یا شهید
یا زهرا س
این چند روزی یه سوال توو ذهنم
هی میره و برمیگرده
که آخدا عاقبت کارم چی میشه
وقتی یکی میره زیر خاک
نکیر و منکر وقتی شروع میکنن به سوال کردن
میگن زبون آدم بند میاد
نمیتونه جواب بده
خدایا به اون لحظه فکر میکنم
چی باید بگم
اصلا اجازه میدن که زبون وا کنم
اصلا میتونم توو اون هول و ولا جواب بدم
نمیدونم
خدایا بهم رحم کن
الان که دارم براتون مینویسم
پدر یکی از دوستان چند روزی میشه که به رحمت خدا رفته
و درگیر مراسمات و برنامهها بودیم
نمیدونم
چی کاری توو دنیا انجام داده بود یا چه طور زندگی کرده بود
که توو تشییع و قبل تشییع و بعد تدفین
فقط روضه بود و روضه بود و روضه
و عاشورا و سینه زنی و ختم قرآن و ذکر یا حسین ع و نماز شب اول قبر و ...
خلاصه که حالش خیلی خوبه فکر کنم الان
بگذریم حالا که دارم فکر میکنم
میبینم که یه روزی من رو هم میزارن توو خاک و ...
انا لله و انا الیه راجعون
و کارم تمام میشه
و حرکت عقربه های ساعت برام متوقف میشه
نمیدونم وقتی که رفتم
چه اتفاقی میوفته
برا اون لحظه و شب اول قبرم خیلی نگرانم
یعنی کسی پیدا میشه برام یه یا حسین ع بگه
خدا
من یه عمر آرزوم بوده
طوری از این دنیا برم
که مثل غلام سیاه کربلا
جناب جؤن
اربابم بیاد
میدونم اون جوری زندگی نکردم
و اون جوری نبودم
ولی تو خود شاهدی که من دوست دارم
به درد مولام بخورم و یه بار از رو دوشش بردارم
به حاج قاسم غبطه میخورم
نه به خاطر تشییع جنازه ی میلیونیش
نه به خاطر محبوبیتش
نه ...
غبطه میخورم که برای مولاش کاری کرده کارستون
غبطه میخورم که نائب امام زمانم ، رهبر عزیزتر از جانم
ازش راضی بوده و ...
و برا یه #سرباز خب چی خوشایند تر از اینه که فرمانده اش ازش راضی باشه
خدا میشه ...
بگذریم
من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست
و از آن روز سرم میل بریدن دارد
راستی بیرون بارون میزنه
لحظه ی استجابت دعاست
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
یا مهدی (عج) ادرکنی
یا علی مولا
یکشنبه غروب هجدهم دی ماه
حوالی هفده و سی
مازندران آمل
@seyedaneh
دل نوشته های سید
✨خبر #سرباز_وظیفه «محمدرضا مقدم سبحانی» از کارکنان مرزبانی گروهان مرزی سراوان استان سیستان و بلو