eitaa logo
قِــطـعِـۂ اِے اَز بِــھِـشـت🍀
222 دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
509 ویدیو
43 فایل
دِل شِکَسـتِه ی عَــٰاشِق💔 بـَـرای پَــروٰاز🍃 نیٰـازی بِه‍ بٰــال نَدارَد ....💕 .•°{شهید آوینی}°•. تـودعـوت‌شـده‌ےشهــدایے🙃♥️
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹✨✨✨امروز جمعه ۲۴ ذیحجه روز مباهله گرامی باد🌹✨✨✨ 🌺1- روز عید بزرگ مباهله 🌺2- سالروز بخشش انگشتر در رکوع و نزول آیه ولایت"انما ولیکم.. " (آیه 55 مائده) 🌺3- سالروز نزول آیه تطهیر و صدور حدیث شریف کساء در جریان مباهله 🌺4- سالروز نزول سوره مبارکه انسان (هل اتی) در شان پنج تن آل عبا علیهم السلام می باشد. 🌺این روز بزرگ به محضر قلب عالم امکان امام زمان ارواحنا له الفداء و مقام معظم رهبری وشیعیان و دوستداران اهل بیت علیهم السلام در سرتاسرجهان تبریک و تهنیت باد. ✅اعمال ✍۱-غسل ✍۲_روزه ✍۳-دورکعت نماز مثل نماز عیدغدیر ✍۴-خواندن دعای مباهله ✍۵-هفتاد بار استغفار ✍۶-صدقه دادن ✍۷-زیارت امیرالمومنین"علیه السلام" ✍۸-زیارت جامعه کبیره که از همه مناسب تر است .... @shahidhojajjy
هميشه اين جمله را با خودت تكرار كن: ---> من مستحق آرامشم <--- ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛ منوط به ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ! و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ؛ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ! ﻣﺎ ﺁینه ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ... ﻣﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ، ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ... ﮔﻔﺖ: ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕـﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ! ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕـﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ... ﻭ ﺍﯾﻦ يعنى رسيدن به آرامشى بى انتها... لحظایتان سرشار از انرژی مثبتِ کائنات... @shahidhojajjy
🌹یه کار خوب😍👌🏻🌹 گاهی یک حدیث یا جمله‌ی قشنگ 👌🏻 که پیدا می‌ کرد ؛ با ماژیک می‌نوشت 🖍️ رویِ کاغذ و می‌زد به دیوار ! بعد در موردش باهم حرف می‌زدیم 🗣️ و هرچی ازش فهمیده بودیم‌ می‌گفتیم☺️ آن جمله هم می‌ماند روی دیوار و تویِ ذهنمان ...😍 [ به نقل از همسر شهید ] 🌺🌺🌺🌺🌺🌺 @shahidhojajjy
❣حضرت #امام_خامنه‌_ای (مدظله العالی) 📌همان ‌طور که در قرآن کریم در سوره‌ی حمد که هر روز تکرار میکنیم، میگوییم «اٍّهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیم صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم»،(۳) این «اَنعَمتَ عَلَیهِم» همین شهدایند دیگر؛ یکی از مصادیق بزرگ شهدا «اُولئکَ مَعَ الَّذینَ اَنعَ‌مَ اللهُ عَلَیهِم مِنَ النَّبِیّینَ وَ الصِّ‌دّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصٰلِحین»(۴) [هستند؛] اینها جزو «اَنعَمتَ عَلَیهِم» هستند. ۱۳۹۸/۱۰/۲۳ 🕊#شهیدمدافع‌حرم مجتبی بختی🌹 @shahidhojajjy
#آسمانے_شو بارها شنيده بودم ڪه ابراهيم، از اين حرف ڪه برخي ميگفتند: فقط ميريم جبهه براے شهيد شدن و... اصلا خوشش نمي آمد! به دوستانش ميگفت: هميشه بگيد ما تا لحظه آخر، تا جائي ڪه نفس داريم براي اسلام و انقلاب خدمٺ ميڭنيم، اگر خدا خواست و نمره ما بيسٺ شد آن وقٺ شهيد شويم. ولے تا اون لحظه اي ڪه نيرو داريم بايد براے اسلام مبارزه ڪنيم. ميگفـٺ بايد اينقدر با اين بدن ڪار ڪنيم، اينقدر در راه خدا فعالیٺ ڪنيم ڪه وقتي خودش صلاح ديد، پاے ڪارنامه ما را امضا ڪند و شهيد شويم. اما ممڪن هم هســٺ ڪه لياقٺ شهيد شدن، با رفتار يا ڪردار بد از ما گرفته شود. 📚سلام بر ابراهیـم، @shahidhojajjy
]°• |طنز جبهه😅•°] اما مگر میشد با آن تیکه‌هایی که می‌آمدند آدم حواسش جمع نماز باشد!! مثلا یکی میگفت:"واقعاً این که میگویند نماز معراج مومن است این نماز را میگویند نه نماز من و تو را !!"☺ دیگری پِی حرفش را میگرفت که:"من حاظرم هرچی عملیات رفتم بدهم دو رکعت نماز او را بگیرم" و سومی:"مگر میدهد پسر !!"🧐 و این قماش حرفا. و اگر تبسمی گوشه لبمان مینشست بنا میکردند به تفسیر کردن:"ببین ببین ! الان ملائک دارن قلقلکش میدهند !"😅 و اینجا بود که دیگر نمیتوانستیم جلوی خودمان را بگیریم و لبخند تبدیل به خنده میشد😁 خصوصا آنجا که میگفتند :"مگر ملائک نامحرم نیستند؟"😳 و خودشان جواب میدادند:" خب لابد با دستکش قلقلک میدهند !!"😂 @shahidhojajjy
✨﷽✨ ✅چرا در میان رزمندگان این‌قدر چراغ معنویت روشن بود؟ 1⃣خوف، کلید رابطۀ عاشقانه با خدا! 2⃣خوف از خدا؛ ثمرۀ باور کردن عظمت خدا اول باید عظمت خدا را باور کنی و آن را در دل خودت بیاندازی. اول باید از خدا حساب ببری، بعد کم‌کم خوف از خدا هم در دل تو می‌نشیند. در این صورت، کم‌کم خوف از خدا برایت شیرین و لذت‌بخش می‌شود و این خوف، کلید رابطۀ عاشقانه با خداست! می‌دانید چرا در دوران جبهه و جنگ‌ و در میان رزمندگان این‌قدر چراغ معنویت روشن بود؟ چون در آنجا مرگ جلو آمده بود و راحت احساس می‌شد، مرگ هم هیبت خدا را به دل انسان می‌افکند. به رزمندگان می‌گفتند: «نزدیک شدن به شب عملیات، یعنی نزدیک شدن ملاقات با خدا، می‌فهمید این یعنی چه؟» یک‌دفعه‌ای خشیت خدا در دلشان می‌نشست، و وقتی که خشیت خدا در دل بنده‌ای نشست، خدا بنده نازنینش را در آغوش می‌گیرد و نوازش می‌کند. حتماً دیده‌اید مادری که بچه‌اش ترسیده است، سریع او را بغل می‌گیرد و نوازش می‌کند، خداوند هم مانند همان مادر، وقتی ببیند بنده‌اش از او حساب می‌برد، شروع به نوازش کردن می‌کند که «بندۀ من نترس!» و سریع مهر خودش را در دل بنده‌اش خواهد گذاشت و محبتش را به او می‌چشاند. به این می‌گویند رابطه عاشقانه با خدا، که کلیدش در خوف است. در روایت فرمود «مؤمن را چیزی جز خوف از خدا اصلاح نمی‌کند.‏» البته الان بحث ما هنوز به خوف نرسیده، فعلاً بحث ما این است که کمی از خدا حساب ببریم و کمی عظمت خدا را باور کنیم. 📚 بخشی از کتاب "چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟" اثر علیرضا پناهیان @shahidhojajjy
#زیارت_دلچسب مستقیم از #سوریه آمد‌؛ خواست فوری برویم به روستای پدری‌اش، #پدرش را بُرد حمام و بعد شروع کرد به #بوسیدنش😘 گفت: همه‌ٔ خستگی‌ها از تنم بیرون رفت، #زیارت_دل‌چسبی بود...! #شهید_سپهبد_قاسم_سلیمانی🌷 @shahidhojajjy
. 💚 . . رفیق‌شهیدیعنی: ٺـوے اوجِ ‌نا امیدے..، یڪ ‌پارٺے بین ٺو و خـدا بشھ |^و جـورے دستٺ رو بگیرھ ڪھ متوجه نشی (: . . ♥🌿‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @shahidhojajjy
قِــطـعِـۂ اِے اَز بِــھِـشـت🍀
#من_قاسم_سلیمانی_هستم ♥️✌️#پارت_۲۹ •سخنرانی منتشر نشده شهید همدانی ما وقتی سه چهار سال قبل به سوری
♥️✌️ ۳۰ •این برای شهر حلب است که پنج میلیون جمعیت اهل سنت دارد. جوانی به نام حسن در ظرف دو سال و نیم در آنجا تربیت شده که امروز ابوبکر بغدادی و تکفیری ها برای سرش جایزه میلیون دلاری گذاشته اند. در ظرف دو سال این اتفاق افتاده در حالی که ما فقط ۱۲ روز به او آموزش تیراندازی داده‌ایم. و امروز فرمانده یک تیپ شده و ۱۳۰ روستا را آزاد کرده. به هر جایی که میخواهد حمله کند، قبل از حمله او، تروریست را منطقه را از ترس، خالی میکنند. این ها افتخار و دستاورد ماست. جوانی را در آنجا به عنوان فرمانده گذلشته ایم که مردم وقتی بچه دار میشوند، اورا دعوت میکنند تا اذات و اقامه را در گوش فرزندشان بگوید و اسم فرمانده ما را روی بچه هایشان می گذارند. اتفاقات خیلی بزرگی در آنجا روی داده که اینهارا دشمن میداند ولی مردم ما نمیدانند. در حالی در داخل، زمزمه هایی هست که چرا داریم برای سوریه هزینه می کنیم؟! آقا می‌فرماید: ما اصلا هزینه نمیکنیم. اینها جنگ نیابتی از طرف ما دارند و این همه کشته می دهند. •روایتی از حاج قاسم سلیمانی آن روز، روز تلخی برای فرماندهان بود. محسن رضایی گفت: " اگار انفجاری در مغزم شکل گرفت". او با نگرانی از آینده جنگ گفت: "احساس کردم یکی از بازوهایم را از دست دادم؛ حالا چطور میخواهم جنگ را ادامه دهم؟" شهید مهدی زین الدین گفت:"خبر مثل کوهی روی سرمان خراب شد." ادامه جنگ زیر سؤال بود که حالا دیگر حسن نداریم، فرمانده قرارگاه کربلا نداریم، چطور میخواهیم ادامه دهیم؟ حاج قاسم سلیمانی گفت: "در طول جنگ هیچ روزی برای بچه های جبهه به اندازه شهادت حسن باقری سنگین نبود؛ شهادت او برای جنگ ضایعه ای بود که تا پایان جنگ جبران نشد." برگرفته از کتاب ملاقات در فکه ... ⛔️کپی بدون لینڪ کانال حرام میباشد⛔️ 👇ʝoɨŋ🌿 https://eitaa.com/joinchat/923729942Cb2a8af8cf7