تب و تاب عملیات شروع شده بود و نیمه شب ها در خواب سنگین انفجارهای شدید و رزم های شبانه برای آمادگی بیشتر انجام می شد. شبی ساعاتی مانده به اذان صبح با انفجارهای سنگین مین های ضد تانک و شلیک بی وقفه دوشکا و تیربارها رزم شبانه زدند. با عجله و اضطراب و در کوتاه ترین زمان چند صد نفر با پوتین و تجهیزات نظامی در زمین صبحگاه بخط شدیم. بر خلاف هر بار خبری از پیاده روی نبود. چند دقیقه در تاریکی و ظلمات نیمه شب سکوت سنگینی بر قرار شد.
تا اینکه معاون گردان تخریب شهید محسن دینشعاری پشت جایگاه صبحگاه ایستاد و بدون بلندگو و با صدای رسا و دوست داشتنی اش گفت ؛
" بچه ها سوت دوم قطار کشیده شده و عنقریب با سوت سوم ، عده ای از شما با شهادت سوار قطار می شید. همه چیز رو آماده کنین و یه وقت نگید برای سوار شدن فلان چیز را جا گذاشتم.
این شب ها رو کمتر بخوابید و رخت سفر خودتون رو آماده کنین. "
منبع آب پشت خاکریز و کمی از چادرها فاصله داشت. آخرین شب های حضور در دوکوهه بود و تنهایی کنار منبع آب مشغول مسواک بودم. ساعت ده شب مثل همیشه موتور برق خاموش شد و همه مقر در تاریکی فرو رفت.
دو نفر در تاریکی اورکت بر دوش از سمت دستشویی ها به طرف منبع می آمدند. مجید جهروتی و حمید شهریاری بودند. سلام علیک گرمی کردیم و با بگو بخند همان طور که صحبت می کردیم مشغول وضو شدم. بعد از دو مشت ریختن آب بر روی صورتم برای رساندن آب به تمام صورت بلافاصله شیر آب را بستم. حمید شهریاری رو به مجید گفت:
"انگار تهران خیلی بهش خوش گذشته. یادش رفته اینجا چطور وضو می گیرن."
با لبخند گفتم چطور؟ من که شیر رو بستم. حمید ادامه داد:
" نخیر اقا جون. بین دو مشت شیر باز موند و مقداری از آب رو هدر دادی"
حدود نیم ساعت در تاریکی کنار منبع گفتگوی دلچسب و صمیمانه ای داشتیم و حین صحبت از ته دل خیلی خوشحال بودم که پیش بچه ها برگشته بودم. صحبت سه نفره مان در تاریکی شب و در سردی و خنکی دلچسب زمستان خوزستان از خاطرات خوش برایم شد.
چند شب بعد کنار جاده فاو _ ام القصر در روز دوم عملیات والفجر هشت هر دوی شان با اصابت تیری بر چشم سوار قطار شدند.
رواق منظر چشم من
آشیانه توست
کرم نما و فرود آ
که خانه خانه توست
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم.
به امید پیروزی قطعی و نهایی بر استکبار جهانی و ریشه کن شدن غده سرطانی اسرائیل
کلیپی از نحوه شهادت علی یاری در ارتفاعات شاخ شمیران و همراهی با مادر پیرش پس از سی سال در کاروان زیارتی پدر و مادران شهدای تخریب لشگر ۲۷ حضرت رسول در سال ۹۷ را ارسال می کنم.
https://eitaa.com/shahed27
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیشب در بین فیلم های کربلای پنج شلمچه که اینترنت در سایت آپارت موجود هست اتفاقی چند نفر از دوستان را دیدم که خودشان تصویرشان را ندیده اند.
فیلم برای روزهای اول عملیات هست که از جاده خاکی روی کانال ماهی خود را دژ آن طرف کانال ماهی می رسانند.
عرض کانال ماهی حدود ۹۰۰ متر بود. در محور لشگر حضرت رسول(ص) این جاده تنها مسیر ارتباطی تا خط مقدم بود.
این جاده که به آن طرف می رسید به شکل سه راهی بود که از شدت توپ و خمپاره هایی که بر یک نقطه فرود می آمد به سه راهی مرگ معروف بود.
در این تکه فیلم تیمی از گردان تخریب به یکی از گردان های رزمی لشگر مامور شده اند و اسامی ایشان را مشخص کرده ام.
نفر اول مرحوم نعمت بابایی از محله باروت کوبی شهر ری و کشتی گیر بود که حدود بیست سال قبل در اثر بیماری به رحمت خدا رفت.
نفر دوم سید امیر ساداتیان است که همین منطقه بشهادت رسید.
نفر آخر هم آقا مجید نصیرپور نماینده سراب در مجلس است.
آن طرف کانال ماهی فقط محدوده کوچک هلالی شکل دست ایران و تمام دشت دست عراق بود. لحظه پاتک که تانک های بی شماری برای پس گرفتن این جای پا هجوم می آوردند بر روی این جاده دید داشتند و با تیر مستقیم تانک هر جنینده ای مورد هدف قرار می دادند.
ماشین مهمات شهید اسماعیل اصغری بر روی این جاده منهدم شد.
نیز مرحوم حاج آقا بخشی با ماشین بلندگو دار معروف خود بر روی این جاده هدف قرار گرفت و دامادش داخل ماشین سوخت.
https://eitaa.com/shahed27
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تصرف خدا بر قلوب
شهادت چهار برادر کوچک از گردان تخریب لشگر حضرت رسول (ص) در منطقه کوچکی در پشت کانال پرورش ماهی.
این چهار نفر در حالی شهید شدند که از هر کدام برادری در شلمچه مشغول نبرد با دشمن بود.
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهادت بیست و چند نفر در عملیات بدر با بمباران شیمیایی و سعید شریعتی نوجوان شاداب و بسیار دوست داشتنی از محله شهر ری که بین آنها بود.
کلیپ های یکی دو سال گذشته ام در کانال شاهد به آدرس زیر در دسترس می باشد.
https://eitaa.com/shahed27
21.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلیپی از حسینیه مقر تخریب لشگر ۲۷ حضرت رسول (ص) در پادگان دوکوهه.
تاریخچه مختصری از نحوه ساخت حسینیه و مناجات حضرت علی (ع) در مسجد کوفه با نجوای بسیار دلنشین حاج منصور نورایی.
مناجاتی که تا پایان جنگ بیش از هزار بار نیم شب ها از بلندگوی حسینیه پخش شد.
تلفیق مناجات نورایی و حسینیه تخریب از تماشای مستندی به اسم بازگشت کاری از دوست عزیز و هنرمندم آقای سید عبدالستار کاکایی به ذهنم رسید.
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
https://eitaa.com/shahed27
🌸 لوطی 🌸
دیشب به بهانه تولد علی آقا با جمعی که از سال ۶۲ و زمان جنگ رفاقت نزدیک مان ادامه دارد دور هم جمع شدیم.
در مجموعه ای سرسبز و لذتبخش در غرب تهران با بیست و چند آلاچیق مرتب در محیطی خانوادگی.