eitaa logo
ستاره شو7💫
759 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
2هزار ویدیو
51 فایل
یه ستاره💫 کاشتم واسه تو روشن و زیبا یه ستاره تو دلم💖 جا گذاشتم رنگ فردا... ارتباط با موسسه هفت آسمان @haftaaseman ارتباط با ادمین: @admin7aaseman ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
ستاره شو7💫
😇😒 پویش ستاره شو⭐️ داره تمام میشه خوش به سعادت اونایی که ستاره شدن حتی با یه ذکر راستی #مسابقه ه
سلام دوستان گلی که ستاره شو را شرکت کردند 😍 شرکت در پویش رفیق شهیدم... 🔴فاطمه زهرا احمدی من می تونم روزی چند بار صلوات بفرستم.. سعی ام را می کنم تا سوره توحید را هم بخوانم 🔴سمیه اسداللهی سلام شماره 1 سوره توحید 🔴مهشید برونی روز اول ماه رجب شماره 1 و 3 🔴محدثه بیاتی شماره 1 🔴راضیه بیدرام من شماره 1 پویش را انجام میدهم 🔴علی احمدی من هر روز ۱۰تا سوره قل هو الله میخونم 🔴یگانه محمدی نیا ۱.۲.۳ 🔴امیرحسین نوری شماره ۳ 🔴 فاطمه زهرا بیغمیان شماره ۷ هدیه به رفیق شهیدم 👇 🔴یلداامینی.از نجف آباد 1⃣روزی حداقل ده تا سوره توحید بخونم 🔴زهرا اهنین مشت3⃣ 🔴امیرحسان عبدیان پور روزی ده تا سوره توحید 👏👏👏👏👍 تبریک به همه تون که ستاره شدین تو آسمان ماه شعبان بدرخشین 🌟🌟🌟
ستاره شو7💫
‌ ‌بسم ربِ المھدی مرا عھدیست با جانا کھ تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن
یادتون هست؟ کیا به عهدشون وفا کردند؟! میخواهم در قالب متن، دلنوشته کلیپ، صوت هر چی که راحتی برامون بگی 🔴چقدر امامت را میشناسی؟ 🔴چه عهدی میخای با امامت ببندی تا سال دیگه نیمه شعبان؟ 🔴به نظرتون چرا حضرت از دیده ها غایب هستند و چرا نمیان؟ ما چگونه میتوانیم حضرت را یاری کنیم؟ الان که غایب هستند وظیفه ما چیه؟ تحقیق کنید و جواب هاتون را بفرستین برای ادمین ☝️👇 @adminsetaresho7
هفته بعد از نیمه شعبان به کسانی که در و شرکت کردند پنج نفر قرعه کشی میشه کارت شارژ پرداخت میشه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقاشی خلاقانه😍☘ 🎨 ᘜ⋆⃟݊⛈️🌟❄•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
شب ولادت حضرت علی اکبر و روز جوان را به همه دوستان و همه رفقااااای خش مبارک باشه 🌿🍃
حاج سید رضا نریمانی ، حاج مهدی رسولی ، حاج حنیف طاهری ، کربلایی محمدحسین حدادیان ، کربلایی محمد فصولی ، کربلایی حسین طاهری4_5773945881447370961.mp3
زمان: حجم: 33.8M
جشن نگیریم دورهم؟😍 👏👏👏👏 ᘜ⋆⃟݊⛈️🌟❄•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ستاره شو7💫
#رمان #نوجوان #فرشته‌هاازکجامی‌آیند #قسمت_هفدهم 🧖‍♀🧖🧖‍♀🧖 هنوز مرد جوان جابه‌جا نشده بود که صدای یاا
🧖‍♀🧖🧖‍♀🧖 همین‌قدر بگویم که یک پولی دست محمد بوده که بیاورد برای شما. یک اشتباهی شده و آن پول را داده به یکی دیگر. امروز هم نیامده بود سر بساطش. ما آمدیم هم احوالش را بپرسیم، هم پول را بدهیم.» مادرم گفت: «از صبح که رفته، برنگشته.» بعد رو به من کرد و گفت: «دخترم برو نگاهی بکن شاید آمده باشد. اگر آمده بود، بگو بیاید بالا.» می‌دانستم محمد توی زیرپله‌اش نیست. حسی به من می‌گفت دیگر برنمی‌گردد. بااین‌حال برای اینکه حرف مادرم را زمین نینداخته باشم و برای اینکه لو نروم که چند دقیقه‌ی قبل رفته بودم سراغش، از اتاق زدم بیرون. پله‌ها را دوتا یکی کردم، از همان سر پله‌ها با ناامیدی نگاه کردم. چراغ زیرپله‌اش خاموش بود. پله‌ها را یکی‌یکی برگشتم و فکر کردم که میلیون‌ها میلیون چراغ در زمین و آسمان روشن‌اند و هیچ معنایی جز روشنایی ندارند. اما روشن بودن لامپ زیرپله می‌توانست هزار معنای دیگر هم داشته باشد. خاموشی‌اش هم هزار معنای دیگر غیر از تاریکی داشت که من هیچ‌کدام‌شان را دوست نداشتم. وقتی خبر را دادم، هر کسی چیزی گفت. پدرم گفت: «چه شد این بچه؟ امروز صبح وقتی می‌رفت، مثل هر روز نبود.» هر روز با پدرم خوش‌وبش می‌کرد و کلی با هم حرف می‌زدند. حتی یک چیزی هم از پدرم می‌خرید. مادرم گفت: «صبح که می‌رفت، بهش گفتم می‌خواهم آش بپزم و برایش نگه می‌دارم که شب بخورد.» مادرم حتی یک شب هم یادش نرفت کسی آن پایین است که نمی‌تواند یا بلد نیست برای خودش غذا بپزد. عموحیدر گفت: «این بچه انگار شکم ندارد. خوردن نخوردن برایش فرق نمی‌کند. دستش خالی اما چشم و دلش سیر است.» عموحیدر راست می‌گفت. با اینکه خودش بیشتر از هر کسی به پول احتیاج داشت، به فکر پول جهیزیه‌ی من بود. از جهیزیه بدم می‌آمد. مطمئن بودم این حس‌ام بدتر هم می‌شود. جناب بیکار گردن‌کلفت گفت: «شاید رفته باشد خانه‌ی کس‌وکارش!» این‌قدر از دستش عصبانی بودم که دلم می‌خواست جوابش را بدهم و شرمنده‌اش کنم. اما چیزی نگفتم و مادرم جوابش را داد. ــ انگار از آسمان افتاده پایین، آس‌وپاس و بی‌کس‌وکار. هیچ‌کس را نداشت... حرف‌ها به جایی نرسیدند و عموحیدر پولی را که آورده بود، برگرداند. خیلی دلم می‌خواست بدانم آن پول چه می‌شود و خیلی دلم می‌خواست به این جوان بیکار و بی‌عار چیزی می‌گفتم که برای همیشه یادش بماند. آن شب نمی‌شد. گذاشتم برای روز بعد ادامه دارد... ᘜ⋆⃟݊⛈️🌟❄•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
↻✂️📏✏️••|| . 🥾👟 . 🙃🙂 بند کفش تو باحال ببند☘ ᘜ⋆⃟݊⛈️🌟❄•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این داستان، تام و جری 🤣 ᘜ⋆⃟݊⛈️🌟❄•✿❅⊰'••'•'━━━•─ @setaresho7 اینجا ستاره شو ‎‎‌‌‎‎‎‌‌‎‎‌‌‎─•━━━•'••'•⊱❅✿•ᘜ⋆⃟݊🙋‍♂