eitaa logo
🍃 شاعران حوزوی 🍃
671 دنبال‌کننده
2هزار عکس
285 ویدیو
16 فایل
🌏خبرگزاری‌ها، نشریات، و کانال‌ها در مناسبت‌های دینی و ملی به دنبال اشعار حوزویان هستند و اینجا گنجینه شعر آن عزیزان است. 🍃ارسال اشعار و احوال شاعران به 🍃مدیر شاعران حوزوی @mahta_sa 💠 #شاعران_حوزوی 💠 @shaeranehowzavi
مشاهده در ایتا
دانلود
(گاه آید رو سپیدی از زغال) گاه باید رفت بی هر قیل وقال گاه باید از زمین دلگیر شد گاه باید رفت بی ترس و خیال حاجقلی(باران) @shaeranehowzavi
فرو خورده است بغضی را گلوی عاشق میهن نشانده رنگ خون چشم مصیبت روی این دامن نفس های اذان در سینه ی غم حبس میشدچون برآمد آفتاب از چهره های دودی روشن برای دین شهید کارگر کم از مجاهد نیست که خم کرده است پیش غیرت او آسمان ،گردن به پیشانی نشانده چین غیرت تا برقصاند برای دخترانش شاپرک در دشت پیراهن چگونه درس بابا آب را با اشک ننویسد که مغز هرمدادش روی کاغذ می کند شیون هنوز آغاز پاییز است و مانده روسیاهی به ذغال شرمگینی که زده آتش به این خرمن به آغوش سعادت راه های بی شماری هست اگر لبنان اگر غزه اگر کرمان اگر معدن @shaeranehowzavi
🏴 پدرم را خدا بیامرزد... پدرم را خدا بیامرزد مردِ سنگ و زغال و آهن بود سال‌های دراز عمرش را کارگر بود، اهل معدن بود از میان زغال‌ها در کوه عصرها رو سفید برمی‌گشت سربلند از نبرد با صخره او که خود قله‌ای فروتن بود پا به پای زغال‌ها می‌سوخت سرخ می‌شد، دوباره کُک می‌شد کوره‌ای بود شعله‌ور در خود‌ کوره‌ای که همیشه روشن بود بارهایی که نانش آجر شد از زمین و زمان گلایه نکرد دردهایش یکی دو تا که نبود دردهایش هزار خرمن بود از دل کوه‌های پابرجا از درون مخوف تونل‌ها هفت‌خوان را گذشت و نان آورد پدرم که خودش تهمتن بود پدرم مثل واگنی خسته از سرازیر ریل خارج شد بی‌خبر رفت او که چندی بود در هوای غریب رفتن بود مردِ دشت و پرنده و باران مردِ آوازهای کوهستان پدرم را خدا بیامرزد کارگر بود، اهل معدن بود @shaeranehowzavi
(خوان خون)🌹 از خوان خون گذشتند صبح ظفر سواران پیغام فتح دارند آن سوی جبهه یاران🌷 در شط سرخ آتش، نعش ستاره می‌سوخت خون‌نامه ی نبرد است آیین پاسداران🌷 در کربلای ایثار مردانه در ستیزند رزم ‌آوران اسلام با خیل نابکاران🌷 در شام سرد سنگر روشن چراغ خون است ای آب دیده تر کن لب های روزه‌ داران🌷 در رزمگاه ایمان با اسب خون بتازند تا وادی شهادت این قوم سربداران🌷 گلگونه ی شهیدان با خون گل بشویید تا سرخ‌ تر نماید ، رخسار روزگاران🌷 هابیلیان کجایید ؟ قابیل دیگر آمد ننگ است جان سپردن در دخمه ی تتاران🌷 در بادهای سوزان ، نیلوفران خاکی چشم ‌انتظار آب ‌اند ای روح سبز باران!🌷 ای ابر پر صلابت! آبی ز دیده بفشان با مرگ لاله طی شد افسانه ی بهاران🌷 بی‌باوران عالم ! با چشم دل ببینید : آیینه ی زمان است این پیر در جماران🌷 «شعر از مرحوم نصرالله مردانی» @shaeranehowzavi
حس خوب روزهای دلبری یادش بخیر با رفیقان در جوار سنگری یادش بخیر در کنار رود کارون، سنگر دید و کمین شب نخوابی ها ی ماهِ اذری یادش بخیر کربلای چار و آن دردانه های عشق جنگ نهر خَیّن با یلان حیدری یادش بخیر کربلای پنج و یک دنیا غرور با شکوه جنگِ دژ با دشمن خیره سری یادش به خیر پای قبضه برد و سمت هر گلوله با من و ذکر خوب من فدای رهبری یادش بخیر یاد روزهایی که جنگِ آتشِ خمپاره بود یاد ذکرِ یاخدا چون محشری یادش بخیر یاد شبهای شلمچه با دعاهای خلوص بچه ها در فکر بازِ معبری یادش بخیر هر چه دیدم عاشقی بود عاشقی و عاشقی حس خوب روزهای دلبری یادش بخیر رزمنده دوران دفاع مقدس @shaeranehowzavi
دلخوش به همین بوس و بغل‌ها شده‌ایم راضی به همین حد‌ّاقل‌ها شده‌ایم ما با چه کسی به جز خدا لج داریم؟! خود باعث این جنگ جمل‌ها شده‌ایم @shaeranehowzavi
✳️درد دل با شهیدان سرهایتان که رفت ، سربندتان چه شد ؟ دلهای ما گرفت ، لبخندتان چه شد ؟ این شهر کوفه است ، از یاد رفته اید مردان ما زیاد ، مانندتان چه شد ؟   این شهر بی شما ، مرداب رنگهاست موجی نشد بلند ، اروندتان چه شد ؟ مردان ادعا ، کردند هی دعا اما اثر نکرد ، سوگندتان چه شد ؟ عکسِ مزارتان ، کم رنگ و پر غبار یاد پدر کجاست ؟ ، فرزندتان چه شد ؟ @shaeranehowzavi
قسم به تین و به زیتون، قسم به آزادی به انتفاضه‌ی غیرت، به چشم آبادی قسم به چفیه‌ی خونین، به راویان سحر قسم به حجله‌ی ویرانِ صبحِ دامادی قسم به واژه‌ی غزّه، قسم به خون شهید دوباره می شنوی چنگِ نغمه‌ی شادی قسم به داغِ دلِ مادرِ ستمدیده که سبز می‌شود آخر، خزان آن وادی قسم به نون و قلم تا دوباره بنویسد سلام قدس عزیز! ای نماد آزادی @shaeranehowzavi
هدایت شده از شرح آتش دل
صهیون وحشی باز کرد آهنگ لبنان شد سرخ و خونین خاک لبنان از شهیدان سردار دل‌ها، حکم رهبر را شنیدی؟ باید بیایی و بیاید حاج‌رضوان ✍️، ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ ساعت به وقت ۰۱:۲۰ 💔 هدیه به ارواح ملکوتی و بلندپرواز حاج‌قاسم سلیمانی و حاج‌عماد مغنیه صلوات @SharheAtasheDel
خرید آنکه به عشقش تمام حادثه ها را رضا به حکم خدا شد ندید اگرچه رضا(ع) را زمانه فاصله انداخت بین او و برادر کسی به نیل مگر زد دوباره پای عصا را!؟ گمان کنم که خدا خواست با جدایی آنها نصیب مردم ایران کند دو قبله نما را شده است ارض مقدس ،زمین بی علف قم همین که مظهر عصمت برآن گذاشته پا را عفیفه ای که مقامش شده شفیعه ی جنت گرفته دست کریمش همیشه شاه و گدا را شده است قبله ی حاجات و در کنار جهانی پناه داده به کویش من مدیحه سرا را **** سراغ مرقد بانوی عالمین گرفتیم حواله شد که زیارت کنیم قبر شما را @shaeranehowzavi
هزاروصد صلوات این صفای بی حد را به صحن وگنبد وگلدسته ها سلام از ما یکی نشسته به کنجی به لب دعا دارد به کنج و آن لب و گلدسته ها سلام از ما تو پاکی و بری از هر گناه و معصومی به جان پاک تو و بر رضا( ع)سلام از ما گل از گلاب دو چشمان پاک تو روید گلی که گشته ز شاخه جدا سلام از ما ز صحن و بارگهت نور از سما بارد به آن مکان که شده طور ما سلام از ما به دخت موسیِ جعفر(ع)سلاله ی نبوی ز روزگار ازل تا جزا ،سلام از ما (باران) (س) @shaeranehowzavi
ببین دلهای خالی از تمنا و دعا را دل خالی ز انسانیتِ انسان‌نما را غروب بی‌کسی‌هایت چرا صبحی ندارد؟ " متی ننتقع " ای ماه، ای ماه دلآرا کنون که بیشتر محتاج نور آفتابیم کبود از سیلی دست زمانه، بین هوا را زمین از نامرادیها، به خاک و خون نشسته نمی‌آید نسیمی یا نویدی دلگشا را به " عجل‌های " ما و اضطرار ما اثر نیست بخوان خود آیه‌های رحمت و عفو خدا را جهان در یوغ استبداد و ظلم طالبانی است بیا نابود کن دلهای پر کبر و ریا را ز خون غزه و لبنان زمین پر لاله گشته زمان دیده به خود بار دگر کرب‌ و بلا را بیا ای مهربان، نامهربانی‌‌ها شد افزون که طوفانها گرفته ساحل آرام ما را @shaeranehowzavi