eitaa logo
شهید گمنام
3.4هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
6.2هزار ویدیو
93 فایل
🥀شھید...به‌قَلبت‌نگـاھ‌میکُند اگࢪجایےبࢪايَش‌گذاشتھ‌باشےمےآيد‌مےمانَد لانھ میکُند تاشھيدت‌ڪُند ࢪفیق‌شهیدشهیدت‌میڪند.🥀 ارتباط با مدیر کانال شهید گمنام ⤵️⤵️⤵️ @khakreezfarhangi ⤵️⤵️⤵️ @gomnam30 خادم تبادل ⤵️⤵️⤵️ @YaFateme1349
مشاهده در ایتا
دانلود
این دنیا با تمامی زیبایی ها و انسان های خوب و نیکو، محل گذر است نه وقوف و ماندن، و تمامی ما باید برویم و راه این است. دیر یا زود فرقی نمی کند اما چه بهتر که زیبا برویم... @shahid_gomnam15
رتبه ۴ کنکور شد، پزشکی شیراز. از دانشگاه های فرانسه و کانادا هم دعوت نامه داشت. می توانست برود دنبال تحصیل و بعدش هم درآمد بالا و یک زندگی راحت. حتی می توانست یک رنگ و لعاب مذهبی هم به کارش بدهد و توجیه کند که می روم پزشک می شوم و بعدش هم خدمت به مردم! اما به همه این ها پشت پا زد و برای حفظ کشور ماند... @shahid_gomnam15
«⁦✿» مِہـرَت‌بہ‌دِلَم‌نِشَست‌وَدِلَم‌رَنـگ‌وبـوگِرِفت...✨(: 🌱/ ♥️
🌷 کتاب ( کتاب مخفی ) 🌷 ماهان ترسیده و مبهوت به انعکاس تصویر خود در شمشیر نگاه می کند . سوار ادامه میدهد : _ بگو میان دست هایم چه می بینی ؟ ! ماهان سرش را بالا می آورد و به سوار نگاه می کند . _ رحم کن ! سوار نوک شمشیر را به پیشانی ماهان می چسباند . _ بگو میان دست ها چه می بینی ؟! ماهان آب دهانش را قورت می دهد و با اونا و ترس می گوید : _ شمشیری برهنه می بینم ! سوار لبخندی می زند و می گوید : _ این شمشیر نیست ! این فرشته مرگ توست ! خوب و سیر نگاهش کن ! تقدیر نویسان تقدیر تو را بر این فولاد صیقل خورده نوشته اند ! می خندد . برابر ماهان زانو می زند . توی چشم های ترسیده ماهان نگاه می کند و می گوید : _ تو را از تقدیر گریزی نیست ! ماهان با ترس می پرسد : _ به کدام گناه باید بمیرم ؟ ! سوار با تامل نگاهش می کند ‌. _ کدام گناه ؟ آیا تو نبودی که پشت آن تخته سنگ جاسوسی ما را می کردی ؟! ماهان سرش را عقب می برو تا از تیزی شمشیر در امان بماند . _ جاسوسی ؟! مات و مبهوت به سوار نگاه می کند و ادامه می دهد : _ به خدای محمد سوگند که من پیش از شما آنجا بودم ! خسته از راهی دراز رسیده بودم و سر بر خاک نهاده بودم تا بلکه پاهایم قوت بگیرد ! نفهمیدم چه وقت خوابم برد ! صدای شما بیدارم کرد ! سوار از برابر ماهان بر می خیزد . هنوز شمشیرش را طرف ماهان نگه داشته . _ راست بگو تا دلم رحم آید . حقیقت واقعه را روایت کن تا شاید سرت را از تنت جدا نکنم! آیا چیزی از حرف های ما شنیدی؟! حتی واژه ای کوتاه ! ماهان ترسیده شانه بالا می اندازد . _ شنیدم که از محمد سخن می گفتید ! ادامه دارد ... @shahid_gomnam15
🌷 کتاب (کتاب مخفی) 🌷 سوار با رضایت سری تکان می دهد . _ پس آن چه نباید شنیده ای ! در تمام عمرت حتی برای لحظه ای به خیالت خطور کرد که روزی گوش هایت قاتلت باشند ؟! ماهان در ترس و سکوت نگاهش می کند . سوار میگوید: _ باید زبانت را برید و گردنت را زد ! سرش را میان برهوت می چرخاند تا مطمئن شود کسی نگاهشان نمی کند . کمی دورتر ، اسب دور خود می چرخد و شیهه می کشد . سوار نیم نگاهی به اسب می اندازد . ماهان با التماس میگوید : _ مرا نکش ! در کشتن بی گناهان افتخاری نیست !سوار نگاهش می کند و می گوید: _ قاتل تو من نیستم . قاتلت گوش های توست که اسرار مخوفی را شنیده ! شمشیر را از این دست به آن دست می دهد . _ ما برای قتل محمد نقشه می کشیدیم و تو بی تردید تمام آن چه گفته ایم را شنیده ای ! ماهان حرفی برای گفتن ندارد . سوار توی چشم های ماهان خیره می شود. _ تو عرب نیستی ! رنگ این چشم ها رنگ چشم های اهالی حجاز نیست ! ماهان سری تکان می دهد و می گوید : _ ایرانی ام ! سوار سری تکان می دهد و یکدفعه نگاهش متوجه چیزی زیر جامه ماهان می شود . با نوک شمشیر جامه اش را کنار زده و می گوید : _ این که میان جامه ات پنهان کرده ای چیست ؟! ماهان دست به پهلو می برو و کیف چرمی را بیرون می کشد .‌ _ چیز مهمی نیست! کیف را بر خاک می اندازد . سوار خم شده و کیف را بر می دارد . نیم نگاهی به ماهان و کیف می اندازد . آرام در کیف را باز می کند و کتابی را از درونش بیرون می کشد . کیف چرمی خالی را به طرفی پرت می کند و کتاب را ورق می زند . چیزی از خطوط و نوشتار کتاب نمی فهمد . به ماهان نگاه می کند و می پرسد : _ این خط و قلم پارسیان است ؟! ماهان سری به نشانه تایید تکان می دهد . سوار کنجکاو می پرسد : _ در این کتاب چه نوشته شده؟! _ تاریخ ، شرح وقایع ایام. من تاریخ نویسم . @shahid_gomnam15
دوستان عزیز! شما را قسم به خدا که راه امام حسین (ع) را که راه عاقبت به خیری و مهمترین کار است، ادامه دهید.. حسین گونه زندگی کنید که تمام عاقبت به خیری در همین راه است.. همیشه یاد و خاطره ی شهدا را زنده نگه دارید. چون شهدا همیشه زنده اند و من وجود آن ها را در زندگیِ خود همیشه احساس می کردم.. @shahid_gomnam15
هدایت شده از شهید اسماعیل دقایقی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
صدای ماندگار؛ ✅ تیپ بدر چگونه حیات گرفت؟ 🔔 سخنرانی سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی برای اولین بار منتشر شد 🗓تاریخ سند: 1365/06/13 📍محل سند: تیپ 9 بدر 📌 عملیات: عملیات کربلای 2 @shahiddaghayeghi •┈┈••✾•🍃🌸🍃•✾••┈┈•
شهید گمنام
بعد هم گفت: من کشتي نميگيرم! همه با تعجب پرسيديم: چرا !؟ كمي مكث كرد و به آرامي گفت: دوســتي و رفاقت
هميشــه هم حديث پيامبر گرامي اســلام را ميخواند:» اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم در نظرم از عبادت و شب زنده داري تا صبح محبوبتر است.« با شروع جنگ تحميلي فعاليت زورخانه بسيار کم شد. اکثر بچه ها در جبهه حضور داشتند. ابراهيم هم کمتر به تهران ميآمد. يکبار هم که آمده بود، وســائل ورزش باســتاني خــودش را برد و در همان مناطق جنگي بســاط ورزش باســتاني را راهاندازي کرد. زورخانه حاج حســن تــوکل، در تربيت پهلوانهاي واقعــي زبانزد بود. از بچه هاي آنجا به جز ابراهيم، جوانهاي بســياري بودند که در پيشگاه خداوند پهلوانيشان اثبات شده بود! آنها با خون خودشان ايمانشان را حفظ کردند و پهلوانهاي واقعي همينها هستند. دوران زيبا و معنوي زورخانه حاج حسن در همان سالهاي اول دفاع مقدس، با شهادت شهيد حسن شهابي)مرشــد زورخانه( شهيد اصغررنجبران)فرمانده ّمدل، حسن تيپ عمار( و شــهيدان ســيدصالحي، محمدشــاهرودي، علي خرمدل زاهدي، ســيد محمد سبحاني، سيد جواد مجد پور، رضاپند، حمدالله مرادي، رضا هوريار، مجيد فريدوند، قاســم كاظمي و ابراهيم و چندين شهيد ديگر و همچنين جانبازي حاج علي نصراهلل، مصطفي هرندي وعلي مقدم و همچنين درگذشت حاج حسن توکل به پايان رسيد. مدتــی بعد با تبديل محل زورخانه به ســاختمان مســکوني، دوران ورزش باستانی ما هم به خاطره ها پيوست. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ادامه دارد @shahid_gomnam15
بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم 🔸🔹🔹🔸 که در زمان غیبت بایدهر روز خوانده شود🙏 نَفْسَکَ، 🔹 فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفنی نَفْسَکَ لَمْ اَعرِفْ رَسُولَکَ، رَسُولَکَ، 🔹 فاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی رَسُولَکَ لَمْ اَعرِّفْ حُجَّتَکَ، حُجَّتکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَْم 🔹 تُعَرِّفنی حُجَّتکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینیِ . 🌟 ✨ دعای تثبیت ایمان دراخرالزمان یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ 🔹یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ 🔹 ثَبِّتْ قَلْبِیِ عَلی دِینک ✨ علی(علیه السلام) : 🌿 هرکس از پیروان ما هر روز این چهار حمد را بخواند خداوند او را چهار چیز کرامت فرماید 1️⃣ عمر طبیعی 2️⃣ مال و فرزند بسیار 3️⃣ با ایمان از دنیا رفتن 4️⃣ بی‌حساب داخل بهشت شدن 🍃 اَلّذی عَرَّفََنی نَفسَهُ وَلَم یَترُکنی عُمیانَ اَلقََلب 🍃 اَلّذی جَعَلَنی مِن اُمَّةِمُحَمَّدٍ صَلَّی اَللهُ عَلَیهِ وَالِه 🍃 لِلّهِ اَلَّذی جَعَلَ رِِزقی فی یَدِه وَلَم یَجعَلهُ فی اَیدِی النّاس 🍃 اَلَّذی سَتَرذنوبی وَ عُیُوبی وَلَم یَفضَحنی بَینَ الخلائق الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌
♦️ ⚡️شهید جهاد مغنیہ: امام زمانت را یارۍ کن...! و خـودت را بہ گونہ‌اۍ آماده کن کہ یارۍ کننده امام زمانت باشۍ 🌸 🌷سلام صبحتون شهدایی🌷 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @shahid_gomnam15
♦️ و پاداشِ كسانيست كه در اين روزگارگوششان غبارِ دنيا نگرفته باشد و صداىِ آسمان را بشنوند! و حياتِ عند رب است . .♥️! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @shahid_gomnam15
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🕊 فکه🦋 یادمان موقعیت شهید اسکندرلو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @shahid_gomnam15
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیارتنامه‌شهدا۩شهیدسلیمانی.mp3
1.25M
🕊🕊🕊 زیارتنامه ی شهدا 🕊🕊🕊 ☀️ بسمِ اللَّهِ الرَّحمَنِ الرَّحِيم ☀️ 🌷السَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَه ✋السَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَه ❇️السَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ الله 🌷السَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ الله ✋السَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنین ❇️السَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمین 🌷السَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِح ✋السَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ الله ❇️باَبی اَنتُم وَ اُمّی 🌷طبتُم وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ✋وفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ❇️فیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم 🌹☘️🌹☘️🌹☘️🌹☘️🌹☘️🌹 🎙 با نوای آسمانی شهیدسردار سلیمانی 💔 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اَُِلَُِلَُِهَُِمَُِ َُِعَُِجَُِلَُِ َُِلَُِوَُِلَُِیَُِکَُِ َُِاَُِلَُِفَُِرَُِجَُ @shahid_gomnam15
کلاس سوم یا چهارم ابتدایی بود که از من درخواست پول کرد. گفتم: باید از بابا پول تو جیبی بگیری. بعد متوجه شدم یکی از همکلاسی هایش موقع بازی فوتبال، عینکش می شکند و از آن جایی که وضع مالی خانواده اش طوری نبود که برای او عینک بخرند، چند روزی را بدون عینک به مدرسه رفته و نمی توانسته تخته را ببیند. این پول را می خواست تا برای او عینک بخرد. @shahid_gomnam15
رتبه ۴ کنکور شد، پزشکی شیراز. از دانشگاه های فرانسه و کانادا هم دعوت نامه داشت. می توانست برود دنبال تحصیل و بعدش هم درآمد بالا و یک زندگی راحت. حتی می توانست یک رنگ و لعاب مذهبی هم به کارش بدهد و توجیه کند که می روم پزشک می شوم و بعدش هم خدمت به مردم! اما به همه این ها پشت پا زد و برای حفظ کشور ماند... @shahid_gomnam15
بار ها شده بود که احمد آقا در مسجد برای ما صحبت می کرد و بچه ها یکی یکی به جمع ما وارد می شدند. ایشان با تواضع جلوی پای همه ی این بچه ها بلند می شد و به آن ها احترام می کرد. خدا می داند که احترام و ادبی که ایشان برای بچه ها قائل بود چقدر در روحیه ی آن ها تاثیر داشت. بچه هایی که تشنه محبت بودند با یک مربی ارتباط داشتند که این گونه برای آن ها احترام قائل بود. فراموش نمی کنم. احمد آقا هیچ گاه از کار ها و اعمال عرفانی خودش حرفی نمی زد، بلکه با ادب و رفتار خود، دیگران را عامل به دستورات دین می کرد. @shahid_gomnam15
یک بار مصطفی گفت که دانشگاه آزاد، بدون کنکور دانشجو می گیرد، از من خواست که بروم و ادامه تحصیل دهم. به او گفتم: تو دیگر آخرشی! بعضی از آقایان اجازه نمی دهند که خانم هایشان به دانشگاه بروند ولی تو به اصرار می خواهی من را به دانشگاه بفرستی... @shahid_gomnam15
با اشاره به جریانات فتنه ۸۸، به همرزمانش می گفت: «برای من، میدان انقلاب تهران، شلمچه یا دمشق فرقی ندارد. هرجا حرف انقلاب اسلامی هست، ما هستیم...» @shahid_gomnam15
وصیت من به تو؛ نماز اول وقت، احترام به پدر و مادرمان و پیروی از ولایت فقیه است. بعد از من این وظیفه توست که هرسال اربعین به کربلا بروی. کوچک ترین هدف من که مبارزه با افکار غربی و سکولاری در جامعه بود را ادامه دهید. فرازی از وصیت شهید @shahid_gomnam15