قشنگی بود.
و بعدشم پیش شهید چمران رفتیم و از علم و عالم بودن صحبت کردیم باهم.
این دل دادن به شهداست که ذهن و دل رو شهدایی میکنه
تا الان فکر کردیم اگه شهدا نبودن
به این فکر میکردیم برای خدا تلاش کنیم شهدا رفتن تا ما بتونیم شهدایی زندگی کنیم
دوستان قدم گذاشتنمون خیلی مهم خیلی
دلتو شهدایی کن ببین چه تغییری تو زندگیت حس میکنی
چند روز از شهادت آقای رییسی میگذرد شهید جمهور ،خدمتگزار ملت
امروز صحبت رهبر عزیزمون چه زیبا توصیف کردن چه زیبا ، درباره الگو خدمتگزارمون
با بچها امروز آخرای بهشت گردی بود که رفتیم یه سر به میدون کشتی و یه مرکز فرهنگی اونجا بود زدیم و بچها یسری هدیه فرهنگی خریدین برا خانوادشون...
ساعت ۹:۳٠ صبح بود که یهو صدای دلبرمون از بلندگوهای گلزار به صدا در اومد...
بچه ها همه با یه ذوقی میپرسیدن همینه؟ خودشه؟ اومد؟ بعضیاشون با شنیدن صدا بغض گلوشون رو گرفته بود... آخه چرا؟ مگه اونا اصلا میدونن آقا کیه جز اینکه از بزرگترا شنیده باشن که رهبر ما آقای خامنه ای؟