eitaa logo
کانال شهید ابراهیم هادی
2.4هزار دنبال‌کننده
30.9هزار عکس
28.4هزار ویدیو
76 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح یعنی به صدای نفس شب‌بوها غرق آیینه‌ی خورشید شوی نور شوی،،، ملک محمدی سلام بهشت 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
آنکه با گمنام بودن سر کند نام‌ آور است !! مثل که می خواست گمنام زندگی کند اما امروز در تمام آفاق فرهنگی کشور نامش پیچیده است !! دل ز فریاد منادی زنده شد یاد ابراهیم هادی زنده شد او که گمنامی زنامش جان گرفت جانمان با یاد او سامان گرفت « اللهم عجل لولیک الفرج » 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
4_6043872786315741100.mp3
3.16M
زمین،زمین،بهشت آقارسول!به‌ گوشی..! اینجا ‌بچه‌ها زمین‌گیر شدن پشت ‌معبر.. زانوهاشون ‌زیر بار گناه‌ خم ‌شده دیگه‌ توان ‌ندارن رسول.. ... 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال شهید ابراهیم هادی
#رمان_فنجانی_چای_با_خدا☕️ #قسمت_دوم آن روزها همه چیز خاکستری و سرد بود، حتی چله ی تابستان. پدرم سا
☕️ روزهای هجده سالگیم بود. سال و روزهایی که ققنوس شد و زندگیم را سوزاند. زندگی همه ما را. من... دانیال...مادر و پدرِ سازمان زده ام! آن روزها، دانیال کمی عجیب شده بود. کتاب میخواند. آن هم کتابهایی که حتی عکس و اسم روی جلدش برایم غریب بود!!!😒 به مادر محبت میکرد. کمتر با پدر درگیر میشد. به میهمانی و کلوب نمی آمد و حتی گاهی با همان لحنِ عشق زده اش، مرا هم منصرف میکرد.🧐 رفت و آمدش منظم شده بود. خدای من مهربان بود، مهربانتر شده بود.🤔 اما گاهی حرفهایش، شبیه مادر میشد و این مرا میترساند.😒 من از مذهبی ها متنفر بودم. مادرم ترسو بود وخدایی ترسوتر داشت اما دانیال جسور بود، حرف زور دیوانه اش میکرد. فریاد میکشید. کتک کاری میکرد. اما نمیترسید، هرگز.. خدای من نباید شبیه مادر و خدایش میشد. خدای من، باید دانیال، برادرم می ماند!!!! پس باید حفظش میکردم، هر طور که شده. خودم را مشتاق حرفهایش نشان میدادم و او میگفت. از بایدها و نبایدها. از درست و غلطهای تعریف شده. از هنجارها و ناهنجارها. حالا دیگر مادر کنار گود ایستاده بود و دانیال میجنگید با پدر، با یک شرِ سیاست زده. در زندگی آن روزهایم چقدر تنفر بود و من باید زندگیشان میکردم. من از سیاست، بدم میامد.😒 ثانیه های عمرم میدویدند و من بی خیالشان. دانیال دیگر مثل من فکر نمیکرد. مثل خودش شده بود. یک خدای مهربانتر!!! مدام افسانه هایی شیرین میگفت از خدای مادر که مهربان است که چنین و چنان میکند. که….😔 و من متنفرتر میشدم از خدایی که دانیال را از میهمانی ها و خوش گذرانیهای دوستانه ام، حذف کرده بود. این خدا، کارش را خوب بلد بود. هر چه بیشتر میگذشت، رفتار دانیال بیشتر عوض میشد. گاهی با هیجان از دوست جدیدش که مسلمان بود میگفت، که خوب و مهربان و عاقل است، که درهای جدیدی به رویش باز کرده...که این همه سال مادر میگفت و ما نمیفهمیدیم...که چه گنجی در خانه داشتیمو خواب بودیم...و من فقط نگاهش میکردم بی هیچ حس و حالی. حتی یک روز عکسی از دوست مسلمانش در موبایل، نشانم داد و من چقدر متنفر بودم از دیدن تصویر پسری که خدایم را رامِ خدایش کرده بود.😒 ↩️ ... ✍نویسنده: زهرا اسعد بلند دوست 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 با چندتا از خانواده‌های سپاه توی یه خونه ساکن شده بودیم.. یه روز که حمید از منطقه اومد به شوخی گفتم: دلم میخواد یه بار بیای و ببینی اینجا رو زدن و من هم کشته شدم اونوقت برام بخونی فاطمه جان شهادتت مبارڪ..! بعدشروع کردم به راه رفتن و این جمله رو تکرار کردم دیدم از حمید صدایی در نمیاد.. نگاه کردم دیدم داره گریه میکنه.. جا خوردم.. گفتم: تو خیلی بی انصافی..! هر روز میری توی آتش و منم چشم به راه تو اون‌وقت طاقت اشک ریختن من رو نداری و نمیزاری من گریه کنم.. حالا خودت نشستی و جلوی من گریه میکنی..؟! سرش رو بالا آورد و گفت: فاطمه جان..! به خدا قسم اگه تو نباشی من اصلا از جبهه برنمی‌گردم..♥️ همسر‌ 💞 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
💔 💞 📚 شهید مجید پازوکی 📝 خدایا هر چه از شهرت فرار کردم، شهرت به سراغم آمد. آیا کسی که از کاروان شهدا جا مانده لیاقت سر بلند کردن دارد.؟ کسی که در دریای معنویت جنگ مردود شده، دیگر روی عرض اندام دارد که بیاید و خاطره بگوید.؟😔😔 ای امام زمان عزیز تو را قسم به خون دوستان شهید از ما بگذر که ما هم برگردیم. همسر عزیزم خداوند با صابران است و این قول قرآن است نه من عاصی. تحمل دوری –کمبودها- زخم زبان‌ها- جز با توسل و توکل جبران نمی‌شود.🙏🙏 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟ بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟ گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟ ازکبوترهاکه میپرسم نشانم میدهند گنبدو گلدسته هایت رابه دادم میرسی ؟ من دخیل التماس رابه چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرابه دادم میرسی ؟❤️ 🌕🌺🌕ولادت 🌕🌺🌕با 🌕🌺🌕سعادت 🌕🌺🌕امام 🌕🌺🌕مهربانی 🌕🌺🌕حضرت 🌕🌺🌕علی بن 🌕🌺🌕موسی 🌕🌺🌕الرضا 🌕🌺🌕برشما 🌕🌺🌕دوستان 🌕🌺🌕عزیز 🌕🌺🌕مبارک 🌕🌺🌕باد ‌ عیدتون مبارک 🙏🙏🙏🌹🌹🌺🌺 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
الهے ای صاحب همه جهان ای مهربانترین ای عظیم برای هرلحظه از زندگی‌ام که با عطر حضور تو برکت یافته است سپاسگزارم روز را نیز چون شب در پناه امن تو باشم به نام خدای همه 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
به رسم ادب هرصبح اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
حبه نور✨ ۚ وَاللَّهُ يَحْكُمُ لَا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ ۚ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ و خدا حکم می کند؛ و هیچ بازدارنده ای برای حکمش نیست، و او در حسابرسی سریع است. -آیه ۴۱ 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi
کاسه صبرِ زمین لبریز است.. و شانه هایِ شب.. زیرِ بارِ دلتنگی سنگین! تو بگو!... چند قدم تا صبح فاصله است.!؟... مولانامهدی! "س. منتظرالمهدی" 🍃🌹 @shahidaziz_ebrahim_hadi