eitaa logo
شاهد
112 دنبال‌کننده
91 عکس
81 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 بال فرشتگان 🌸 🌸 قسمت اول 🌸 نوجوان بود که پایش به جبهه باز شد. داود طاهری رزمنده گردان تخریب لشگر حضرت رسول(ص). در همان نوجوانی سپاهی و کادر رسمی لشگر شد. https://eitaa.com/shahed27
نوجوانی بسیار محجوب و خوش اخلاق با چشمانی درشت و زیبا. https://eitaa.com/shahed27
زمستان سال ۶۴ چند روز قبل از شروع عملیات والفجر۸ که همه گردان ها آماده و در تب و تاب اعزام به منطقه عملیاتی بودند، داود طاهری داخل چادر با شور و نشاط همیشگی گفت؛ https://eitaa.com/shahed27
دیشب خواب دیدم با یکی از بچه های دسته ، پشت خاکریز چادر بال در آوردیم و رو به آسمان پرواز کردیم. https://eitaa.com/shahed27
تعبیر خوابش معلوم بود و همه با حرف های با مزه شوخی را ادامه دادند و موضوع تمام شد. ولی خواب داود یاد بچه ها ماند. https://eitaa.com/shahed27
ادامه دارد ....
🌸 بال فرشتگان 🌸 🌸 قسمت دوم 🌸 عملیات با شدت تمام شروع و همان شب اول فاو فتح شد. هر کدام از یگان و گردان ها مشغول ماموریت خود بودند.
هر کدام از نیروها و تیم های تخریب به فراخور مأموریت خود به یگان های و گردان های مختلف مامور شدند. از شروع عملیات والفجر هشت و وارد شدن به فاو و درگیری های اطراف کارخانه نمک دیگر داود طاهری را ندیدم.
دو سه روز بعد از حضور و پیشروی در اطراف کارخانه نمک سی چهل نفر از نیروهای تخریب در پایگاه موشکی مستقر شدیم. سمت چپ جاده فاو _ ام القصر چسبیده به آبراه بزرگی به اسم خور عبدالله. آبراهی که منتهی می شد به نوک دماغه خلیج فارس. نفهمیدم چرا اسم آنجا پایگاه موشکی بود. زیرا اثری از موشک در آن اطراف دیده نمی شد. گمانم بخاطر موقعیت زمینش که روی خلیج فارس تسلط داشت و قبل از تصرف ما موشک های دشمن از آنجا شلیک می شد.
وسط پایگاه موشکی سه چهار سنگر مستحکم بتنی بود که با گونی های خاک، روی سنگر را محکم تر کرده بودند. هر شب به نوبت برای کار در میدان مین کارخانه نمک چند نفر از این سنگرها به خط مقدم اعزام می شدیم. چند هفته اینجا زندگی کردیم و فقط برای کارهای خیلی ضروری بیرون می رفتیم. همیشه زیر آتش بودیم و درست آستانه ورودی همین سنگر علیرضا آشتیانی با ترکش خمپاره شهید شد. چند نفر هم داخل محوطه شهید شدند. با راکت پانصد کیلویی هواپیما چاله ای بزرگتر از اتاق کنار سنگر در محوطه بیرون درست شده بود.
بر خلاف سنگرهای مستحکم وسط، دور تا دور پایگاه موشکی اتاق هایی وجود داشت که با بلوک سیمانی درست شده بود. با سقف ضعیف پلیت و درهای تق و لق چوبی. احتمالا سنگرهای مستحکم بتنی برای فرماندهان حزب بعث بود و اتاق های بلوکی دور محوطه برای سربازان. مهماتی را که هر شب با خود جلو می بردیم داخل این اتاق های بلوکی نگهداری می کردیم. مهماتی مثل مین و خرج گود و نیترات آمونیوم و چاشنی و بقیه مواد تخریبی. برای جابجایی مهمات تا خط مقدم وانت بسیار نا امن بود و با هدف قرار گرفتن توسط دشمن بلافاصله منفجر می شد. لذا هر روز نفربر زرهی داخل پایگاه موشکی می آمد و کسانی که نوبتشان بود مین و مهمات را داخل پی ام پی بار می زدند و خودشان هم شب بهمراه مهمات داخل پی ام پی اعزام می شدند. داخل اتاقک های بلوک سیمانی مین های سبک و ضد نفر ام 14 را چاشنی می بستیم و صد تا صد تا داخل گونی های نازک کنفی عراقی می ریختیم.