بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهید پاسدار مدافع حرم محمدرضا زارع الوانی
محمدرضا در تاریخ دوم فروردین ماه سال ۶۱در استان همدان پا به جهان گشود.
لیسانسش را در دانشگاه افسری گرفته بود و برای ارشد هم شرکت کرده بود. درجه شان سرهنگ دومی بود.
فرمانده گردان نیروی مخصوص تیپ ویژه صابرین بود.
از بارزترین خصوصیاتش اخلاصش بود که به گفته همسر شهید بسیاری از کارهایی را که انجام میداد بعد از شهادت از آن مطلع شدند.
دوسال بیشتر زندگی مشترک با همسرشان نداشتند. در جلسه خاستگاری به همسرشان گفته بودند من ۱۳ دوست دارم که شهید شده اند و من هم در فکر شهادت هستم اگر میتوانید همسنگرم باشید یاعلی.پسری به نام محمد قاسم یادگاری ست که از آقا محمدرضا به یاد مانده است.
حدودا پنج مرتبه به سوریه اعزام شدند و در تاریخ هفتم مهرماه ۹۵ در سوریه به شهادت رسیدند.
شهید بارها چه لفظی و چه زبانی خبر شهادتشان را به خانواده شان داده بودند مثال بارز آن ۶ماه قبل از شهادتشان است که با همسرشان رفته بودند به امامزاده شهرشان که شهید گفته بودند برویم فلافل بخوریم(به گفته همسرشان به فلافل😋 علاقه زیادی داشتند)که این آخرین فلافل عمر من است و اگر این رانخورم دلت بعدا می سوزد.
همسرشهید ویکی خواهرشان قبل از تدفین شهید در مزارشان زیارت عاشورا قرائت کردند.
مهم ترین تاکید و توصیه شهید در وصیت نامه اش پیروی از ولایت فقیه و رعایت حجاب بود. به گفته خانواده شان از موضوع بدحجابی خیلی رنج میکشیدند.
..........
اللهم عجل الولیک الفرج
🌷مادران و همسران شهدای حریم و حرم🌷
مصاحبه با همسر شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی #بخش_اول 👇👇👇👇
🌹مصاحبه با همسر شهید شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی
#بخش_اول
🔶در ابتدا راجع به همسر شهیدتان بفرمایید. اینکه فصل آشناییتان با شهید چطور رقم خورد و چگونه شد که تصمیم به ازدواج با ایشان گرفتید؟
♦️شهید الوانی به خواهران خود سپرده بودند که دختری را برایشان مدنظر بگیرند که البته با ایشان هم عقیده باشد.
♦️به همین جهت یکی از خواهرانش به مدرسه محل تحصیل بنده آمد و در ملاقات اول گفتند که برادر من شهید زنده است و با همین جمله هویت واقعی برادر خود را برای من آشکار کردندکه همین امرباعث شد تا من بفهمم این شخص با چه روحیاتی قصد آغاز زندگی خود را دارند، وقتی همسرم به منزل ما آمد گفت 13 نفر از دوستانم شهید شدهاند و من هم در فکر شهادت هستم و اگر همسنگر من هستید یا علی، و این شد که من با یک نگاه روشن به این مسیر نگاه کردم و جواب مثبت دادم.
♦️وقتی زندگی ما شروع شد تازه فهمیدم که با شخصیتی که مانند یک استاد اخلاق است زندگی میکنم؛ محمدرضا مظهر ادب و انسانیت و آزاد از تمام قیودی که ما در بندش هستیم بود. وقتی که برای خریدن جهیزیه به بازار رفتیم دیدیم شهید از نگاه تجملاتی دور است. یادم هست که وقتی نگاه وی به مبلهای آنچنانی افتاد این بیت شعر را گفت: «گفته بودم که به حج آمدم، غافل از آنکه چه کج آمدم» یعنی به من فهماندند دنبال تجملات نیست. بنابراین زندگی ما با سادگی آغاز شد وهم من با همسرم مدارا کردم و هم شهید از من توقع آنچنانی برای جهیزیه نداشت.
♦️ بهخاطر همین زندگی ما پر از محبت و سادگی و عشق طی شد. در این دنیا ما با هم بیشتر از دو سال زندگی نکردیم ولی میارزد به زندگیهای 40 سالهای که بین دو زوج انجام میگیرد که بویی از عشق و محبت بین آنها وجود ندارد و واقعا درست است که کمیت در زندگی ما وجود نداشت ولی پر از کیفیت و شهد شیرین عشق بود که در زندگی ما موج میزد
🌸🌸🌸🌸🌸
اللهم عجل الولیک الفرج
🌷مادران و همسران شهدای حریم و حرم🌷
🌹مصاحبه با همسر شهید شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی #بخش_اول 🔶در ابتدا راجع به همسر شهیدتان بفرمای
🌸
🍃
🌹
در خط جهاد همیشه گمنام شدند
با ذکر حسین و زینب آرام شدند
اینان نه فقط مدافعان حرم اند
امروز مدافعان اسلام شدند
🌸
🍃
🌹
🌹مصاحبه با همسر شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی
#بخش_دوم
🔶از خصوصیات اخلاقی شهید برایمان بگویید؟
♦️خصوصیت اخلاقی بارز و مهم این شهید اخلاص بود که در گمنامی وی تجلی یافت. بعد از شهادت وی مشخص شد چقدر به مستمندان رسیدگی میکرد و برای رفع مشکلات مالی دوستانش خودش را زحمت میانداخت تا بلکه مشکل آنان را حل کند. برای خودش یک هشدار به صدقه طراحی کرده بود و آن را تلنگری برای خود میدانست. البته شاید ما نتوانیم به اخلاص همسرم پی ببریم به جهت اینکه وقتی به دوستان همکارش در سپاه اطلاع دادند که وی شهید شد همه دوستان او را با اینکه نامش محمدرضا الوانی بود «رضا اخلاص» یاد کردند.
♦️وقتی در سوریه ترکش به کتف شهید میخورد به من و مادرشان اطلاع ندادند تا اینکه روزی به بازار رفتیم و من دیدم همسرم از گرفتن بچه احساس سنگینی میکند. تعجب کردم که چرا بچه چند ماهه را به سختی بغل میکند، تا اینکه یکی از وی درباره بهبود کتفتش سؤال کرد و همسرم ناراحت شد که این راز را برملا کرد. حتی وقتی یکی از دوستانش پیشنهاد ایجاد پرونده جانبازی را به وی داد در جواب گفت اگر مجدد این موضوع را مطرح کنی دوستی بین مان را قطع میکنم.
♦️نکته دیگر اینکه وقتی درباره درجه نظامیاش پرسیدم، گفت امام زمان(عج) از ما انجام تکلیف خواستند نه درجه!همسرم در وصیتنامه خود نوشته بود اگر عکسی از من چاپ میشود بر آن درجه نزنید لازم نیست. وقتی عکسها بعد از شهادت وی چاپ شد عکسها با درجه سرهنگی را دیدم فهمیدم درجه همسرم چیست.
🌸🌸🌸🌸🌸
اللهم عجل الولیک الفرج
ی روز سوار ماشین محسن شدم🚗 میخواست ماشین رو برگردونه و منو به خونمون برسونه دیدم هی میره عقب میاد جلو 🔁
درحالیکه با رفتن توی یه خرابه میتونست زود از اون خیابون خارج بشه🛣
بهش خندیدم گفتم محسن نکن این کارو یکی میبینه مسخرت میکنه و میگه تازه گواهینامه گرفته😂
محسن لبخند زد و گفت بزار بگن من میخوام حتی تایره ماشینمم بدون اذن مالک این خرابه توی زمینش نره ☝️
دیگه هیچی نگفتم و به خودم و حرف مردم خندیدم....
شهیدمدافع حرم موسی کاظمی🌹
4_5920332793690194341.mp3
20.4M
▪️روضه حضرت مسلم (ع)
شب اول محرم
🎤حاج مهدی رسولی
مصاحبه با همسر شهید مدافع حرم محمدرضا الوانی
#بخش_سوم
🔶تحصیلاتشان در چه حدی بود؟
🌹لیسانس دانشگاه افسری داشتند و حتی برای ارشد هم شرکت کرد و معدلشان 19 بود و آنجا که رفتیم کافینت میگفت شما اصلا لازم نیست ثبتنام کنید شما را جذب میکنند، خیلی بچه منظم، منضبط و دقیق بود.
🔶با وجود اینکه سالهای ابتدایی زندگی شما بوده است بر همسرتان سخت
نمیگرفتید که به سوریه نروند؟
🌹آقا رضا از ابتدای ازدواج به بنده گفته بود که در این مسیر هستم و سختیهای راه را به من گوشزد میکرد. ولی با این وجود برای کسانی که تازه زندگی مشترک خود را شروع کردهاند این مسئله موضوع رنجآوری است.
🌹هر گاه به ماموریتهای داخل کشور میرفت زیاد ناراحت نمیشدم اما وقتی صحبت از حضور در سوریه میشد نگران همسرم میشدم. یک بار پرسیدم چندین بار تا به حال شما به سوریه رفتهاید آیا وظیفه خود را به اندازه کافی انجام ندادهاید؟ گفت:«مگر در زیارتنامههای معصومین(ع) نمیگوییم «بابی انت و امی» و یا «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم...» الان دشمنان حضرت زینب(س) دارند حمله میکنند حال، ما چرا با آنها نجنگیم؟» دلیل گفتن چنین مسائلی از سوی بنده بدین خاطر بود که بیشتر از وجود وی بهره ببریم و لحظات خوشی را در کنارش سپری کنیم وگرنه این نکات از ابتدای زندگی برایم روشن بود و با دیده روشنی این مسیر را انتخاب کردم و افتخار هم میکنم
🌹 سؤالی که همیشه در ذهنم است اینکه آقا رضا رفتی شهادتت هم مبارک باشد اما چرا این قدر زود؟
🌹 در خواب دیدم که همسرم در جواب گفت دستور از بالا بود که واقعا این شهدا خیلی آزادانه و آگاهانه انتخاب کردند. خداوند هم تا میوهای لایق چیدن باغ بهشتی نشود، بهشتی نمیکند و اینها به پختگی کامل رسیدند و لذا وقتش بود که آقا رضا اهل بهشت باشد تا اهل دنیا.
🌸🌸🌸🌸🌸
اللهم عجل الولیک الفرج
Gomnam-Haftegi941108[08].mp3
4.15M
🍂
🍂
🍂
بابا😔
صدات
هنوز💔
میپیچه
تو خونه🏡
🍂
🍂
ی
حسرت 😭
اما.
به دلم ❤️
میمونه
جات
خالیه😢
تو
مجلس
عروسیم😔😭
🍂
🍂
🍂
Shab03Moharram1395[09].mp3
3.16M
🌿🌿🌿
🌿🌿
🌿
پدرها
به
شوق ❤️
تو ای
مولا
دوباره
به
میدان
کمر
بستند
🌿🌿🌿
🌿🌿
🌿