ای پَرکشیده آسمان ها در هوایت
ای نذرهای عمه زینب ها برایت
بابا که آمد از سفر جانِ رقیه
چیزی نگو، عمه به قربانِ صدایت.....
بابا که آمد روسری ات را سرت کن
تا گم شود رنگِ کبودِ شانه هایت
شیری ست دندانت دوباره در می آید
اینقدر دستت را نکش بر لثه هایت.،
#شب_سوم
#محرم
#رقیه_جان