.
🔸 و اينجا تهران ؛ امروز، اتوبان حكيم شرق . . . چند قدمـــي محلِ مجروحيت طلبه بسيجي شهيد حسن مختارزاده .
••و نقطه شـــروعِ عُــــروجْ ••🕊
و اما امشب ...💔
دقيقا دوسال قبل در چنين شبی کم کم پر باز كردي براي پرواز ...✨
٢٦ آبان ماه حوالي ساعت ٢٢:١٥ بود كه در حالِ برگشت از آرام سازي و ماموريت استقرار بودي.به سمت مقر گردان امام علي (ع) ؛ در اتوبان حكيم شرق بود كه در مسير حركت كاروان موتوري بسيج گازوئيل و روغن ريخته بودند. كه باعث به هم خوردن تعادل و زمين خوردن بسيجيان شد...
شما كه خودت راننده موتور سيكلت بودي و برادر بزرگترت ترك موتور پشت شما نشسته بودند؛ زمین مي خوريد...
چند متري روي زمين كشيده ميشويد و برادرت محمد ،دچار آسيب سمت راست بدن و پارگي تاندوم دست راست ميشود ...
و اما خودت ؛بعد از آنكه زمين ميخوري؛ خودرويي از باند دو اتوبان به سمت شما مي آيد و از قسمت راست بدنت رد ميشود! و بعد هم متواري...
اما شما هنوز به هوش بودي ؛
و اما هنوز به هوش بودي...🥺
كم كم هوشياريت كم ميشود و به كما ميروي! و اين داستانِ آغازِ عروجِ تو بود حســـن آقاي شهيد.
#بيستششمآبان | #شهيد
#شهيد_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]
.
✨خبر آمد جوان دیگری در آستانهی پرپر شدن است.بین زمین و آسمانی شدن مانده . . . مانده شايد تا دلِ بیقرار مادر، رضایت به رفتن بدهد. . .
رفتنی بود؛ اگر نبود که جوان بیست و يك ساله را چه به وصیت کردن و پاک کردن حساب و کتاب با مردم.
رفتنی بود؛ اگر نبود با خدایش مثل حضرت مادر نجوای رفتن نمیکرد.
اصلا انگار تا آن زمان مانده بود که الگوی مقاومت بشود برای دهه هشتادیها؛ الگو بشود برای آنها که گفته شده انقلاب را به آنجا که باید، میرسانند.
بماند، که رفتنش هم رفتن نیست؛ مانده پای کار و کنار بیبیِ کریمه مشکلگشایی میکند؛ گره آنان که پا در راهش گذاشتند را شیرین باز میکند تا تلخی و سختی مسیر شیرین شود.
راهش پر رهرو . . .
✨ زمان مجروح شدن:
26 آبانماه | دوسال قبل چنين ساعاتي
حوالي ساعت 22:15 . . .💔
#بيستششمآبان | #نقطهشروععروج
#شهید_حسن_مختارزاده
ڪانال "شهیدحسنمختارزاده"
.🌷.
[ https://eitaa.com/joinchat/475726088C2e997a476a ]