ای حسین،
دردمندم،
دل شکسته ام،
و احساس می کنم که
جز تو
و راه تو
دارویی دیگر
تسکین بخش قلب سوزانم نیست !
#شهیدچمران
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#رفیق_خدایی
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7
⊰•💎⛓️🦋•⊱
.
‹دَرفِرآقَتچِـشمهـٰآیَمغَرقِبـٰآرآنمۍشَۅَد
؏ـٰآشِقِهِجرآنڪِشیدهزۅدگِریآنمۍشَۅَد›
.
⊰•🦋•⊱¦⇢#دلیل_زندگی
⊰•🦋•⊱¦⇢#همھزندگیمحسینھ
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7
ستاره شو7💫
#رمان #قسمت_بیست_و_ششم نگاه محمد جواد به آبشار کوچک و زیبایی افتاد که تمام صداها از آن بود. در اط
#رمان
#قسمت_بیست_و_هفتم
🕊برهان جواب داد این آبی که خوردی عصاره ی گل آرزو🌹 بود. اگه از اون نمیخوردی و کوچیک نمیشدی نمیتونستی بری پیش حروف.
محمدجواد رو به برهان کرد و گفت: من کی آرزو کردم کوچیک بشم؟🤔
چند لحظه سکوت کرد و ادامه داد:
آهان👌 آرزو کردم وارد خونهی حروف بشم...
بعد نفس عمیقی کشید و نگاهی به کوله و تفنگش انداخت و پرسید: چرا کوله و تفنگم کوچیک شدن؟🔫🎒
🕊برهان جواب داد چون تو خودت رو در خونهی حروف با
کولهای به دوش و تفنگی در دستت تصور کردی...
محمدجواد روبه روی آبشار زیر درختی نشست و به آبشار نگاه کرد.
برهان هم کنار او ایستاد و به آنچه او نگاه میکرد خیره شد.
خانه هایی با سقف شیروانی🏘🏠 و دودکشی که از آن دود خارج میشد با پنجره های بزرگی که به سمت آبشار و رودخانه باز می شدند.
در خانه را که باز میکردی جلوی هر خانه باغچه ای از گلهای زیبا به چشم میخورد🏞 تمام گلها یک رنگ بودند. مثلاً باغچه ای با گلهای صورتی🌸🌸🌸 و باغچه ای با گلهای قرمز 🌹🌹🌹
دیوارهای هر خانه هم به رنگ گلهای خانه بود در باغچه ی هر خانه فقط یک درخت دیده میشد درختی نورانی با شاخه های بلند و درهم تنیده که مثل الماس میدرخشید💎...
ادامه دارد.....
ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ
#محمدجوادوشمشیرایلیا
#داستان
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7
ستاره شو7💫
[بِہنٰامِخُدایِقٰاصِدَڪْهٰا🍪🧡]•":
°| #وارث🔮🍃 °|
.
رفقامـا دریـڪدورھۍخاصۍازتاریخهستیم..
هرڪدومتـونبریـددنبـالاینڪہ
بفھمیدمأموریتخاصِتـوندر
دورانقبـلازظھـورچیه ؟!
.
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7
ستاره شو7💫
#تست_هوش به جای علامت سوال چه عددی قرار میگیرد؟ 👨🧕 🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7
تا عصر شنبه فرصت دارین پاسخ بدین ✌️😇
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
╰─┈➤ 😄͜͡❥••[•🍃⃟🍋
حتما براتون پیش اومده
وقتی میخاین گوشیتون رو شارژ کنید
❅•| #بخندیم 🤣|•❅
👨🧕
🌼⃢ 🍂🌟@setaresho7