ستاره شو7💫
😳😎 مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری💵 در شهرشان زندگی میکند و تاکنون حتی یک ریال💰 ه
🤣🤣
جوری رفته بودم توی حس موقع خوندن
که آخر داستان حس کردم بهم ظلم شده😂😂😂
گفتم حالا میگه من به اونا کمکم میکردم به جاش و اینا ولی....🙈
پیش داوری نکنیم😝
هدایت شده از ستاره شو7💫
خب ایده من برای شما که در #مسابقه شرکت کنید 😍
اول 👇👇👇
## 💬 "اگر من بودم در غدیر..."
اگر تو هم در روز غدیر بودی، چه میکردی؟
چه پیامی میدادی؟ کنار پیامبر چه احساسی داشتی؟
آیا میرفتی با علی (ع) بیعت کنی؟ برای دیگران تعریف میکردی؟
شاید هم... یک حرفِ دل!
الان چطور میشه با ولایت بیعت کرد؟؟
🎬 یک کلیپ یک دقیقهای بساز
و با خلاقیت خودت نشون بده "اگر تو هم در روز غدیر بودی، چی میگفتی یا چه میکردی؟"
### 📝 شرایط مسابقه:
🔹 شرکت برای نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ سال
🔹 حداکثر زمان ویدیو: ۶۰ ثانیه
🔹 موضوع آزاد ولی مرتبط با غدیر و ولایت ولی کپی نباشه ❌تشخیصش با داوران ماست
🔹 سبک ویدیو میتونه: بازیگری، دکلمه، نریشن، یا حتی طنز باشه
---
دوم👇👇👇
۱)به نیت #عید_غدیر یک کار خیر انجام بده (مثل کمک به نیازمند، برپایی جشن، صلح دادن دعوا، ...) و از خودتون فیلم و عکس بگیرین.
🎥 با هشتگ خاصی مثل #به_عشق_علی منتشر کن
🔹شرایط این مسابقه
🔶🔶برای نوجوان های ۷ تا ۱۲ سال
🔶🔶تصویر خودتون باشه حتما
آثار خودتون را بفرستین برای ادمین
@admin7aaseman
مهلت ارسال هم تا روز #عید_غدیر هست 😊
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
سلام عیدتون مبارک😍😍😍
من همراه با مادرم به مناسبت روز عید غدیر در حرم مطهر حضرت زینب بنت موسی الرضا( خواهر امام رضا علیه السلام ) از بچهها سوره های کوچک را میپرسیم وبه یاد آقا امیرالمؤمنین علیه السلام بهشون جایزه میدیم 😍😍😍😍😍
#چالش
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت57 بارانریزیمیبارید.ابر
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت 58
خیسازبارانوسرمازدهوخسته،درحال بالاوپایینشدنرویکمرقاطرها سرانجامبهمَقررسیدند.
سیاوشبهزورچشمهایشرابازنگهداشتهبود.
شالگردنراازدوردهانشکنارزدوگفت:
«وایکهازخستگیدارممیمیرم. منرفتمبخوابم!»
سیاوشبهزور و زحمتلیزخورد وازپشتکوسهيجنوب پایینآمد.
افسارکوسهيجنوبرارهاکردوخواست بهطرفساختماناصلیبرودکهکرامتگفت:
«کجاحضرتآقا؟اولبایدبهقاطرتبرسی!!!...»
سیاوشبه طرفکرامتبرگشت.
دیگرانهمنقونالهکناندرحالپایینآمدنازپشتقاطرهایشانبودند.
سیاوشاعتراضکرد:«چی؟مگهقرارهچيکارشکنم،
برمبراشلالاییبخونمخوابشببره؟خودشمیرهسرجاشمیخوابهدیگه».
کرامتافسارعقابکوهستانراکشیدونرم نرمدورحصارشروعبهچرخیدنکرد.
اولبایدقاطرهارو یواش یواشراهببریم تاعرقشونخشکبشهوبدنشونسرد.
والاسرمامیخورنوکاردستمونمیدن.
معطلنکن.بیاپشتسرمن!
سیاوشغرولندکنانافسارکوسهيجنوب راکشید.پاکشانوخستهوکوفتهکنارحصار چوبیقاطرراپشتسرشمیکشید ویکنفسغرمیزد.
دانیالودیگرانهمبدونحرفواعتراض بهکرامتوسیاوشپیوستند.
دانیالگفت:
«راستیسیاوشبلدیبرایقاطرتلالایی بخونی؟بهماهمیادبده!»
حوصلهندارم.بیخیالبشو.
کربلاییبدجوری میلنگید.یوسفگفت:
«کربلاییشمابریداستراحتکنید، منقاطرتونرومیگردونم».
نهپسرم.حالمخوبه.خیلیوقتهسوارینکردم،پاهامگرفته.
نیمساعتبعدهمهدورآتشرویکندههای درختنشستهبودندوازگرمایآنلذت میبردند.
کرامتویوسف،درحالبههمزدنآتش نیمسوزوسیبزمینیهای درونآتشبودند.
سیاوشودانیالچرتمیزدند.
اکبرخراسانیخندیدوگفت:
«یادفیلمهایوسترنافتادم، ماهممثلسرخپوستهاشدیم کهشبهاتوهوایبازکنارآتشجمعمیشن وغذامیپزندوچپقمیکشند».
علیلبخندزنانگفت:
«عرضکنمکه،خوبهتوقعنداری دورآتشبرقصیموبالاوپایینبپریم!»
سیاوشپرسید:
«ازگشنگیهلاکشدم.سیبزمینیهانپخت؟»
دانیالبامهربانیگفت:«خیلیگشنه اي یکیازقاطرهاروپوستبکنیم ورویآتشبپزیم.چطوره؟»
علیگفت:«بچههامیدونستیدقدیمها توهمینمملکتخودمون گورخرشکارمیکردندومیخوردند؟»
مشبرزوگفت:
«اونگورها باگورخرهایی کهتوفکرمیکنیفرقداشتند.
اونهاحلالگوشتبودنویه چیزمثل گوزنوگاووحشیحسابمیشدند».
مگهگوشتقاطرحرومه؟
کربلاییبهسیاوش کهسئوالپرسیدهبود،گفت:
«تااونجاییکهمنمیدونمگوشتاسبوالاغمکروهه،قاطرونمیدونم».
علیگفت:
«عرضکنمکهطبقمعادله،منفیدرمنفیمیشهمثبت،
قاطربچهاسبوالاغه،پسدوتامکروهیعنیحلال!»
سیاوشگفت:
«بفرما،فتوایجدید، حاجآقارسالهتونکیچاپمیشه مستفیضبشیم؟»
خندهکوتاهیشدوبعددوبارهسکوت وحریقچوبهاینیمسوز و
وزشبادیسردوبازیورقصشعله هارویچهرههایخستهودودزده.
ادامه دارد....
#رمان
#داستان
•✾💫اینجا ستاره شو 💫✾•
💖@setaresho7💖
ریاح نت4_5935781838298553073.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
این حملات در آستانه غدیر نشان داد:
یهود هنوز در آتش کینه خیبر می سوزد
فقط #حیدر #امیرالمومنین است🤺
#وعده_صادق
#یاعلی
╭┅───☆•°🖤°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯