eitaa logo
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
35.9هزار دنبال‌کننده
14.2هزار عکس
11.9هزار ویدیو
114 فایل
♥️باهمه وجود دوستتون دارم #حضرت_زهرا_سلام_الله مادر همه ی شهیدان شده اید می شود #مادر ما هم بشوید❓ با دعوت #شهدا به این کانال اومدید پس لفت ندید. تاریخ تاسیس 1397/1/25
مشاهده در ایتا
دانلود
#امام_خمینے_ره فرموده بودند: اگر #اسرا برگشتند و من در #میان شما #نبودم، به آنها بگوئید من #منتظرشان_بودم و براے #آزادے آنها #دعا_مےکردم. مےدانیم چقدر سخت بود، روزے که #برگشتید و #امام_نبودند... #سالروز_بازگشت_پرستوهای_مهاجر @shahid_hadi124
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
#امام_خمینے_ره فرموده بودند: اگر #اسرا برگشتند و من در #میان شما #نبودم، به آنها بگوئید من #منتظرشا
🌹 خاطـــرات آزادگــان 🌹 ✌️ از صلیب سرخ آمده بودند اردوگاه اسرا گفتند: در اردوگاه شما را شڪنجه‌تان می‌ڪنند یا نه ؟ همه به آقا سید نگاه ڪردند ولی آقا سید چیزی نگفت مأمور صلیب سرخ گفت: آقا شما را شڪنجه می‌کنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید . آقا سید باز هم حرفی نزد. پس شما را شڪنجه نمی‌ڪنند؟ آقا سید با اون محاسن بلند و ابهت خاص خودش سرش پایین بود و چیزی نمی گفت . نوشتند اینجا خبری از شڪنجه نیست . افسر عراقی ڪه فرمانده اردوگاه بود ، آقای ابوترابی را برد تو اتاق خودش گفت : تو بیشتر از همه ڪتڪ خوردی ، چرا به اینها چیزی نگفتی ؟ آقای ابوترابی برگشت فرمود : ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم ، آنها ڪافر هستند دو تا مسلمان هیچ وقت شڪایت پیش ڪفار نمی‌برند . فرمانده اردوگاه ڪلاه نظامی ڪه سرش بود را محڪم به زمین ڪوبید و صورت آقا سید را بوسید بعدش هم نشت روی دو زانو جلو آقا سید و تو سر خودش می زد می گفت شما الحق سربازان 🌷 خمینی 🌷 هستید . روایت در مورد سید آزادگان 🌷 " حاج آقای ابوترابی" 🌷 سلام بر آنهایی ڪه از همه چیز گذشتند تا ما به هر چه میخواهیم برسیم سلام بر آنهایی ڪه قامت راست ڪردند تا قامت ما خم نشود سلام بر آنهایی ڪه به نفس افتادند تا ما از نفس نیافتیم یارااااااان چه غریبانـه رفتند از این خانه 🌷🌷 🗓 ۲۶ مرداد به میهن اسلامی ایران گرامی باد . 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
✋السلام علیک یا بن فاطمه (س) ﻫَﺬَﺍ ﻳَﻮْﻡُ ﺍﻟْﺠُﻤُﻌَﺔِ ﻭَ ﻫُﻮَ ﻳَﻮْﻣُﻚَ ﺍﻟْﻤُﺘَﻮَﻗَّﻊُ ﻓِﻴﻪِ ﻇُﻬُﻮﺭُﻙَ ﻭَ ﺍﻟْﻔَﺮَﺝُ ﻓِﻴﻪِ ﻟِﻠْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﻳَﺪَﻳْﻚ صبح جمعه ات بخیر آقا جان ❤️ @shahid_hadi124
1_21536959.mp3
5.74M
✅ مناجات زیبای امام زمان عج 🎙 🔻 پست ویژه از دست ندهید @shahid_hadi124
6.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍁🌾🍁🌾 اخر این کلیپ را ببینید وبرای بقیه هم بفرستید آیا مردم تاکنون از این زاویه به مسائل نگاه کرده اند؟! @shahud_hadi124
#فقط_یه_نگاه_ولو_کوتاه... 🍃شیخ جعفر ناصری : مطمئن باشید یک توجه به حضرت بقية الله هر چند به صورت گذرا و در قلب باشد در محضر ایشان ثبت و محاسبه می شود چونکه ایشان احاطه شهودی به عالم دارند. 💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇 @shahid_hadi124
💚 🍃در روز جمعه هيچ عملى برتر از #صلوات بر محمد و خاندان او نيست. ‌ #امام_صادق (ع) 💖 ‌ بر خاتَمِ انبیاء محمّــــد صلوات 😍 ‌ 🍃خصال ، ص 394 🍃 ‌ 💚 کانال #شهیدهادی و #شهید_تورجی_زاده 👇👇 @shahid_hadi124
#13_روز_تا_غدیر   #فرازی_از_خطبه_غدیر #مبلغ_غدیر_باشیم حمد و ستایش پروردگاری را سزاست که در عظمت، یکتا و در وحدانیت، بی همتاست. سلطنت او با عظمت و در اداره امور خلایق مقتدر و به همه مخلوقات دانا و در همه جا حاضر و ناظر و قدرت او بر همه موجودات غالب است. #فقط_حیدر_امیرالمؤمنین_است @shahid_hadi124
با سلام امروز هم مهمان شهید عزیز دیگری هستیم ولی کمی فرق دارد چون شهید امروز یک هست بگیریدو کنید بعد ان شاء الله حاجت روا........ التماس دعا خادمین کانال
#شهیده_نسرین_افضل 🌹دختری که دوست داشت مانند شهیدمطهری به شهادت برسد و بعد از یک خواب عجیب به آرزویش رسید @shahid_hadi124
شهیدهادی_تورجی زاده_حججی_آرمان_حاج قاسم
#شهیده_نسرین_افضل 🌹دختری که دوست داشت مانند شهیدمطهری به شهادت برسد و بعد از یک خواب عجیب به آرزویش
🍁🌷🍁🌷🍁🌷 🌷🍁🌷 🍁🌷 دوست داشت مانند به شهادت برسد و بعد از یک خواب عجیب به آرزویش رسید سلام نمی دونم از کجا شروع کنم ، زندگیِ شهیده نسرین افضل اونقد زیبایی داره که قطعا توی یک پست نمی‌گنجه دختری که توی جمعِ دوستانش شوخ و شاد بود و توی روضه ها بارونی می‌شد و آسمونی کسی که وقتِ کار برای خدا پر تلاش و قهرمان ، و به گفتهٔ شوهرش در جایگاهِ همسری رفیقی بود تمام عیار و ناب... بانوی مجاهدی که قبل از انقلاب به حکومت شاه اعتراض کرد و تحت تعقیب قرار گرفت ، بعد از انقلاب هم با حضور در جهاد سازندگی و کمیته امداد کارش شده بود خدمت به مردم محروم روستاها... حتی این همه فعالیت هم آرومش نکرد و با پیشنهاد برادر شهیدش (احمد افضل) رفت کردستان. اونجا هم تا دلتون بخواد کار کرد. مدتی مسئول تبلیغات و انتشارات سپاه مهاباد بود. بعد به خاطر نیازِ شدید آموزش و پرورش به عنوان مربی تربیتی در مهاباد مشغول به کار شد و همزمان معلمان نهضت سوادآموزی نیز تحت تعلیم او قرار گرفتند. . بگذریم! می خوام از آرزوی ایشون براتون بگم. نسرین افضل آرزو داشت مانند شهید مطهری به شهادت برسه ، که بعد از یک خواب عجیب به آرزوش رسید نسرین مدتی قبل از شهادتش اومد شیراز خونه خواهرش. توی اتاق نشست و زل زد به قاب عکس شهید مطهری که تیر به پیشانی‌اش خورده و خون می یومد... نسرین همونجور که به عکس شهیدمطهری زل زده بود، خوابِ چند شب پیشش رو مرور کرد: خواب دیده بود یه کتاب دستشه و داره از راهی مه آلود عبور میکنه .یهو توی خواب گرگی بهش حمله کرد. نسرین موقعِ فرار ، پاهاش به سنگی خورد ، اما زمین نیفتاد. تا اینکه رسید به بالای کوهی که از آسمان گذشته بود. اونجا روی زمین افتاد و از سرش خون جاری شد... . همچنان زل زده بود به قاب عکس و به خوابش فکر می کرد ، که خواهرش با سینی چای وارد شد. نسرین همین جور که به قاب عکس شهید مطهری زل زده بود ، گفت: «من هم همین جای سرم تیر می‌خورد، انشاءالله » . مدتی از این قضیه گذشت و نسرین برگشت مهاباد... و یه شب که تب شدیدی هم داشت، با اصرار از همسرش خواست تا ببردش دعای کمیل. حالِ نسرین اون شب توی مراسم به شدت منقلب بود. ساعت 10 شب دعا تموم شد. وقتی می‌خواستند سوار ماشین بشن ، صدای تک تیرهای دشمن به گوش می‌رسید، به ماشین که نزدیک شدن نسرین گفت: بچه‌ها شهادتین‌تون رو بگید، دلم شور می‌زنه. یکی گفت: دلشوره‌ات به خاطر اینه که تب داری... ما که تب نداریم شهادتین رو نمیگیم، فقط تو بگو نسرین جان... . همگی سوار ماشین شده بودند. نسرین کنار در نشسته و شهادتین را می‌گفت که تیری شلیک شد و درست به سرش اصابت کرد. و همان طوری که آرزو داشت، شامگاه دهم تیر ۱۳۶۱ ، مانند شهید مطهری به شهادت رسید. 🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁 💚 کانال و 👇👇 http://eitaa.com/joinchat/4043243523C8ee14b51dd
با سلام لحظه هاتون مهدوی ..(عج) داستان قسمت هشتاد _ قسمت هشتاد و یکم_ قسمت هشتاد و دوم امشب در کانال قرار خواهد گرفت_