💔
من جا ماندهام! دارم میسوزم!
جلال با حالتی غمگین در گوشهای زانوی غم بغل گرفته بود پرسیدم اتفاقی افتاده؟ گفت دیشب در پادگان مشغول قدم زدن بودم که صدای گریهای در پشت یکی از این ساختمانها شنیدم. نزدیکتر رفتم پیرمرد سالخوردهای در گوشهای نشسته و زار زار میگریست کنارش رفتم و از او دلجویی کردم.
بیاختیار گریهام گرفت علت ناراحتیاش را پرسیدم پیرمرد گفت:«امشب شب چهلم پسر شهیدم است چون مرخصیها لغو شده نتوانستم در مراسمش شرکت کنم حالا که دیدم همه خواب هستند آمدم اینجا و در تنهای برایش مراسم ختم برپا کردم».
جلال ساکت شد و بعد ادامه داد:
«عظمت این صحنه مرا بهیاد حبیببنمظاهر انداخت و از اینکه قافله رفت و من جا ماندهام دارم میسوزم تا کی برای این بسیجیها حرف بزنم آنها بروند و شهید شوند و من جا بمانم».
#شهید_جلال_افشار
#شهید_روزه_دار
💔
آیه الله بهاءالدینی بارها گفته بودند: "آنکه #اذان را با معنا میگوید، اذان بگوید" منظورش جلال بود...
عاقبت نیز سردار ما در میدان جنگ در هنگام گفتن اذان و زمانی که به ذکر «محمد رسولالله» رسیده بود، شهد شیرین شهادت نوشید
آری سردار روحانی جلال افشار پس از تلاش و کوشش بسیار در تحقق آیین زلال محمدی در تاریخ 24/4/1361 در عملیات رمضان با زبان روزه و درحالیکه ذکر اذان بر لبش بود، از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش قرار گرفت و آسمانی شد.
#شهید_جلال_افشار
#شهید_روزه_دار
#تصویربازشود
💔
ثواب اعمال امروز مان را
تقدیم کنیم به #ذاکر_قریب_البکاء
به یکی از یاران امام زمان عج
#شهید_جلال_افشار
جلال که شهید شد، عکسش را بردند خدمت آیت الله بهاء الدینی، ایشان بیاختیار گریه کردند، طوری که اشکهایشان سرازیر شد روی عکس جلال؛ بعد فرمودند: امام زمان(عج) از من یک سرباز میخواستند، من هم آقای افشار را معرفی کردم.
اشک من اشک شوق است، ایشان جلال ” ذاکر قریب البکاء” است.
#شهید_روزه_دار