﷽ 🍂
#چادرانهـ[🌹]
امـانَت است دیگر
چـــادرم را میگویم! .
.
امانت را هم
جایی جز روی سَـــر نمیگذارند.
مگر خـداوند نگفته است که
.
.
" إِنَّ اللَّهَ يَأمُرُكُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها "
.
.
بہ گمانم بہ فکـر این روز ها بوده
که امانَت .
حضرت فاطــمه سلام الله علیها
بر زمیــن نماند . . .
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
🚨 معجزه سه شهید و زنده شدن مادرشان
💠 علی اکبر فرزند آخر خانواده پالیزوانی، میگوید: سال ۸۴ مادرمان زمین خورد و لگنش شکست مجبور شدند او را به اتاق عمل ببرند که زیر عمل سکته مغزی کرد. او را از اتاق عمل که بیرون آوردند، فوت کرد. ۴۵ دقیقه چهرهاش را پوشاندند و حاج علی، شهادتین را زیر گوشش خواند و دیدیم جان از بدن عزیز رفت. آمدند که ایشان را به سردخانه ببرند گفتم اگر هزینهاش را بدهیم میتوانیم یک شب مادر را نگه داریم؟ قبول کردند. پزشکش هم که جرّاح مغز متبحّری بود گفت مادرمان، فوت کرده است. به فامیل خبر دادیم که بیایند مادر را ببینند. در آن لحظه به سه شهید، مخصوصاً آقا مصطفی توسّل پیدا کردم و گفتم ما هنوز به عزیز احتیاج داریم، خدا شاهد است به اتاق برگشتم مادری که ۴۵ دقیقه مرده بود و صورتش را با پارچه پوشانده بودند دست برادرم را گرفت. دکترها آمدند و دستگاههایی که یک ساعت پیش کنده بودند را وصل کردند. حال مادر که کمی بهتر شد دکتر به او گفت من ۷۰ سال است همه چیز دیدهام تو آنطرف چه دیدی؟ مادر گفت: آنطرف بیابانی بود. رسیدم به منطقهای که خانههای خرابهای مشابه خانههای قدیمی قم داشت. درب باغی باز شد، فرزندانم مصطفی و مرتضی و محمد آمدند من را داخل باغ بردند همهی آدمهایی که در باغ بودند سرشان نور بود و صورتشان را نمیدیدم. به من گفتند شما باید بروی ما هوای تو را داریم و وقتش به سراغت میآییم.
🌐سایت خبرگزاری دفاع مقدس،۲۶ مهر ۱۳۹۶
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
کانال شهید ابراهیم هادی
#رمان_فنجانی_چای_با_خدا☕️ #قسمت_اول از وقتی که حرف زدن یاد گرفتم در آلمان زندگی می کردیم. نه این
#رمان_فنجانی_چای_با_خدا☕️
#قسمت_دوم
آن روزها همه چیز خاکستری و سرد بود، حتی چله ی تابستان. پدرم سالها در خیالش مبارزه کرد و مدام از آرمانش گفت به این امید که فرزندانش را تقدیم سازمان کند، که نشد.. که فرزندانش عادت کرده بودند به شعارزدگی پدر، و رنگ نداشت برایشان رجزخوانی هایش.
و بیچاره مادر که تنها هم صحبتش، خدایش بود. که هر چه گفت و گفت، هیچ نشد.
در آن سالها با پسرهای زیادی دوست بودم. در آن جامعه نه زشت بود، نه گناه. نوعی عادت بود و رسم.
پدر که فقط مست بود و چیزی نمیفهمید،
مادر هم که اصلا حرفش خریدار نداشت. میماند تنها برادر که خود درگیر بود و حسابی غربی.😐
اما همیشه هوایم را داشت و عشقش را به رخم میکشد😊 هر وز و هر لحظه، درست وقتی که خدایِ مادر، بی خیالش میشد زیر کتک ها و کمربندهای پدر.
خدای مادر بد بود. دوستش نداشتم.
من خدایی داشتم که برادر میخواندمش. که وقتی صدای جیغ های دلخراشِ مادر زیر آوار کمربند آزارم میداد، محکم گوشهای مرا میگرفت و اشکهایم را میبوسید.
کاش خدای مادر هم کمی مثله دانیال مهربان بود. دانیال در، پنجره، دیوار، آسمان و تمام دنیایم بود..
کل ارتباط این خانواده خلاصه میشد در خوردن چند لقمه غذا در کنار هم، آن هم گاهی، شاید صبحانه ایی، نهاری. چون شبها اصلا پدری نبود که لیست خانواده کامل شود.
روزهای زندگی ما اینطور میگذشت.آن روزها گاهی از خودم میپرسیدم: یعنی همه همینطور زندگی میکنند؟؟ حتی خانواده تام؟؟؟ یا مثلا معلم مدرسه مان، خانوم اشتوتگر هم از شوهرش کتک میخورد؟؟ پدر لیزا چطور؟؟ او هم مبارز و دیوانه است؟؟
و بی هیچ جوابی، دلم میسوخت برای دنیایی که خدایش مهربان نبود، به اندازه ی برادرم دانیال..
روزها گذشت و من جز از برادر، عشق هیچکس را خریدار نبودم.
بیچاره مادر که چه کشید در آن غربت خانه. که چقدر بی میل بودم نسبت به تمام محبتهایش و او صبوری میکرد محضه داشتنم.
اما درست در هجده سالگی، دنیایم لرزید.. زلزله ایی که همه چیز را ویران کرد. حتی، خدایِ دانیال نامم را..
و من خیلی زود وارد بازی قمار با زندگی شدم..
اینجا فقط مادر با خدایش فنجانی چای میخورد😔.
📌ادامه دارد...
✍نویسنده:زهرا اسعد
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
#استوری
گفت: چه دوست داری بنویسند از وصف تو ؟
گفتم یکـ کلام: شهید.....💔
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
🍃✍ پنج معلومات سحر اميز ...
⚜ ۱- آيا ميدانى:
زمانى که اذان تمام ميشود؛ دعایت مستجاب میشود....
پس محروم نکن خودت را از دعا؛بعد از تکرار کردن اذان و دعاى معروف (اللهم رب هذه الدعوة التامة....)
حتما منتشر کن شايد يکى غير از تو اينرا نميداند، .....
⚜ ۲- آيا ميدانى
کجا قرار داده ميشود گناهان تو در حالی که نمازمیخواني؟
رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمودند (که بنده ی خدا وقتي بلند شد تانماز بخواند با تمام گناهانش آمده .....
پس گناهانش بر روي سرش وگردنش گذاشته ميشود پس هر بار که که به رکوع وسجود ميرود گناهانش ميريزد)
اي کسي که عجله ميکني در رکوع وسجود؛
سجود ورکوعت را تا ميتواني طولاني کن تا گناهانت از تو بريزد اين اجر را از دست نده.....
⚜ ۳- آيا ميداني
زن نيکو کاري فوت کردو هر وقت قبرش رازيارت ميکردند از خاک قبرش بوي گل مي امد شوهرش گفت که او هيچ وقت خواندن سوره ملک را قبل از خواب ترک نميکرده پس مبارک باد بر ان کسي که خواندن سوره ملک قبل از خواب را براي خودش عادت قرار داده پس بر اين کار حريص باش زيرا نجات ميابي از عذاب قبر "به هر کس دوستش داري خبر بده"
⚜ ۴- آيا ميداني
با خواندن آية الکرسى بعد از هر نماز فاصله بين تو وبهشت فقط مرگ است ...
یعنی با مرگ ورودت در بهشت تضمینی است......
⚜ ۵- آيا ميداني
بعد از تمام شدن نمازنباید عجله کنی وباید مدتي بشينی؛ براي اينکه ملائکه بعد نماز
براى تو دعا ميکنند ؛نزد خداوند .......
�توجه- توجه- توجه- توجه ❌
˝هرکس در موقعي اذان به موسيقي و ترانه گوش دهد نمي تواند هنگام مرگ شهادتين بگويد .
📚آیت الله مجتهدی
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
💔
#دهه_کرامت
🌟کاش دلم شبیه یک فرش فقط،
در صحن شما مأوا میگرفت...🌿
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
💗امروز رضا گفت که فردای قیامت
هر کس که شده زائر ما،از خودمان است
🌸ما را به غلامی خودش شاه پذیرفت
با ما به از این بود که با خلق جهان است
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
حنان ترک"بازیگر مصری"
مدتی ستاره ی اهل زمین بودم، با حجابم از خدا می خواهم مرا ستاره ی آسمان ها کند.
جواهرانه، ص ۷۰
#حجاب
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
༻﷽༺
💚 #یا_امام_رضا_ع💚
هوس سفرهے #شاهانہتان را ڪردم
در میان حرمٺ بوے غذا پیچیده
باز، امضا شده یڪ تذڪره و گلبانگِ
هر ڪه دارد هوسِ #ڪرب_وبلا پیچیده
#شمس_الشموس🌺🍃
#سلطان_طوس🌺🍃
#چهارشنبه_های_امام_رضایی🌺🍃
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
سحر خیز تر از من عشقِ تو است
که هر صبح زودتر از من بیدار میشود ،
و تا آخرِ شب چشم روی هم نمیگذارد !
به نام خدای همه
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
صلوات امروز به نیت شفای
"همه بیماران "
سهم شما پنج صلوات
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و
َ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi
آقای من
انگار تو را ڪنارخود ڪم دارم
چشمان تر از بارش شبنم دارم
برگرد بیا ڪه تا نفس تازه ڪنم
هر روز بہ تو نیاز مبرم دارم
🍃🌹
@shahidaziz_ebrahim_hadi