eitaa logo
شاهد
110 دنبال‌کننده
83 عکس
81 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید محمد ابراهیم خلج فرمانده گروهان پا مرغی در تاریکی کنارم رسید و دستپاچه دنبال نفرات می گشت و پرسید تیر خوردی؟ گفتم نه تخریب چی ام و دوستم شهید شد. گفت زمینش بگذارد و خودت را به وسط نونی برسان. بچه ها درگیرند و خیلی کم اند. حمید را زمین گذاشتم و دیدارمان به قیامت افتاد. وسط نونی صفر قتلگاهی بود و دشمن از فاصله نزدیک به سر بچه های تیر خورده و زیر پا افتاده شلیک می کرد و تیر خلاصی می زد. در حالی که بیشترشان قبلا مرده بودند و نیازی به تیر خلاصی نبود.
🌸 بال فرشتگان 🌸 🌸 قسمت اول 🌸 نوجوان بود که پایش به جبهه باز شد. داود طاهری رزمنده گردان تخریب لشگر حضرت رسول(ص). در همان نوجوانی سپاهی و کادر رسمی لشگر شد. https://eitaa.com/shahed27
نوجوانی بسیار محجوب و خوش اخلاق با چشمانی درشت و زیبا. https://eitaa.com/shahed27
زمستان سال ۶۴ چند روز قبل از شروع عملیات والفجر۸ که همه گردان ها آماده و در تب و تاب اعزام به منطقه عملیاتی بودند، داود طاهری داخل چادر با شور و نشاط همیشگی گفت؛ https://eitaa.com/shahed27
دیشب خواب دیدم با یکی از بچه های دسته ، پشت خاکریز چادر بال در آوردیم و رو به آسمان پرواز کردیم. https://eitaa.com/shahed27
تعبیر خوابش معلوم بود و همه با حرف های با مزه شوخی را ادامه دادند و موضوع تمام شد. ولی خواب داود یاد بچه ها ماند. https://eitaa.com/shahed27
ادامه دارد ....