#سلام_امام_زمانم
زائر کربلایی دعایت مستجاب 🙏🌿
الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج🤍🌱
#وارث
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
@bornamontazerمن و دوستام حریف شیطون_mixdown.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
😈حس میکردم یه شیطون واقعی بالا سرمه!!
#من_و_دوستام
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
725.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#بخندیم😄
اتوبوس پر شده
مجبوری مگه 😳😂
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
#انگیزشی
#استوری
🙏🌹🌿
گاهی وقتهاتشکرکردن از خدا فقط گفتن کلمه ی خدایاشکرت نیست گاهی وقتهابرای تشکرازخدابایدکاری کرد دلی راشادکرد گلی راهدیه داد دستی راگرفت وبخششی راتقدیم کرد
.
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
@bornamontazerمن و دوستام وسط میدون.mp3
زمان:
حجم:
2.4M
😨هزارتا فکر و خیال کردم، داشتم از فضولی میمردم
تا اینکه...
#من_و_دوستام
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
تخم مرغ درست کردن اینجوریه که:
یکی درست میکنی کمه،
دوتا درست میکنی اضافه میاد😐😂
.
.
#بخندیم
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🧚کاردستی جذاب وفانتزی
😍😍
#کاردستی
#حوصلتون_سر_نره
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🤬ببخشید که به جات جون میکنم!
شبکههای اجتماعی احساسات ما رو درست منتقل نمیکنن!
#سواد_رسانه
آلبالو خشکه
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
ستاره شو7💫
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══ •¦[📙💠⃟❅]¦• 🔶گردان قاطرچی ها 🔹داوود امیریان ◾️قسمت 68 یوسفنالهکرد:«آي،من
══━━━⊱✿⊰﷽ ⊱✿⊰━━━══
•¦[📙💠⃟❅]¦•
🔶گردان قاطرچی ها
🔹داوود امیریان
◾️قسمت 69
چندروزگذشت.حالیوسفبهترشدهبود. دیگرمیتوانسترویتختجابهجاشود وبرایرفتنبهدستشویی بهکمکعلیوکربلاییازتختپایینبیاید وبهزحمتراهبرود. اکبریکروزبعدازیوسفکاملاًبههوشآمد. سیاوشودانیالهمشببعداز بههوشآمدناکبر،بههوشآمدند.
جایسالمدربدنشاننماندهبود. بهقولدکترفقطشانسآوردندکه هیچکدامازضرباتمرگبارجفتکهاولگدمالشدنزیرسمقاطرهاضربهمغزینشدهبودند. دوتاازدندههایسمتراستاکبر شکستهوکتفچپشموبرداشتهبود. سیاوشپیشانیاششکستهبود وجایجفتکرویسینهاشکبودشده ودستچپشدررفتهبود.دانیالجمجمه اششکستهبودویکیازدندههایسمت چپشوانگشتکوچکدستچپش همشکستهشدهبود. بدترازهمهاوضاعحسینبود.جفت چشمهایشکبود،دستچپششکسته وتمامبدنشکوفتهوکبودشدهبود. معلومنبودکدامقاطرلمبرشرامحکم گازگرفتهبود.اصلاًنمیتوانستبنشیند وجایدندانقاطرمزبور رویلمبرسمتراستشبدجوریمیسوخت وگزگزمیکرد. کربلاییهمدلخوربود،بااینکه چندبارسپردهبودمراقبجایخوابشباشند، امادراثرانفجارنارنجکصوتی جايخوابکربلایی،دربوداغونشدهبود واحتیاجزیادیبهتعمیرداشت.
ماجراییکهبرسرشانآمدهبودمثلتوپ درکللشکرصداکرد. همهبهقصدعیادتبهسراغشانمیآمدند. امادراصلمیخواستندکتکخوردههایاینماجرارابهچشمخودببینند وکلماجرارااززبانخودشانبشنوندوخوراکخوبیبرایشوخیوخندهتهیهکنند.
یوسفازبسبهآنهابیمحلیکردهبودوتوپوتشرزدهبود،دیگرکمآوردهوخستهشدهبود.وقتیرزمندگانعیادتکنندهباجعبهشیرینیوپاکتمیوهمیآمدندوهماناول بسماللهنیششانتابناگوشبازمیشد وچشمهایشانبرقمیزد، یوسفلحافوپتورارویصورتشمیکشیدوخودشرابهخوابمیزد. علیوکربلاییکهسالمماندهبودند، حالاراویاصلیماجرابودند. آنقدرموبهمویحادثهراتعریفکردهبودند دیگرتمامکلماتراازبرشدهوپشتسرهم،بهسرعتماجراراتعریفوتماممیکردند: اینوسطسیاوشودانیالتنهاکسانیبودند کهازجلبتوجهوتوچشمبودنخوشحال ومغروربودند.بدونخجالتوسرافکندگی سینهجلومیدادندوازشجاعتو شیرینکاریخودشانتعریفمیکردند وافتخارهممیکردندوتندتندشیرینیو میوههارابهخندقبلایشانسرازیرمیکردند.
روزسومبهیوسفخبررسیدآقاابراهیمهمراهچندنفرازمعاونانوفرماندههاندیگر بهعیادتشانمیآیند. یوسفاولتصمیمگرفتهرطورشده
ازآنجافرارکندتاآقاابراهیمودیگراناورا درآنحالوروزنبینند؛اماهرچهبهدکتروپزشکیارهاالتماسکرد، قبولنکردندمرخصشکنند. کربلاییوعلیآمادهپذیراییشدند. سیاوشودانیالهمذوقزدهوخوشحالباهمکلکلمیکردندکهچهکسیاولبرایآقاابراهیم ماجراراتعریفکند.اماحسینبقکردهبود. مجبوربودبهخاطردردلمبرشیابهچپ ویابهراستبخوابدوخجالتمیکشید. اکبرسرحالآمدهبودودرتعریفماجراومنم منمکردن،باسیاوشودانیالکورس گذاشتهبودورقابتمیکرد.کجایکارید؟اگرمننبودموشلیکنمیکردموقاطرها روطرفخودمنمیکشاندم، شماهازیردستوپایقاطرهاناکارمیشدید.مننجاتتوندادم.
سیاوشپوزخندزدوگفت: «آره،نهکهخیلیهمسرپاموندی؟پسچرارویتختولوشدی؟»
خُبگفتمکه.اوناروکشوندمطرفخودم وفداکاریکردم.اگهاینکارونمیکردم کهالانتواوندنیابودید.
دانیالپرخاشکرد: «هیچماینطورنیست.مندادوهوارکردم وقاطرهاروطرفخودمکشوندم. همهبلاسرماومدودربوداغونشدم؛اماشماهاروازمرگحتمینجاتدادم».
یوسفنعرهزد: «بسه،مغزمترکید.سرسامگرفتم. تمومشمیکنیدیانه؟اینوسطفقطیکنفرفداکاریو ازجانگذشتگیکردهکهساکتمونده ومنممنمنمیکنه».
وبهحسیننگاهکردکهباچشمهايغصهدار بهجایبیهدفیخیرهشدهبود. سیاوشخندیدوگفت: «طفلکیحسین،فکرمیکنیدجایدندون هایبروسلیخوبمیشهیانه؟» حسینبدونآنکهبرگردد،گفت: «پایمنووسطنکشید. بذاریدتوحالخودمباشم».
ادامه دارد...
#داستان
#رمان
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کاشت_ناخن
#احکام
❓کاشت ناخن چه حکمی داره؟
⭕️ انتشار با شما
⬅️ احکام به زبان خیلی ساده🔻
╭┅───☆•°💙°•☆───┅╮
🦋 @setaresho7 🦋
╰┅───☆•°💙°•☆───┅╯