شهدای کرمان
و اما روایت این مراسم زیبا و ارادت به شهدا حاج قاسم در سخنرانی اش گفت: ما افتخار می کنیم شهید مغفور
با دست شلوغی جمعیت را نشان می دهد و می گوید((برایش مراسم گرفته اند.)) تعجب می کنیم! اگر برای شهید مغفوری مراسم گرفته اند ،چرا به خانواده اش خبر نداده اند؟ جلو که می رویم ، می بینم برای شهید مغفوری مراسم نگرفته اند ؛بلکه یک زوج کرمانی دارند مراسم عقدشان را بالای سر مزار شهید برگزار می کنند. صحنه خیلی جالبی ست واقعا. سفره عقد طوری چیده شده که نگاه خندان شهید مغفوری ،از درون قابی که بالای مزارش قرار دارد ،رو به سفره عقد باشد. خطبه جاری می شود و زوج کرمانی، ندگی شان را با لبخند شهید مغفوری آغاز می کنند.
31.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در آخرین روزهایی که پاییز به یغما می رود شکوفه باران نرم نرمک به تن شهر و گلزار شهیدان می زند و جان را جلا می دهد.
گوش کن چه عاشقانه نجوا می کند در گوش مردم شهر هر قطره اش دنیایی حرف نگفته دارد و مرا به یاد باران خون و شقایق های آسمانی می اندازد.
نوای قطره اول که بوی یاس پیچیده در این حوالی ، بوی بهشت و قطره های دیگر که بر دلم حک می کند تا شهید نباشی شهید نمی شوی
دنباله اش هم مرا بیتی می نوشاند:
منزل وصل پس از رد شدن از خویشتن است
وصل اگر می طلبی روی خودت پا بگذار
پ،ن؛
بارش باران
#گلزار_شهدای_بین_المللی_کرمان
@shahidan_kerman
21.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید احمد عبداللهی نهم مرداد ۱۳۳۲، در شهر کرمان متولد شد و در بیست و سوم دی ۱۳۶۵، در بیمارستان شهید فقیهی شیراز بر اثر صدمات ناشی از جراحات جنگی به شهادت رسید.
شهیدی که سعی می کرد تحت هر شرایطی نمازش تاخیر نیفتد، شهید عبداللهی که به عنوان يک بسيجی ساده و بي ادعا در جبهه حضور يافته بود، رفتـه رفتـه چنان شايستگی، جسارت و شهـامتی از خود نشان داد که مسئوليتهايی را به او واگذار کردند.
زیر باران گلوله به نماز ایستاد. رکعت اول را با سرعت خواند، اما رکعت دوم را خیلی آهسته و با طمأنینه
نماز که تمام شد، پرسیدم: چرا رکعت دوم نمازت رو این قدر آروم خوندی؟ جواب نداد.
اصرار که کردم، گفت: چنان گلوله میاومد که رکعت اول رو با عجله خوندم،
برای یک لحظه یادم اومد در حال صحبت کردن با خدا هستم، ولی از ترس تیر و ترکش فقط به جون خودم فکر میکنم.
به همین دلیل استغفار کردم و رکعت دوم رو عادی خوندم.
@shahidan_kerman
شهید-احمد-عبدالهی.mp3
6.52M
سلام خدا بر شهیدان
شادی روح طیبه و ملکوتی سردار شهید حاج احمد عبداللهی صلوات
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
شهدا بهترین رفیق هستند...
یادت می کنیم تا یادمان کنی پیش اربابمان
#شهید_احمد_عبداللهی
@shahidan_kerman
⭕️گوش سپردن به سخنان امام خمینی ره همراه گریه با صدای بلند شهید علی اکبر محمدحسینی
🔹تلویزیون روشن بود نشستیم و در مورد شرایط عقد و ازدواج و مهریه و خرید صحبت کردیم. ناگهان چشممان به آقا داماد افتاد.
♦️بدون توجه به همه ی این حرف ها مقابل تلویزیون نشسته بود و به سخنان حضرت امام ره گوش سپرده بود و با صدای بلند گریه می کرد. اصلا در عالم دیگری بود.
✅راوی همسر شهید علی اکبر محمدحسینی
#شهید_علی_اکبر_محمدحسینی
@shahidan_kerman
41.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام خمینی ره : شهدا ذخایر عالم بقایند.
گلزار شهدای شهر مشهد مقدس مزار سرداران شهید سرلشکر ولی الله چراغچی، سردار شهید محمود کاوه،سردار شهید عبدالحسین برونسی و دو شهید گرامی مدافع امنیت شهید حسین زینال زاده و دانیال رضا زاده بیست و نهم آذر هزار و چهار صد و یک
@shahidan_kerman
12.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍گلزار شهدای شهر مشهد الرضا علیه السلام و صحبت های آقای رضوانی از جانبازان دفاع مقدس درباره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و زیارت مرقد مطهرش در گلزار شهدای کرمان همچنین درباره سردار شهید محمود کاوه و سردار شهید عبدالحسین برونسی که از شاگردان حضرت آیت الله خامنه ای مد ظله العالی بودند.
@shahidan_kerman
42.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چهارشنبه های امام رضایی به وقت اذان و نماز صبح مشهد مقدس حرم مطهر امام رضا علیه السلام
@shahidan_kerman
⭕️شهید محمدحسین یوسف الهی🌹
🔹ای مردم بدانید تا وقتی که
از رهبری اطاعت کنید
مسلمان، مومن و پیروزید
♦️هر کدام راهی به غیر از این دارید
آب به آسیاب دشمن میریزید
#شهید_محمدحسین_یوسف_الهی
@shahidan_kerman
⭕️شهید عبدالمهدی مغفوری🌹
🔹تا آنجا که به یاد دارم هیچ وقت ندیدم ایشان کنار سفره ای که پدر و مادرش نشسته اند دستش را زودتر از آنها به سفره برده باشد.
♦️شبهایی که در منزل پدری حاجی مهمان بودیم ،بنا بر شرایط شغلی پدرش دیرتر به خانه می آمد اما حاج مهدی را می دیدم که همین طور با لباس بیرون نشسته است می گفتم چرا نمی خوابی؟
🔸می گفت می ترسم پدرم بیاید و در حالت دراز کش خواب باشم،آن وقت جواب این بی احترامی را چه طور بدهم؟
🔹بعد صبر می کرد و وقتی پدرش می آمد چراغ را خاموش می کرد ایشان هم می رفت بخوابد.
🔸صبح هم قبل از همه بیدار می شد و به نماز می ایستاد.
✅راوی : همسر شهید عبدالمهدی مغفوری خانم زهرا سلطان زاده
✍#معرفی_شهید
#شهید_عبدالمهدی_مغفوری
ولادت : ١٣٣۵
محل تولد : کرمان
شهادت : ١٣۶۵/١٠/۵
عملیات : کربلای ۴
✍#معرفی_کتاب_شهید
کتاب عشق و دیگر هیچ ، کتاب عبدالمهدی
@shahidan_kerman
⭕️شهید حمیدرضا جعفر زاده :شهیدی که سر مزار خودش فاتحه می خواند.
🔹رفت کنار یک قبر خالی نشست و فاتحه خواند.همیشه برای شهدای آینده فاتحه می خواند.
🔸من هم کنارش نشستم و برای شهیدی که قرار بود در آینده توی قبر دفن شود فاتحه خواندم.
♦️پرسید : میدانی این قبر مال کیه؟
🔹گفتم : نه ! این قبر که هنوز خالی است.
🔸نگاهم کرد و گفت :اگه خدا قسمت کنه ، اینجا قبر من میشه.
♦️تعداد زیادی از شهدای والفجر هشت را برای خاکسپاری به گلزار شهدا آوردند.
🔹شهدا را که دفن کردند ، یاد حرف آن روزش افتادم.
🔸توی همان قبری دفن شده بود که قبلا گفته بود...
✅🌹سردار شهید حمیدرضا جعفرزادهپور ، جانشین تیپ تخریب لشکر چهل و یک ثارالله (ع)
@shahidan_kerman
⭕️شهید محمد سلیمی کیا🌹
🔹اسمش پرویز بود یک روز شیرینی گرفت و برای بچه ها آورد، گفت: از این به بعد من محمد هستم.
🔸هر وقت بچه ها صدایش می زدند محمد، با خوشحالی اول صلوات می فرستاد و بعد جواب شخص را می داد.
✅نقل از علی اکبر پوریانی
#شهید_محمد_سلیمی_کیا
@shahidan_kerman