زمان:
حجم:
10.04M
🎵دوباره به داد قلب من رسیده حسین علیه السلام...
🎤#حاج_حسین_سیب_سرخی
#زمینه
میشود باز تو در خانه ما پابنهی
میشود باز مرا در بغلت جا بدهی
دل من تنگ برای بغلت شد بابا
وعده امدنت از چه غلط شد بابا؟؟
دیروز پنجمین تولدی بود که به انتظارت نشستم و باز هم تو نیامدی !!!!....
#امیرحسین_آقاعبداللهی
#شهید_علی_آقاعبداللهی
#ابوامیر
#شیرخانطومان
@shahidaghaabdoullahi
💠 شهیدی که حتی حاضر نبود از سپاه پوتین بگیرد
🕊 علی آقا در منطقهای استراتژیک مشرف به خانطومان، زمستان در هوای ۸ درجه زیر صفر، ۴۰۰ متر جاده صعبالعبور را سینهخیز تا دل تکفیریها میرود تا جاده را شناسایی کند.👇
🔗http://www.tafahoseshohada.ir/fa/news/2775/
✅ماجرای شهادت علی آقا
🔴من گلوله خوردم
شهید علی آقا عبدالهی 19 آذرماه 94 به سوریه اعزام می شود و چون تخصص مخابرات داشت، قرار می شود در همین واحد خدمت کند. اما روح بی قرارش باعث می شود با اصرار از مسئولان تقاضای اعزام به مناطق عملیاتی را بکند. پدر شهید می گوید: گویا علی برای اعزام به منطقه عملیاتی موافقت سردار سلیمانی یا سردار اصلانی را جلب می کند. یکی از همرزمانش تعریف می کرد یک روز ما به محل صعب العبوری رسیده بودیم که دیدیم جوانی با لباس نظامی و اسلحه آنجا ایستاده است.
از دیدنش تعجب کردیم. آنجا منطقه ای صعب العبور بود و مشخص بود که ایشان مصافت زیادی را پیاده آمده است. هویتش را پرسیدیم که گفت علی آقا عبدالهی است و موافقت سردار را برای کار عملیاتی گرفته است.
اصرار داشت همراه ما بیاید و هرچقدر سعی کردیم مانعش شویم قبول نکرد و عاقبت با ما آمد. چند روز در منطقه عملیاتی بود که بعد قرار شد با شهید انصاری و یک رزمنده دیگر به نام آقای مجدم به خالدیه خان طومان بروند.
اما طی راه به کمین تروریست ها می افتند و انصاری به شهادت می رسد. بعد از نماز مغرب و عشاء هوا تاریک می شود و گویا نیروهای سوری همراه شان هم فرار می کنند. در این هنگام علی قصد می کند جلوتر برود. آقای مجدم می گوید ما که مهماتی نداریم. علی می گوید من دو نارنجک و پنج فشنگ دارم.
چون در تاریکی مشخص نبود چه کسانی مقابل شان هستند، می گویند "لبیک یا زینب" که تروریست ها هم فریب می زنند و می گویند لبیک یا زینب، این دو به خیال اینکه نیروهای خودی هستند جلوتر می روند که در محاصره آنها می افتند. مجدم می تواند از محاصره فرار کند. اما علی می ماند و بعد از آن کسی او را نمی بیند.
آخرین حرفی که از طریق بی سیم زده بود این جمله است: من گلوله خوردم.
از آن لحظه دیگر کسی از علی خبری ندارد. بچه های سپاه شهادتش را تایید کرده اند.
اما من هنوز چشم انتظار آمدنش هستم. گمگشته خالدیه عاقبت باز می گردد.
*#سلام_امام_زمانم💕
ای بهترین قرارِ دلِ بی قرارِ ما
ای آبروی خلقِ دو عالم نگارِ ما
ای ماه پشت ابر بیا یابن فاطمه
آقا فدای تو همه ایل و تبارها
فرج مولا صلواتـــــــ
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج *
❀🍃✿🍃❀ ❀🍃✿🍃❀
@shahidaghaabdoullahi
چشمانت را باز کن لبخندی بزن ..
میسازی تـــو با همان لبخند ،
اول صبـحت ،
بهتریـن روزم را ..
بر لعل لبت ؛
غنچہ ی #لبخند چہ زیباست
دل در هوسِ خندہ ی تو
غرق نیاز است . . .
لبخند تو را
چند صباحی است که ندیدم
یکبار دیگر خانه ات آباد
#بخند...
#بخند_دل_ما_تنگ_همین_لبخند_است ...
#شهید_علی_آقاعبداللهی
#ابوامیر
#شیرخانطومان
@shahidaghaabdoullahi
سلام دوستان 🤚
صبحتون بخیر، یکی از دوستانم که در کما بود فوت کرد 😔💔
اگر میشه فاتحه ای لطفا قرائت کنید و دعا برای صبر خوانواده اش 💔
ممنونتونم یاعلی
📸 نامه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی به شهید پورجعفری
@shahidaghaabdoullahi