📜📜📜🌿🌹﷽🌹🌿📜📜📜
📣خطبه اشباح
(مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السّلام نقل كرد؛ روزی در مسجد كوفه شخصی به امام علی عليه السّلام گفت خدا را آنگونه توصيف كن كه گويا با چشم سر او را ديده ايم، تا عشق ما به خداوند بیش از پیش شود امام علیه السلام خشمگین شد و با صدای بلند فرمود: همه برای نماز جماعت حاضر شوند. مردم آنچنان حضوری پیدا کردند که مسجد پر از جمعیت شد. امام بالای منبر رفت و در حالی که خشمگین بود و رنگ صورت امام تغییر کرده بود، فرمود:)
(قسمت اول )
1⃣خدا شناسی
♦️ستايش خدايی را سزاست که نبخشيدن بر مال او نيفزايد، و بخشش او را فقير نسازد، زيرا هر بخشنده ای جز او، اموالش کاهش يابد، و جز او هر کس از بخشش دست کشد مورد نکوهش قرار گيرد. اوست بخشنده انواع نعمت ها و بهره های فزاينده و تقسيم کننده روزی پديده ها، مخلوقات همه جيره خوار سفره اويند، که روزیِ همه را تضمين، و اندازه اش را تعيين فرمود. به مشتاقان خويش و خواستاران آنچه در نزد اوست، راهِ روشن را نشان داد. سخاوت او در آنجا که از او بخواهند، با آنجا که از او در خواست نکنند، بيشتر نيست. خدا اوّلی است که آغاز ندارد، تا پيش از او چيزی بوده باشد، و آخری است که پايان ندارد تا چيزی پس از او وجود داشته باشد. مردمک چشم ها را از مشاهده خود بازداشته است. زمان بر او نمی گذرد تا دچار دگرگونی گردد، و در مکانی قرار ندارد تا پندار جابجايی نسبت به او روا باشد. اگر آنچه از درون معادن کوه ها بيرون می آيد، و يا آنچه از لبان پُر از خنده صدف های دريا خارج می شود، از نقره های خالص و طلاهای ناب، دُرهای غلطان و مرجان های دست چپن، همه را ببخشد، در سخاوت او کمتر اثری نخواهد گذاشت، و گستردگی نعمت هايش را پايان نخواهد داد. در پيش او آن قدر از نعمت ها وجود دارد که هر چه انسان ها درخواست کنند تمامی نپذيرد، چون او بخشنده ای است که درخواست نيازمندان، چشمه جود او را نمی خشکاند، و اصرار و درخواست های پياپی، او را به بُخل ورزيدن نمی کشاند.
📜 #نهج_البلاغه، #خطبه91
📜🌹🕊
📜🌿🌹
📜📜📜📜
1️⃣ العسکری (علیه السلام)- ذَلِکَ أَنَّ مُوسَی (علیه السلام) لَمَّا انْتَهَی إِلَی الْبَحْرِ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ: قُلْ لِبَنِیإِسْرَائِیلَ جَدِّدُوا تَوْحِیدِی وَ أَمِرُّوا بِقُلُوبِکُمْ ذِکْرَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) سَیِّدِ عَبِیدِی وَ إِمَائِی وَ أَعِیدُوا عَلَی أَنْفُسِکُمُ الْوَلَایَهًْ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَخِی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ وَ قُولُوا: اللَّهُمَّ بِجَاهِهِمْ جَوِّزْنَا عَلَی مَتْنِ هَذَا الْمَاءِ فَإِنَّ الْمَاءَ یَتَحَوَّلُ لَکُمْ أَرْضاً فَقَالَ لَهُمْ مُوسَی (علیه السلام) ذَلِکَ فَقَالُوا تُورِدُ عَلَیْنَا مَا نَکْرَهُ وَ هَلْ فَرَرْنَا مِنْ فِرْعَوْنَ إِلَّا مِنْ خَوْفِ الْمَوْتِ وَ أَنْتَ تَقْتَحِمُ بِنَا هَذَا الْمَاءَ الْغَمْرَ بِهَذِهِ الْکَلِمَاتِ وَ مَا یرینا {یُدْرِینَا} مَا یَحْدُثُ مِنْ هَذِهِ عَلَیْنَا فَقَالَ لِمُوسَی کَالِبُ بْنُ یُوحَنَّا وَ هُوَ عَلَی دَابَّهًْ لَهُ وَ کَانَ ذَلِکَ الْخَلِیجُ أَرْبَعَهًْ فَرَاسِخَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ أَمَرَکَ اللَّهُ بِهَذَا أَنْ نَقُولَهُ وَ نَدْخُلَ الْمَاءَ. فَقَالَ: نَعَمْ! فَقَالَ: وَ أَنْتَ تَأْمُرُنِی بِهِ. قَالَ: نَعَمْ! قَالَ: فَوَقَفَ وَ جَدَّدَ عَلَی نَفْسِهِ مِنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ نُبُوَّهًْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ وَلَایَهًْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا کَمَا أُمِرَ بِهِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ! بِجَاهِهِمْ جَوِّزْنِی عَلَی مَتْنِ هَذَا الْمَاءِ ثُمَّ أَقْحَمَ فَرَسَهُ فَرَکَسَ عَلَی مَتْنِ الْمَاءِ وَ إِذَا الْمَاءُ تَحْتَهُ کَأَرْضٍ لَیِّنَهًْ حَتَّی بَلَغَ آخِرَ الْخَلِیجِ ثُمَّ عَادَ رَاکِضاً ثُمَّ قَالَ لِبَنِیإِسْرَائِیلَ: یَا بَنِیإِسْرَائِیلَ! أَطِیعُوا مُوسَی فَمَا هَذَا الدُّعَاءُ إِلَّا مِفْتَاحُ أَبْوَابِ الْجِنَانِ وَ مَغَالِیقُ أَبْوَابِ النِّیرَانِ وَ مُسْتَنْزَلُ الْأَرْزَاقِ وَ جَالِبٌ عَلَی عَبِیدِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ رِضَا الْمُهَیْمِنِ الْخَلَّاقِ فَأَبَوْا وَ قَالُوا: نَحْنُ لَا نَسِیرُ إِلَّا عَلَی الْأَرْض فَأَوْحَی اللَّهُ إِلی مُوسی أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْبَحْرَ وَ قُلِ اللَّهُمَّ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ لَمَّا فَلَقْتَهُ فَفَعَلَ فَانْفَلَقَ وَ ظَهَرَتِ الْأَرْضُ إِلَی آخِرِ الْخَلِیجِ فَقَالَ مُوسَی (علیه السلام): ادْخُلُوهَا قَالُوا الْأَرْضُ وَحِلَهًْ نَخَافُ أَنْ نَرْسُبَ فِیهَا. فَقَالَ اللَّهُ: یَا مُوسَی (علیه السلام)! قُلِ اللَّهُمَّ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ (علیهم السلام) جَفِّفْهَا فَقَالَهَا فَأَرْسَلَ اللَّهُ عَلَیْهَا رِیحَ الصَّبَا فَجَفَّتْ وَ قَالَ مُوسَی (علیه السلام): ادْخُلُوهَا. قَالُوا: یَا نَبِیَّ اللَّهِ نَحْنُ اثْنَتَا عَشْرَهًْ قَبِیلَهًْ بَنُو اثْنَیْ عَشَرَ آبَاءٍ وَ إِنْ دَخَلْنَا رَامَ کُلُّ فَرِیقٍ مِنَّا تَقَدُّمَ صَاحِبِهِ فَلَا نَأْمَنُ وُقُوعَ الشَّرِّ بَیْنَنَا فَلَوْ کَانَ لِکُلِّ فَرِیقٍ مِنَّا طَرِیقٌ عَلَی حِدَهًْ لَأَمِنَّا مَا نَخَافُهُ فَأَمَرَ اللَّهُ مُوسَی (علیه السلام) أَنْ یَضْرِبَ الْبَحْرَ بِعَدَدِهِمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهًْ ضَرْبَهًْ فِی اثْنَیْ عَشَرَ مَوْضِعاً إِلَی جَانِبِ ذَلِکَ الْمَوْضِعِ وَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ! بِجَاهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ بَیِّنِ الْأَرْضَ لَنَا وَ أَمِطِ الْمَاءَ عَنَّا فَصَارَ فِیهِ تَمَامُ اثْنَی عَشَرَ طَرِیقاً وَ جَفَّ قَرَارُ الْأَرْضِ بِرِیحِ الصَّبَا فَقَالَ: ادْخُلُوهَا قَالُوا. کُلُّ فَرِیقٍ مِنَّا یَدْخُلُ سِکَّهًْ مِنْ هَذِهِ السِّکَکِ لَا یَدْرِی مَا یَحْدُثُ عَلَی الْآخَرِینَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: فَاضْرِبْ کُلَّ طَوْدٍ مِنَ الْمَاءِ بَیْنَ هَذِهِ السِّکَکِ فَضَرَبَ وَ قَالَ: اللَّهُمَّ بِجَاهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ لَمَّا جَعَلْتَ هَذَا الْمَاءَ طَبَقَاتٍ وَاسِعَهًْ یَرَی بَعْضُهُمْ بَعْضاً مِنْهَا فَحَدَثَتْ طَبَقَاتٌ وَاسِعَهًْ یَرَی بَعْضُهُمْ بَعْضاً مِنْهَا ثُمَّ دَخَلُوهَا.
#بقره
#آیه50
#صفحه8
✅ امام عسکری (علیه السلام) [قصّه چنین است که] هنگامیکه موسی (علیه السلام) [در پی گریز از فرعون] به دریا رسید، خداوند عزّوجلّ به او وحی کرد:
«به بنیاسرائیل بگو دوباره مرا به یگانگی یادکنید و در قلبهایتان، یاد محمّد (سرور تمامی بندگان زن و مرد مرا بگذرانید و مجدداً در دلهایتان ولایت علی (علیه السلام)، برادر محمّد (و ولایت خاندانش را تکرار کرده و بگویید: «خداوندا! به حقّ شکوه ایشان، ما را از روی این آب بگذران» تا اینگونه آب برایتان به خشکی تبدیل شود. [و بتوانید از آن عبور کنید]
پس موسی (علیه السلام) این سخن خدا را به بنیاسرائیل گفت. آنان گفتند: «آیا ما را به کاری وامیداری که آن را ناپسند میداریم؟! مگر نه این است که ما بهخاطر ترس از مرگ از دست فرعونیان در گریزیم؟ حال تو میخواهی با گفتن این کلمات ما را به میان این دریای خروشان بفرستی؟ درحالیکه نمیدانیم با انجام این کار، چه بر سر ما خواهد آمد»؟
🌷 کالببنیوحنا 🌷 سوار بر اسب و رو به روی آن خلیج چهار فرسخی به موسی (علیه السلام) گفت: «ای پیامبر خدا (! آیا خداوند تو را فرمان داده که ما این کلمات را بر زبان آوریم و به آب داخل شویم»؟
موسی فرمود: «بله»! کالب گفت: «و تو امر میکنی که چنین کنیم»؟ فرمود: «بله»!
پس، کالب ایستاد و همانطور که موسی (علیه السلام) فرمان دادهبود، خدا را به یگانگی، محمّد (را به پیامبری و علی (علیه السلام) و پاکان خاندان ایشان را به ولایت، یاد کرد. سپس گفت: «خدایا! به حقّ شکوه ایشان مرا از روی این آب بگذران». و سپس با اسب به آب زد و بر روی آن تاخت.
ناگهان آب دریا به زیر پای اسب او چون زمینی نرم شد؛ تا اینکه به آن سوی خلیج رسید و باز اسب را تاخت و برگشت و رو به بنیاسرائیل گفت: «ای بنیاسرائیل! از خداوند و از موسی (علیه السلام) فرمان برید که این دعا، کلید گشودن درهای بهشت و بستن درهای دوزخ، سبب نزول روزی و خشنودی آفریدگار قادر متعال از بندگان زن و مرد خود میشود».
امّا آنان سرپیچی کرده و گفتند: «ما فقط روی زمین حرکت میکنیم.» آنگاه خداوند متعال به موسی وحی کرد که عصایت را به دریا (رود نیل) بزن و بگو: خداوندا! به شکوه محمّد (و خاندان پاک او (علیهم السلام)، این دریا را بشکاف».چون چنین گفت، دریا شکافتهشد و زمین تا آن سوی خلیج نمایان گشت.
موسی (علیه السلام) گفت: «داخل شوید». گفتند: «زمین گلآلود است و میترسیم در آن فرورویم».
خداوند عزّوجلّ فرمود: «ای موسی (علیه السلام)! بگو خداوندا! به حق شکوه محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام) زمین را خشک فرما.» [چون موسی (علیه السلام) چنین گفت] خداوند باد صبا را فرستاد و آن زمین خشک شد.
موسی (علیه السلام) گفت: «داخل شوید». گفتند: «ای پیامبر خدا (! ما دوازده قبیله از دوازده پدر هستیم؛ اگر از یک راه داخل شویم، هر قبیلهای میخواهد از همراهان خود پیشی گیرد و این گونه، از درگرفتن نزاع بین قبیلهها در امان نخواهیمبود؛ پس اگر برای هر گروه از ما راهی جداگانه باشد، از آنچه که بر آن بیم داریم (نزاع) در امان خواهیم بود».
خداوند به موسی (علیه السلام) فرمان داد تا با عصای خود به تعداد قبایل آنها، به دوازده نقطه دریا، دوازده ضربه بزند و بگوید: «خداوندا! به حقّ شکوه محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام)، زمین را به ما بنما و آب را از ما دور گردان». پس، دوازده راه در میان دریا گشودهشد و زمین کف دریا، با وزش باد صبا خشکید.
موسی (علیه السلام) گفت: «داخل شوید». گفتند: «اگر هرگروه از ما پا در یکی از این راهها بگذارد، نخواهد دانست چه بر سر دیگران میآید.» خداوند عزّوجلّ فرمود: [با عصای خود] به هر یک از این موجهای بلند [که راههای دوازدهگانه را از هم تفکیک میکند] ضربه بزن [تا باز شود و هرگروه، گروه دیگر را ببیند] موسی (علیه السلام)چنین کرد و گفت: «خداوندا! به حقّ شکوه محمّد (و خاندان پاکش (علیهم السلام)، در این دریا راههای فراخی بگشا؛ به گونهای که اینان یکدیگر را ببینند». پس، چنین شد و آنها به دریا داخل شدند».
🔰تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳۸/ الإمام العسکری، ص۲۴۵/ البرهان
#بقره
#آیه50
#صفحه8
˹❤️🌿
#عاشقانه_شهدایی
روزی که مصطفی به خواستگاری من آمد مادرم به او گفت :
این دختر صبح ها که از خواب پا می شود ، در فاصله ای که دستش را شسته و مسواک می زند ، یک نفر تختش را مرتب کرده است و لیوان شیر را جلوی در اتاقش آورده اند و قهوه را آماده کرده اند. شما می توانید با این دختر ازدواج کنید ؟
مصطفی که خیلی آرام گوش می کرد ؛ گفت :
(( من نمی توانم برایش مستخدم بگیرم ، ولی قول می دهم تا زنده ام ،وقتی بیدار شد ، تختش را مرتب کنم و لیوان شیر و قهوه را روی سینی بیاورم روی تخت.))
تا وقتی شهید شد این کار را می کرد ، خودش قهوه نمی خورد اما چون می دانست ما لبنانی ها عادت داریم ؛ درست می کرد و وقتی منعش می کردم ، می گفت :
((من به مادرتان قول داده ام تا زنده ام این کار را برای شما بکنم.))
همسر شهید مصطفی چمران✨
#مـــامــلت_شـــهادتــیـم🕊🥀#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج✨
🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷