خوشرنگ ترین عصر دنیا را
با لحظه هایی
پر از شادی
براتون آرزو میکنم
امیدوارم
مهر، شادی، عشق
محبت، سلامتى
همنشین دائمی تون باشه
عصرتون زیبا و بخیر 🍰☕️
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹 💠 محاصره و اشغال شهر بوکان توسط نیروهای ضدانقلاب دموکرات در تاریخ تیر ماه سال ۶۱، و مجر
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
💠 محاصره و اشغال شهر بوکان توسط نیروهای ضدانقلاب دموکرات در تاریخ تیر ماه سال ۶۱، و مجروحیت جناب نویدی مقدم
#قسمت_دهم(آخر)
🔊 صدای تیراندازی و انفجار قطع نمیشد، من هم که زخمی گوشهای افتاده بودم و کاری از دستم بر نمی آمد.
کاملا ضعف و ناتوانی بر من قالب شده بود تا اینکه به پیرمرد گفتم یک کم آب خورن برایم بیاورد.
😓 تا آنموقع اطلاع نداشتم که نباید مجروح
آب بخورد. تا اینکه نصف لیوان آب خوردم
چشمانم سیاهی رفت و ندانستم چه شد یک لحظه احساس کردم پایین بالا میشم.
به سختی چشمم باز شد دیدم پشت وانت نیسان هستم و به سرعت در خیابان در حرکت بود و بطرفش تیراندازی میکردند تا بلاخره به بهداری شهر بوکان رسید و پرستارها و دکترها بالای سرم حاضر شدند.
✅ فردای آنروز با بالگرد به بیمارستان شهید
مطهری تبریز اعزام شدم.
روح شهدای افتخار آفرین آن عملیات گرامی باد که با جان فشانی خود شهر بوکان رو از لوث وجود دموکرات پاکسازی نمودند و شهیدانی را به انقلاب اسلامی اهدا نمود.
🌹 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌹
✍رزمنده و #جانباز_شیمیایی گرامی جناب آقای #یدالله_نویدی_مقدم
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
﷽
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ
در دلهای آنان (منافقین) یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغهایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست.
آیه ۱۰/#سوره بقره📝
#استاد_قرائتی:
داستان منافق، به لاشه ومردارى بد بو مىماند كه در مخزن آبى افتاده باشد. هرچه آب در آن بيشتر وارد شود، فسادش بيشتر شده و بوى نامطبوع و آلودگى آن افزايش مىيابد. نفاق، همچون مردارى است كه اگر در روح و دل انسان باقى بماند، هر آيه و حكمى كه از طرف خداوند نازل شود، به جاى تسليم شدن در برابر آن، دست به تظاهر و رياكارى مىزند و يك گام بر نفاق خود مىافزايد. اين روح مريض، تمام افكار و اعمال او را، رياكارانه و منافقانه مىكند و اين نوعى افزايش بيمارى است. «فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً»
شايد جملهى «فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً» نفرين باشد. نظير «قاتَلَهُمُ اللَّهُ» يعنى اكنون كه در دل بيمارى دارند، خدا بيمارى آنان را اضافه مىكند.
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
"النجاه فی الصدق"
نجات در راستگویی است.
این حدیث از امام علی(ع) را خیلی دوست داشت. اصل و اساس زندگی اش را گذاشته بود بر راستگویی. اگر جایی نمی توانست راست بگوید چیزی نمی گفت و سکوت می کرد که #دروغ هم نگفته باشد.
#شهید_حاج_محمد_پورهنگ
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
7.77M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 #پنجره | آرامش و طمانینه در اقامه نماز، مستحبات و تبرک جستن حضرت آیتالله خامنهای به تربت سیدالشهداء علیهالسلام پس از پایان نماز #جمعه_نصر.
۱۴۰۳/۷/۱۳
آخی عزیزدلم😍❤️
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
شهیدان حاج اصغر پاشاپور و حاج محمد پورهنگ
🏠 #پنجره | آرامش و طمانینه در اقامه نماز، مستحبات و تبرک جستن حضرت آیتالله خامنهای به تربت سیدالشه
تا دل از کف ندهد، هر که تو را می بیند...
روز و شب نذر نگاهت " وَ جَعَلنا " خواندم...
1.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 موشن گرافیک طنزی که چینی ها در مورد عملیات ایران ساخته اند....
#جمعه_نصر
#وعده_صادق۲
#گنبد_آهنین🗑
#ارسالی_اعضا✉️
پیام ناشناس👇🌹
✉️daigo.ir/secret/6145971794
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
💠 تشرف محضر امام زمان(عج)/تشرف حاج محمدعلی فشندی تهرانی
#قسمت_اول
قریب سی سال قبل عازم کربلا شدیم برای زیارت اربعین، موقعی بود که برای هر نفر جهت گذرنامه چهار صد تومان می گرفتند، بعد از گرفتن گذرنامه، خانواده گفت من هم می آیم، ناراحت شدم که چرا قبلا نگفته بود.
خلاصه بدون گذرنامه حرکت نمودیم و جمعیت ما پانزده نفر بود، چهار مرد و یازده زن و یک علویه همراه بود که قرابت با دو نفر از همراهان داشت و عمر آن علویه ۱۰۵ سال بود، خیلی به زحمت او را حرکت دادیم و با سهولت و نداشتن گذرنامه، خانواده را از دو مرز ایران و عراق گذراندیم و به کربلا مشرف شدیم.
قبل از اربعین و بعد از اربعین به نجف اشرف مشرف شدیم و بعد از ۱۷ ربیع الاول قصد کاظمین و سامرا را نمودیم. آن دو نفر مرد که از خویشان آن علویه بودند از بردن علویه ناراحت بودند و می گفتند او را در نجف می گذاریم تا برگردیم، من گفتم زحمت این علویه با من است و حرکت نمودیم.
در ایستگاه ترن کاظمین برای سامرا جمعیت بسیار بود و همه در انتظار آمدن ترن بودند که از کرکوک موصل بیاید برود بغداد و بعد از بغداد بیاید و مسافرها را سوار کند و حرکت کنند، و با این جمعیت تهیه بلیط و محل بسیار مشکل بود.
ناگاه سید عربی که شال سبزی به کمر بسته بود نزد ما آمد و گفت حاج محمدعلی! سلام علیکم شما پانزده نفر هستید؟
گفتم بله،
فرمود: شما اینجا باشید این پانزده بلیط را بگیرید من می روم بغداد بعد از نیم ساعت با قطار بر می گردم، یک اطاق دربست برای شما نگاه می دارم شما از جای خود حرکت نکنید...
قطار از کرکوک آمد و سید سوار شد و رفت.
📚 منبع: شهید عبدالحسین دستغیب (ره) - داستانهای شگفت
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 درایت حضرت آقا در توجه به مخاطب بین الملل و بیان خطبه به زبان عربی را بنگرید...
جوانان سوری سراپا گوشِ خطبههای سیدالقائد
#جمعه_نصر🇮🇷
@shahid_hajasghar_pashapoor🌹🕊