❀شهیدحجت الله رحیمی❀
#باورش سخت بود،
برای همه؛
همین دو ماه قبل بود که #بهشتی و 72 تای دیگر...
برای خیلی ها انگار همه چیز به #پایان رسیده بود.
فقط قلب #آرام امام بود که همه را آرام کرد
آرام آرام
وقتي فرمود:
«رجایی و باهنر اگر نیستند #خدا که هست»
🌷 سالروز آسمانی شدن
شهیدان #رجایی و #باهنر و یاران باوفایشان گرامی باد
@Shahidhojatrahimi
من اینجا
در قصه ی #دنیا
درمیان به اصطلاح امروزی ها.. درحال غرق در ظلمات..😓
کاری بکن ای #شهـــــید
بعضی وقت ها نمی دانم
در گرد و غبار #گناه این دنیا
با که می توان از بی قراری ها گفت؟! مرا جدا کن، از اهل زمینـــــ😔
دستانم را بگیر..می خواهم در دنیای آرامِ تو #آرام بگیرم!😞
عاجزانه خواهش میکنم:
لایق آرامشــــــــــم بـــــدان..
آرامشی از جنس و عطر #شهادت در رکاب امام زمان(عج)
@Shahidhojatrahimi
🔸حوالی میدان🔄 خراسان از داخل #پیاده رو با سرعت در حال حركت بودیم، یكباره سرعتش رو كم کرد، برگشتم عقب گفتم: "چی شد⁉️ مگه #عجله نداشتی؟!"
🔹همین طور كه #آرام راه می رفت به جلو 👈اشاره كرد: یه خرده یواش بریم تا از این آقا👤 جلو نزنیم كمی جلوتر از ما، یك نفر در حال حركت بود كه به خاطر #معلولیت، پایش را روی زمین می كشید و آرام راه می رفت
🔸ابراهیم گفت: اگر ما تند🏃 از كنار او رد بشیم، دلش میسوزه💔 كه #نمیتونه مثل ما راه بره، یه كم آهسته بریم كه #ناراحت_نشه.
#شهيد_ابراهيم_هادى🌷
📚کتاب "سلام بر ابراهیم"
@shahidhojatrahimi
🍃✨🌺✨🍃
🌷تهران که میآمد وعده میکرد #مسجد_ارگ در مراسم های حاج منصور ارضی.
تازه موتور خریده بودم. بعد از #افطار گفتم میآیم دنبالت باهم برویم.
🌷از میدان شهدا که رد شدیم یک ماشین پیکان سفید #خلاف آمد و پیچید جلوی ما. بدجور خوردیم بهش. #پرت شدم. از بالای سرم رد شد خیلی متبحرانه خودش را جمع کرد. استخوان ترقوهام شکست.
🌷محمدحسین زخم های سطحی برداشت. میخواستم زنگ بزنم به پلیس، نگذاشت. میگفت #طوری_نیست...
گفتم: بابا من داغون شدم، چیزی از موتورم نمونده
گفت: این بنده خدا گناه داره، #گرفتاره
🌷بالاخره به راننده ماشین گفت برو! من رو برد بیمارستان امام حسین (ع). دکتر آورد بالای سرم. اذان گفتند؛ #بدون سحری نیت روزه کرد؛ هرچه اصرار کردم نرفت خانه
🌷بچه اولش که به دنیا آمد از همان بدو تولد مشکل #تنفسی داشت.
هرچی زنگ میزدم جواب نمیداد.
بعد از چند روز پیام داد: دارم پسرم را #دفن میکنم
🌷از یزد که آمد نمیخواستم راجع به آن قضیه صحبت کنم.
معلوم بود در دلش #غصه دارد. با خانمش میآمد مسجد ارگ
🌷یکدفعه گفت: اگر این مناجات حاج منصور نبود نمیدانم میتوانستم این درد را تحمل کنم یا نه... اینجا که میام #آرام میشوم.
#شهید_محمدحسین_محمدخانی
#همت_مقاومت
#ذاکر_اهل_بیت
@shahidhojatrahimi
#سلام_عزیز_برادرم✋🌷😢
گاهی که #دلم از این زمینیان
می گیرد
پاهایم مرا بسوی
یک نقطه معلوم وپرطپش
میبرد
آنجاکه #میعادگاه_عشق
وجایگاه
سروقامتان
همیشه جاودان است!
آری #مزار_شهدا...
قلبم آنجا #آرام است ...
آرامتر ازهرلحظه ای که بوده است ... روی سنگ قبر شهدا نوشته هاو سروده هایی ناب و زیبا
چشم نواز ست
همه را بارها و بارها
می خوانم
و نمیگذارم #صدای شان
از درون ام #گم شود...
#پنجشنبه_ویاد_شهدا_باصلوات🌸
@shahidhojatrahimi
✍ #برگی_از_خاطرات
🌷روزی از موضوعی #ناراحت بودم و از آن رنج میبردم، ابوالفضل منو دید و بعد از فهمیدن قضیه به من گفت:
داداش دو رکعت نماز بخون تا #آروم بشی
🌷گفتم: آخه...
گفت: بخون.
منم خواندم و #بهتر شدم
این قضیه گذشت تا روزی که خبر شهادتش رو به من دادن. حالم خیلی خراب بود.
به یاد پند برادرم افتادم و دو رکعت نماز خواندم و #آرام شدم
🖋راوی:برادرشهید
#شهید_ابوالفضل_راه_چمنی🌷
#شهید_مدافع_حرم
@shahidhojatrahimi
گاهی که #دلم از این زمینیان میگیرد
پاهایم مرا به سوی یک نقطه معلوم و پر تپش میبرد
آنجا که #میعادگاه_عشق
و جایگاه
#سرو_قامتان
همیشه جاودان است...!
آری #مزار_شهدا...
قلبم آنجا #آرام است...
آرامتر از هر لحظهای که بوده است...
روی سنگ قبر شهدا نوشتهها و سرودهایی ناب و زیبا چشمنواز است
همه را بارها و بارها میخوانم...
و نمیگذارم #صدایشان از درونم #گم شود...
#شهید_مصطفی_صدرزاده
@shahidhojatrahimi