eitaa logo
شهید آرمان_سیدروح‌ الله
4.5هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
5.5هزار ویدیو
9 فایل
سلام از وقتی آرمان علی وردی و سیدروح الله عجمیان شهید شدندحالم دگرگون شده و هرروز براشون از دلتنگی هام می نویسم رفقای شهیدم دستم رابگیرید تا منم مثل شماپیش حضرت زهرا سلام الله روسفیدشم ارتباط با ادمین @namazeshaab
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا دیر آمدم اما... 🔻 دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «قاسم! تو مرا دوست داری؟» در حالی که با خود فکر می‌کردم چرا این سؤال را می‌پرسد، گفتم: «آقا بر منکرش لعنت.» به دیوار تکیه داد و گفت: «من اگر چیزی بگویم قول می‌دهی عمل کنی؟» با سرعت گفتم: «آقا شما جان بخواهید.» گفت: « از امشب بلند شو و بخوان.» نفسم در سینه حبس شد. پس از بهتی طولانی گفتم: «آقا شما می‌دانید که من اصلا نماز نمی‌خوانم! چه رسد به اینکه بخواهم نماز شب بخوانم... تا دیروقت در قهوه‌خانه هستم و صبح اصلا بیدار نمی‌شوم...» گفت: «هر ساعتی که نیت کنی، من بیدارت می‌کنم.» 🔸... برخلاف هرروز که تا بعد از طلوع آفتاب می‌خوابیدم، در نیمه‌ی شب بیدار شدم. از جایم بلند شدم، دمپایی را پا کردم و به‌سوی حوض آب در وسط حیاط رفتم. خدایا این چه انقلابی بود که در من به‌پا شده بود؟ من که بودم؟ که بود؟ چشمانم را رو به آسمان گرفتم و از سویدای دلم جوشش چشمه‌ای را احساس کردم که با حقیقت لایزالی و آسمانیِ تکلم می‌کرد و می‌گفت: «خداوندا قاسم دیر آمده ولی مردانه چاکر درگاهت خواهد بود.» 📚 از کتاب | داستانی بر اساس زندگی 📖 صص ۳۸۳ تا ۳۸۵ 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
🖤 حالا که مجالِ سفر نیست... راهِ دور است... و دلِ‌مان تنگِ زیارت است... بارِ سفر می‌بندیم... چشمان‌مان را هم! کبوتر دل‌مان را... پرواز می‌دهیم تا ! از ورودیِ باب‌المراد... وارد می‌شویم... و سلامی از رویِ می‌دهیم! این سلامِ ساده را... از ما بپذیر! ندهد فرصت گفتار... به محتاج... کریم! گوش این طایفه... آوازِ گدا نشنیده‌ست 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
شهید‌ سید مرتضی آوینی: 🌷تاریخ امانت‌دارِ فریادِ "هَل مِنْ ناصر" است و فطرت گنجینه‌ دار آن، و از آن پس کدام دلی است که با یاد او نتپد؟! مُردگان را رها کن ؛ سخن از زندگان می‌گویم...🌷 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
9.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهاد ادامه دارد... هرگز عمود خیمه اسلام نشکند... با این جهاد های بزرگ عماد ها... 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
🌹سالروز عملیات و پرکشیدن دست‌بسته‌ی 175 که زنده به گور شدند...😭😭😭 سالگرد عمليات كربلای چهار و باز هم اروند بسته وطن و چه واژه های پرافتخار و غريبی مارا به دعا كاش فراموش نسازند رندان سحرخيز كه صاحب نفسانند یاد همه شیرمردان غواص جاودان 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
2.83M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 شعری که اشک رهبر انقلاب و شهید حاج قاسم سلیمانی را درآورد مرز ما است، هر جا اوست، آن جا خاک ماست سامرا، غزه، حلب، تهران چه فرقی می‌کند هر که را صبح نیست، شام مرگ هست بی شهادت، مرگ با خسران چه فرقی می کند... 💌 کانال_شهید_آرمان و شهیدسیدروح_الله👇👇 @shahid_Arman_seyyed
‌موقع ، الله اکبر را که می‌گفتند، صیاد هم  نمازش را می‌گفت!  این  چیزی بود که من هیچ وقت ندیدم که ترکش کند! اصلاً جزو متعلقاتش بود! دیده‌اید بعضی چیزها همیشه همراه آدم هست؛ نماز اوّل وقت هم همیشه همراه او بود! چنان الله اکبر میگفت که انگار  آخرش را می‌خواند! ‌چنان با  نماز میخواند که گویی به  وصل شده است! می گفت : هرچه دارم، از نماز دارم. تأکید داشت نماز را اول وقت بخوانیم. وقت هایی که خانه بود، نماز مغرب و عشا را به جماعت می خواندیم. به امامت خودش. 💌 کانال_شهید_آرمان و شهیدسیدروح_الله👇👇 @shahid_Arman_seyyed
✍️ « شبیهِ عشقشان می‌شوند، شبیهِ معشوقشان» ◇به حاج بابا معروف بود در روستای خودشان. از نگاه من چهره‌اش با همه فرق داشت، نگاهش هم همینطور. لباس پوشیدنش هم همینطور، او فقط پیراهن سفید می‌پوشید. ◇گهگاهی که به آن روستا می‌رفتیم و با نوه‌هایش بازی می‌کردم و بیشتر می‌دیدمش، با خودم فکر می‌کردم او خوشگل‌تر از همه‌ی پیرمردهای دنیاست. چیزی داشت که بقیه نداشتند انگار ... ◇دو تا دختر داشت و چند تا پسر! جانش می‌رفت برای دو تا دخترش. دختر اولش که در جوانی در یک تصادف به رحمت خدا رفت، همه فکر می‌کردند قلب حاج بابا کشش این مصیبت را نداشته باشد. با همه‌ی کودکی‌ام یادم هست وقتی رفتیم به روستایشان، با همان پیراهن سفیدش دم در ایستاده بود و به مهمانانش خوش‌آمد می‌گفت. ◇من خوب یادم می‌آید که بزرگترها درموردش حرفهای خوبی نمی‌زدند و سنگدلش می‌خواندند. اما من می‌دانستم او سنگدل نیست اتفاقاً خیلی هم مهربان است. این حرفها را با اینکه باور نکرده بودم ولی علامت سؤالش در ذهن من ماند تا ... ◇تا اینکه چند سال بعد دختر دومش با سرطان سختی از دنیا رفت. اینبار که همه از قبل چنین وداعی را پیش‌بینی می‌کردند منتظر بودند عکس‌العمل حاج بابا را ببینند. من نوجوان شده بودم و بهتر می‌توانستم شرایط دور و برم را تحلیل کنم. اینبار با میل خودم همراه شدم با جمع، برای عرض تسلیت! و باز هم همان صحنه را دیدم ... ◇حاج بابا با همان پیراهن سفید دم درب حیاط ، متین و سنگین ایستاده بود. می‌شد کوه درد را روی شانه‌هایش حس کرد، ولی این کوه درد اَبروانش را خم نکرده بود. ◇پدرم در آغوشش کشید و گفت؛ کمرمان شکست از این مصیبت! خدا صبرتان بدهد! گفت : لا یوم کیومک یا اباعبدالله (ص) خدا را هزار بار شکر که شما را شریک درد من قرار داد، و امان از درد کمرشکن زنی که کسی شریکش نشد! و اشک از کنار چشمانش لیز خورد و پشت هم چکید. ◇ اینبار حاج بابا در تیررس تهمت‌های بالاتری از مردم قرار گرفت، چون خودش دخترش را داخل قبر گذاشت با همان پیراهن سفیدش که حالا خاکی و گلی شده بود و خودش برایش تلقین خواند و اصلاً هم شیون و ناله نکرد. و من آن روز مطمئن شدم حاج بابا از همه‌ی پیرمردها خوشگل‌تر است! اما امروز علت اطمینانم را می‌فهمم. ◇ حاج بابا از همه خوشگل‌تر بود، که او را از همه خوشگل‌تر و قوی‌تر و مَردتر کرده بود. دردِ بزرگتر که به جانت بیفتد آنقدر قابل احترام می‌شود که دردهای کوچکتر را قورت می‌‎دهی تا از آن درد بالا نزنند! قدشان از آن درد بزرگ‌تر نشود! بروز و ظهورشان از آن درد واضح‌تر نشود. ◇حاج بابا بود و دلش نمی‌خواست جلوی خدایی که خاندان نبوت و ولایتش را با دردهای بزرگ صیقل داد، از دردهایش نق نق کند. حاج بابا خوشگل‌ترین پیرمرد دنیا بود، اما مردم این را نمی‌دانستند!
‌موقع ، الله اکبر را که می‌گفتند، صیاد هم  نمازش را می‌گفت!  این  چیزی بود که من هیچ وقت ندیدم که ترکش کند! اصلاً جزو متعلقاتش بود! دیده‌اید بعضی چیزها همیشه همراه آدم هست؛ نماز اوّل وقت هم همیشه همراه او بود! چنان الله اکبر میگفت که انگار  آخرش را می‌خواند! ‌چنان با  نماز میخواند که گویی به  وصل شده است! می گفت : هرچه دارم، از نماز دارم. تأکید داشت نماز را اول وقت بخوانیم. وقت هایی که خانه بود، نماز مغرب و عشا را به جماعت می خواندیم. به امامت خودش. 💌 کانال_شهید_آرمان و شهیدسیدروح_الله👇👇 @shahid_Arman_seyyed
🖤 حالا که مجالِ سفر نیست... راهِ دور است... و دلِ‌مان تنگِ زیارت است... بارِ سفر می‌بندیم... چشمان‌مان را هم! کبوتر دل‌مان را... پرواز می‌دهیم تا ! از ورودیِ باب‌المراد... وارد می‌شویم... و سلامی از رویِ می‌دهیم! این سلامِ ساده را... از ما بپذیر! ندهد فرصت گفتار... به محتاج... کریم! گوش این طایفه... آوازِ گدا نشنیده‌ست 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
💔 گدای تو از هرکسی که پا بخورد تورا که داشته باشد غمِ چہ را بخورد تمام دغدغہ‌اش حسرت همین جمله‌ست خداکند که مسیرم به بخورد 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed
6.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سه‌شنبه آمد تا من وتو یاد او ڪنیم.. در ز دل آرزو کنیم.. ای آرزوی منتظران آری، بیا ڪه باتو فقط.. گفٺ وگو ڪنیم! 💌 و 👇👇 @shahid_Arman_seyyed