⚜ اهدای لوح تقدیر توسط مسئول #جهاد_سازندگی به بسیجی جهادگر #مصطفی_شهریاری 👆
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜دل را شراره غم تو پر شرار کرد
داغ تو قلب خستهدلان، داغدار کرد
ای سرو بوستان ولا از غم تو چرخ
جاری ز دیده اشک، چو ابر بهار کرد
با کشتن تو قاتلت ای هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار کرد
#شهادت_امام_علی_النقی_الهادی_تسلیت_باد▪️
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜اعمال لیله الرغائب👇👇
کيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز ميگذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ ميخواني و چون فارغ شدي از نماز
⬅️هفتاد مرتبه ميگوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ»
⬅️ پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه ميگوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»
⬅️ پس سر ازسجده برميداري وهفتاد مرتبه ميگوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ»
⬅️ پس باز به سجده ميروي و هفتاد مرتبه ميگوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ»
پس حاجت خود را ميطلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜ نیازمندیم به دعای خیر تو
#یا_صاحب_الزمان
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜همدلی، رمزِ پیروزی❗️
مردم ما نشان دادند که همیشه در بلاهای طبیعی، پشتِ هموطنان خود هستند.
👈اینبار کلِ مردمِ ایران به نبرد با این ویروس(مزاحم) خواهیم رفت و #کرونا_را_شکست_خواهیم_داد
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
Banifatemeh-ShahadatImamHadi1396[01].mp3
5.28M
⚜ شهادت_امام_علی_النقی_ع
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜با مامان تو حیاط نشسته بودیم که در خانه را زدند. در را که باز کردیم، خانم میان سالی با شادی و هیجان گفت: «بالاخره خانه ی امیدم را پیدا کردم، خانه سرپرستمون رو پیدا کردم!»
مامان متعجبانه پرسید: «چی شده خانم، خونه ی اميد چیه!»
خانم با خوشحالی گفت: «پسر شما مدت ها است برای ما غذا می آروده لباس بچه هایم را تأمین می کند و خرج و مخارج زندگی ما را می دهد...
دیدم یکی دو هفته است ازش خبری نیست، پرس و جو کنان به خانه ی شما رسیدم.»
اشک تو چشم های مامان حلقه زد، با بغض گفت: «پسرم، خان میرزام شهید شد!»
آه از نهاد زن غریبه بلند شد، همانجا وسط حیاط نشست وبه سر و صورت خودش زد.
گفت: «بار آخری هم که آمد خرجی بچه های یتیمم را داد و رفت...»
#شهيد_خان_ميرزا_استواری
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️
⚜؛اعمال اولین شب جمعه #ماه_رجب
#لیلة_الرغائب
----------------------------------*♡
🆔 @shababazahra
#گروه_جهادی_شباب_الزهرا ☝️☝️