eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
269 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
16-kargar-azan(www.rasekhoon.net).mp3
5.12M
اذان با صدای حاج محسن حاج حسنی کارگر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫مراقبت های ماه محرم 💫استاد خیرآبادی 💫قرارگاه سایبری حضرت بی بی رقیه (س)
نگران نگاه خدا به خودت باش،تا نگرانی از نگاه دیگران اسیرت نکند! 🌷♥️🌹🌷♥️🌹♥️🌷🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حتتتتتتما ببینید دست سردار حسین قطع شد، اما دست خدا موشک‌ها را بر سر اسرائیل ریخت و چند ماه است که آمریکا را به جهنم تبدیل کرده دست سردار حسین شر را از این جهان کم میکند .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 7 اما نفیسه که انگار چندان هم نگران نبود، با حالتی آرام و لبخند همیشگی اش میگویَد:(( خب بزار حدس بزنم . آرمان، اهل دزدی کہ نیست، عرق و شراب هم کہ بہ قدو قوارَش نمی خوره ، قتل و غارت هَم اصلا حرفشو نزن ، پس فقط میمونه یک مورد....!)) مژگان با تعجب و چشمانے گرد از او میپرسد:((چے؟)) نفیسه لبخند مےزند و میگوید :((وا! چرا داری این جورے نگام مےکنی؟؟ هیچےبابا! چیز خاصّی نمےخواستم بگم. میخواستم بگم فقط یک احتمال مےمونه و اونم اینه که دچار انحرافات جنسی شده!)) مژگان از این همه زیرکی نفیسه، انگشت به دهان مےماند ، یعنی چی؟ مگر مے شود یک دختر هم سن و سال او ( تقریبا ) این همه بیشتر از سن و سالش بفهمد و معلومات داشته باشد ؟!‌مژگان حرف نفیسه را تأیید مےکند و مےگوید:((نمےدونم از کی اینجوری شده ؛اما فکر مےکنم فشار هایی که این روز ها درباره غم نبودن مادرمون توی خونه بوده بہ این روز و حال انداختتش. ما اصلا حواسمون به اون نبود ، با اینکه آرمان هم داشت مےسوخت و ذوب مےشد. بالاخره اون سن و سالش کمه و تحملش هم کمتر از بقیه هست. منم کہ مدام تب میکنم، نمےدونم...» 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 مستند داستانی 🧕 تب مژگان 🧕 نویسنده : محمدرضا حدادپور جهرمی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 8 نفیسه گفت :«معمولاً چہ موقعی میاد سراغت؟!» مژگان ،اینبار متعجبانہ تر پرسید :«یعنی چی؟! منظورتو نمےفهمم!» نفیسه گفت:« وا! مےگم معمولاً باهاش تنهایے میاد سراغت ؟!» مژگان کہ تازه دوزاریش افتاده بود گفت :«نہ احمق خانم! چے فکر کردی؟! سراغ من کہ نمیاد ! چہ جوری بگم، میره سراغ خودش ...» نفیسه خنده بلندی کرد و وقتی آرام تر شد، گفت:« ای بابا ! من فکر کردم میاد سراغ تو! این که مشکلی نیست ، ببین دیگه چقدر آرمان بدبخته...» مژگان گفت :« درباره یه داداشم درست صحبت کنا! یعنی چی آرمان بدبخته؟!» نفیسه گفت :« یعنی همین...» [از نقل ادامه مطالب نفیسه به میزان دو پاراگراف معذوریم.] مژگان گفت:« نه داداشم هنوز انقدر کثیف نشده، اون خیلی پسر خوبیه، مشکلش خودارضائیه، خودم یک مشاور خوب واسش میگیرم ؛نمےزارم امانت مامانم جلوے چشمام پرپر بشہ!» نفیسه حرفی زد که تا حدی خیال مژگان راحت شد . گفت:« من از احساسات پسرها چندان اطلاع دقیق ندارم؛ اما بی اطلاع هم نیستم، یک خانمی به نام خانم کمالی نکات و حرفای خیلی خوبی مطرح میکرد که هیچ وقت یادم نمیره . 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 مستند داستانی 🧕 تب مژگان 🧕 نویسنده : محمدرضا حدادپور جهرمی
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀 9 خانم کمالی مےگفت:«دختر ها به خاطر کنجکاوی به دردسر مےافتند و پسرها به خاطره خیره سری و جسور بودن! دختر کنجکاو را باید سر جایش نشاند و پسر جسور را باید اجتماعی ترکرد.» مژگان گفت :« خب حالا که چی؟!» نفیسه گفت:« حالا که همین! همین که آقا داداش گلت از بس توی خونه هست و کسی ندیده و شماها هم واسش تکراری شدین ، نمیدونه چیکار کنهو دست به اینجور مسائل میزنه ، تو که مثلا جایه مادرش هستی، برای اجتماعی شدنش چه کار کردی؟! جسارت نشه ها ! اما تو فقط خواهری را توی خونه مےتونی در حقش تموم کنے نه احساس نیازش به بیرون و اجتماع و ...» مژگان گفت :« خب حالا! مگه جلوشو را گرفته بودم ! مگه من باید برم دنبال دوست واسه داداشم ؟ حرفایی میزنیا ! تو چون داداش نداشتی، نمےدونی چی به چیه؟!» نفیسه گفت:«حالا نمیخواد داداش نداشتنم رو به رخم بکشی! شاید بتونم ترتیبی بدم که بشه داداشت رو از تنهایی درآورد و کلاً آنلاینش کرد! فقط خدا کنه بتونم یکی واسش...» مژگان حرفای نفیسه را قطع کرد و گفت:« یکی مثل خودت برای داداشم پیدا کن! همینجوری که من با تو راحتم ، یکی هم باشه که داداشم بتونه باهاش راحت باشه و از جنس خودش باشه تا خطری هم تهدیدشون نکنه!» 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀🥀🥀 🥀🥀🥀