#خــاطرات
پیشــونی بنــدها رو
با وسـواس زیر و رو می کرد …🍃
پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟
گفت : سربند یـا زهــرا !🌷
گفتم : یکیش رو بردار ببند دیگه
چہ فرقے داره ؟🤔
گفت : نــہ ! آخه من مــادر ندارم …💔
#یـا_زهرا
#هفته_دفاع_مقدس
#خادم_المهدی
@shahid_dehghanamiri
به یاد شهید دهقان
پست اینستاگرامی خواهر شهید به مناسبت سالگرد اعزامشهید 🍃❤️| @shahid_dehghanamiri
بسم رب الحسین...
_جوون من الان کجاست؟
بارها این سوال رو از مادر شنیدم و بارها با خودم تکرار کردم. محرم ۹۴ هربار سینه زدن جوانها در چیذر را تماشا میکرد، قطره اشکی از گوشه چشمش روی شال عزای تو می چکید و می گفت:
_جای جوون من اینجا خالیه، یعنی محمدرضا میاد؟؟
_چی براش دوست داری؟ بیاد؟
_چی بهتر از شهادت؟ اما مادر نیستی تا بفهمی پاره جگرت بین یک مشت وحشی باشه، چه بلایی سر دلت میاد!
_چرا جلوی محمد رو نگرفتی؟ اگر اجازه به رفتنش نمی دادی، الان نزدیکت بین این سینه زنها بود...
_اونوقت جواب عمه سادات رو چی میدادم؟ دیگه خجالت می کشیدم بگم: اللهم اجعل محیای محیا ... و مماتی ممات محمد وآل محمد... خجالت می کشیدم پا بذارم تو مسیر کربلا... یه جاهایی باید بین دلت و وظیفه ت یکی رو انتخاب کنی...
_نترس مامان. محمد هنوز جوونه، خیلی راه داره.
هربار مواجه می شدم با لبخند معنی دار مادر، انگار از اول منتظر خبر شهادت بود. بابا میگفت:
_ اگر برگشت، الحمدلله و اگر برنگشت، روسفیدم پیش مادر سادات هرچند هنوز کاری برای اربابم نکردم...
انقدر از حال مامان مستاصل بودم که یک نیمه شب سر سجاده قرآن را به نیت تو باز کردم شاید دلم آرام گیرد. آیه ای که خداوند برایت زمزمه کرد، دلداری پروردگار بود به مادر موسی: « اذ اوحینا الی امک ما یوحی ان اقذفیه فی التابوت... آن زمان که به مادرت آنچه باید الهام می شد را الهام نمودیم، که او را در صندوق بگذار و به دریا بینداز تا دریا او را به ساحل اندازد تا دشمن من و دشمن او وی را برگیرد و محبوبیتی از سوی خود برتو انداختیم تا همگان به تومحبت ورزند و با مراقبت من پرورش یابی»
وجد تمام جانم را گرفت. مادر را بیدار کردم و با شوق گفتم: محمد برمیگرده، نگران نباشی ها!
نمی دانستم آنچه باید به مادر الهام میشد، شده... بی شک دلش گواهی به شهادتت می داد.
رعنا جوان من، ماه شب های من، زیباترین درد من، جایت خالی بود تا ببینی شب هایی را که مادر پای سنگ مزارت نشست و گفت: درست گفتی! جوونم برگشت، چقدر روسفید و پرافتخار و ... پر از زخم...
نکند نوبت ما که شود، در انتخاب بین دل و وظیفه، عقل بی خرد و بی غیرت، مارا از اربابمان دور کند؟ در این وانفسای جهان برای هم دعا کنیم...
_______________
دل ربایانه دگر بر سر ناز آمده ای/
از دل ما، چه به جا مانده که باز آمده ای؟؟
*عکس مربوط است به آخرین گردش خانوادگی، چند روز قبل از اعزام، مهر ماه۹۴
#روزهای_پاییز_سخت_تر_میگذرد
#سالگرد_اعزام_به_سوریه
#درد_بی_درمان_من
#کبابی_شهر_ری
#این_که_در_سینه_ی_من_هست_تو_هستی_دل_نیست
#یا_زهرا
💌| @shahid_dehghanamiri
به یاد شهید دهقان
🌹#شهید_تورجی_زاده از عاشقان 🌹#حضرت_زهرا سلام الله علیها @shahid_dehghanamiri
🌸شهید محمد رضا تورجی زاده از عاشقان حضرت زهرا بود.
اون فرمانده گردان #یا_زهرا بود.
اغلب گردان از سادات بودند و اون نیز فرمانده آنها.
🌸🍃درست در موقع شهادتش خمپاره روی سنگر خورد و #ترکش_بزرگی به #پهلوی_ چپ_محمد اصابت میکند و ترکشی هم به #بازوی_راستش.
محمد به صاحب نام گردانش اقتدا کرد و مثل #حضرت_زهرا سلام الله علیها به شهادت رسید.💔
🌸🍃او به شدت علاقه ای که به #حضرت_زهرا داشت وصیت کرده بود که روی سنگ قبرش بنویسید #یا_زهرا
🌸🍃در روز تشییع جنازه شهید تورجی خدا صبر عجیبی به مادر محمد داده بود.
مادر شهید در اون روز با صلابت سخنرانی کرد.
شهید تورجی زاده توسط پدر و مادرش به خاک سپرده شد.
🌸🍃#شهید_تورجی_زاده خیلی دوست داشتند بعد از شهادتش زیاد برایش #فاتحه بخوانند
#شهید_میگفت 👇👇👇
🔰من دوست دارم هر کاری می توانم برای #مردم انجام بدم...
حتی بعد از #شهادت!💔
#14_صلوات_و_فاتحه ای رو نثار روح پاک این شهید عزیز میکنیم.
ان شاءالله که شفیع همگی ما در قیامت باشد.
#پنج_اردیبهشت
#سالروز_شهادت
#شهید_تورجی_زاده
@shahid_dehghanamiri