eitaa logo
شهید گمنام🇵🇸
9.2هزار دنبال‌کننده
12.2هزار عکس
6.1هزار ویدیو
98 فایل
ادمین ثبت خاطرات @Mahdis1234 کانال دوم ما مسیر بهشت https://eitaa.com/joinchat/3022192798C43e1b256ae تبلیغات شما پذیرفته میشود https://eitaa.com/joinchat/4173332642Cacf0e5f1fb
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
﷽یاد خاطرات عاشقان خدا﷽ ✨پنج شنبه است 💫 رویاد کنیم... ✨با و یک ... 💫برای در گذشتگان ✨ شاید همه دلتنگیم ؛ بهر 💫که نیست یااینکه دل دیوانه وار دلتنگ ✨ . قرین 💫تمام اسیران خاک و ياد درگذشتگان😔 پنجشنبه است و ياد درگذشتگان😔 🌹 اَللّهمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابع بَیننَا وَ بَینَهُم بِالخیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمةِ الفَاتِحةِ معَ الصَّلَوَاتِ 🙏 التماس دعا 🙏 در دنیایی که مــــــادرم نیست😔 فـــــرقی نمی کند امروز پنج شنبه باشد یا جمعه اصــــلادنیای بی مــــــادر دنـــــیای تعطیلی روزها و ساعت هاست😭😭😭 وقــــــتی حتی یک لحظه از خیالم نمی رود دیــــگر چطوربتوانم باغم هجرانش کنار بیایم‌وقــــتی می بینم فرشته ام زیر خروارها خاک خفته است😔😔 و من جز بر مـــــزارش گریه کردن کاری نمی توانم بکنم😭 🖤یاد عزیزان رفته بخیر🖤 پنج شنبه ها به مـــــادرم بگین خسته ام 🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ گَشته ام یارب چو مجنون واله وبیمار دوست میکُشد آخر مرا این حسرت دیدار دوست آنقَدَر چشم انتظاری میکِشم در راه او تا شوم شب زنده دار و عاشق بیدار دوست عاشقِ رویش منم افتادهٔ کویش منم داده ام دل را زِکَف کِی میشوم دلدار دوست صاحب عصر و زمان است و ولیکَن غائب است مانده ام یا للعجب در حکمت اسرار دوست سلام بر عاشقان مهدی عجل الله صبحتون مهدوی 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ 👈 🍃💔ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ📱 ﻭ ﭘﺎﮎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ، ﺗﻘﻮﺍﯼ ﺩﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ...🍃🥀 👈ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ، ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﯾﮏ ﻻﯾﮏ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ...🍃💧 👈🍃💦 ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ ، ﻓﻀﺎﯼ ﻣﺠﺎﺯﯼ 📱ﻫﻢ " ﻣﺤﻀﺮ ﺧﺪﺍﺳﺖ ..."🍃💞 🍃💔ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺣﺴﺎﺏ ، ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﯾﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ🗣 ، ﮔﻮﺍﻫﯽ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ... ﻧﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ... 😢😢 😓 ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﻏﻔﻠﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﺳﺖ👀 ﻭ ﺑﺲ !... 😓 👈 ﮔﺎﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯿﻢ : "ﻭﺭﻭﺩ 👺 ﻣﻤﻨﻮﻉ " 🚫🔥 🍃💔ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺩﺳﺘﯽ✋ ﮐﻪ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ، ﭼﺸﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﺪ👀 ، ﻭ ﮔﻮﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﻮﺩ👂 ﺑﺎﺷﯿﻢ ... ﻭ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ... " ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﻧﻼﻳﻦ ﺍﺳﺖ "☝️ 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
‌ ﴾﷽﴿ 💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ دلگیرم !! هرچہ میــدوم! بہ گرد پایتـان هم نمیرسم!💔 مسئلہ یڪ سـربـنـد و لـبـاس خاڪے نیست! هواے دلـم از حد هشــدار گذشتہ!😭 شہـــــدا یارے ام ڪنید... شهید نشوم می میرم...😔 اللهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
--من اومدم اینجا که همه چیزو به سارا بگم محمد -- توغلط کردی،، زود از خونه من برو بیرون -- قبل اینکه من برم سارا باید بفهمه که من کی ام و چرا اومدم اینجا محمد تن صداشو بالا برد -- لازم نکرده خودم بهش میگم --ولی میخوام خودم بهش بگم رو کرد به من و گفت --چند دقیقه پیش ناراحت شدی که شوهرتو به اسم کوچیک صدا زدم ؟! نگاهشو بین من و محمد چرخوند و ادامه داد -- من و محم -- ساکت شو صدای فریاد محمد مانع حرف زدنش شد وصدای گریه امیرطاها بلندشد، بمیرم بچه ام از سروصدایی که بود ترسیده بود ،بدون هیچ حرفی بردمش سمت اتاقش ولی بدجوری تپش قلب گرفته بودم یعنی این خانم کیه؟؟؟ درگیر آروم کردن امیرطاها بودم که صدای بلند خانمه به گوشم رسیدم -- همین امروز همه چیزو به سارا میگی وگرنه فردا باز خودم میام وچند ثانیه بعد صدای بسته شدن درب سالن به گوشم خورد،، امیرطاهارو مشغول بازی با اسباب بازی هاش کردم و خودم از اتاقش زدم بیرون و نگاهی به سالن انداختم، متوجه شدم خانمه نیستش و محمد روی یکی از مبلا نشسته و سرشو پایین انداخته، خودمم حالم خوب نبود ولی باید می‌فهمیدم که چه خبره ،رفتم سمتش و با لحن آرومی گفتم -- جریان چیه ؟؟؟ این خانم کی بود ؟؟ -- یکم بهم زمان بده برات توضیح میدم -- نمیتونم صبر کنم همین الان همه چیزو میگی --آخه عصبی پریدم وسط حرفش وگفتم -- آخه نداریم همین الان میگی این خانم کی بود که با تو انقدر صمیمی بود؟ با پریشونی سرشو تکون داد و بعد چند دقیقه مکث کردن گفت --من اشتباه کردم سارا ، شیطون گولم زد بجون امیرطاها خیلی پشیمونم ادامه دارد... کپی حرام.
‌ ﴾﷽﴿ 💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ دلگیرم !! هرچہ میــدوم! بہ گرد پایتـان هم نمیرسم!💔 مسئلہ یڪ سـربـنـد و لـبـاس خاڪے نیست! هواے دلـم از حد هشــدار گذشتہ!😭 شہـــــدا یارے ام ڪنید... شهید نشوم می میرم...😔 اللهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ پیام شهید ابراهیم هادی و همه ی شهدا لطفا در میان نگاه های مختلفی که به خود جلب میکنید ، مراقب چشمان گریان امام زمان عج الله و شهدا باشید . چه خانوم هستید چه آقا.... پا روی هوای نفستان بگذارید تنها برای رضای خدا کار کنید نه برای جلب توجه و معروفیت یا هر چیز دیگری که بشه ازش نام برد . دقت کنید رفتارها و کردارهای شما زیر ذره بین امام زمان(عج) و شهدا قرار دارد . انشاءالله خطا و اشتباهی ازتون سر نزند که شرمنده ی امام زمان(عج) و شهدا شوید . 🌷شهید ابراهیم هادی🌷 یاد شهدا با صلوات🌷 اللهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
🍃اما این دل، اهل جاماندن نبود. متوسل شد به شهدا و از آنان خواست. شاید اشک ریخت، خواند، خدا را خواند و شاید شهدا دعایش کردند...🕊 🍃در آخرین روزهایی که دعوت نامه شهدا به دلش رسید. به مادر گفت برایش حنا بیاورد. به یک دست به نام حسین و به دست دیگر به نام بن الحسن حنا گذاشت. دل مادر بود که ترسید، لرزید، شکست. شاید هم به یاد لحظه ای که مولا علی بر دستهای کوچک ابوالفضل بوسه می زد و از درد گریه می کرد، اشک ریخت😭 🍃خوابی دید که او را به بزم عشق دعوت کرده اند. ساک را بست و به دنبال نشانه ای راهی شد. کار آن روز را نذر حضرت عباس کرد بسم الله گفت و در کانالی معروف به «والمری» مشغول به کار شد. لحظاتی بعد انفجار در منطقه عملیاتی «والفجر یک »دوستانش را بی تاب کرد. به رسم دست هایش قطع شد و مدتی بعد هم شهد شیرین شهادت نصیبش. شاید هم منتظر اربابش بود. در هفتمین روز محرم شهید شد و در روز عاشورا ...عراقی ها به رسم دوستی، برایش مراسم گرفتند. بوی از سرزمین های جنوب میاد. از فکه.... شلمچه... طلائیه..... 🌸به مناسبت سالروز 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ شهید ابراهيم فلاح گالشي فرزند غلامعلي متولد 1364/11/05 محل تولد : رشت تاریخ شهادت : 1384/07/02 محل شهادت : بافق- یزد مذهب : شیعه دین : اسلام تحصیلات : دبیرستان درجه : سرباز استان سکونت : گیلان شهر سکونت : رشت نوع استخدام : وظیفه تاریخ حادثه : 1384/07/02 استان حادثه : يزد علت شهادت : درگیری با قاچاقچیان مواد مخدر عامل شهادت : قاچاقچیان مواد مخدر شرح علت شهادت : در تاريخ 84/7/2 در بافق يزد به تعقيب قاچاقچيان مواد مخدر پرداخته كه منجر به كشف بيش از 650 كيلو انواع مواد مخدر شد ولي در اثر درگيري شديد ، با تعدادي از همرزمانش به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. 🦋شادی ارواح مطهر شهدا صلوات🦋 الَّلهُمَّ صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّد و عجِّل فَرَجَهُم 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
رفیق شهید داری؟ حواست به هست؟! 💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ شهید بیدارمیکند ... شهید دستت را میگیرد ... شهید بلندت میکند ... شهید، "شهیدت" میکند ... کافیه کنی و بخواهی. روحشان شاد🕊🌹🕊 نامشان جاویدان شادی ارواح مطهر شهیدان صلوات 🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾🌿 🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ پروردگارا ؛ هم جراحت ، هم اسارت و هم شهادت را روزی من کن و نگذار شرمنده مولایمان سیدالشهداء بشوم ... به یاد دلسوخته‌ی حضرت‌رقیه(س) شهیدی که خداوند نگذاشت شرمنده شود هم زخمی شد هم اسیر و هم شهید..! 🌷 پنج شنبه ها یادی کنیم از شهدا 🌹💫🌹💫🌹💫🌹💫 ‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
اخمی وسط پیشونیم نشست و متعجب لب زدم -- چه اشتباهی ؟؟ --من با مینا عقد کر جلو چشام سیاهی رفت و دیگه چیزی نشنیدم. سردرد شدیدی داشتم و وقتی چشامو باز کردم امیرطاهارو بغل محمد دیدم که کنار تختم وایساده بودن با دیدن چشای باز من محمد لبخند بی جونی زد و شرمنده گفت -- خوبی؟؟ بدون اینکه جوابی بهش بدم نگامو ازش گرفتم و به پنجره اتاق بیمارستان دادم و همه حرفاش توی سرم اکو شد و همه چیز یادم اومد پس دلیل دروغ گفتن و پنهون کاری هاش همین بود.قطره اشکی از گوشه چشمم سرازیر شد و افتاد روی بالشت --سارا بذار همه چیزو برا.. نذاشتم ادامه بده و باصدای لرزونی گفتم -- برو بیرون بذار یکم نفس بکشم. چیزی نگفت و فقط صدای قدم هاش اومد که خبر از رفتنش میداد ده دقیقه ای گذشت و من توی افکارم غرق بود و یه سوال عین خوره بجونم افتاده بود و میخواستم بدونم چرا اینکارو باهام کرده ؟؟؟ مگه من چی براش کم گذاشتم که باصدای پرستار به خودم اومدم -- مرخصید خانم میتونید برید خونه. انقدر درگیر افکارم بودم که متوجه نشده بودم پرستار کی سُرم رو از دستم درآورده بود ، از رو تخت بلند شدم و داشتم کفش هام رو میپوشیدم که صدای محمد تو گوشم پیچید -- میخوای کمکت کنم ؟؟؟ ادامه دارد... کپی حرام.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🦋شاهکارقرائت من سوره:العنکبوت🦋 :17 :الاستاد:شهیدحسن دانش :منا سعی کنید قران انیس و مونستان باشد ، نه زینت دکورها وطاقچه های منزلتان شود ،بهتر است قرآن را زینت قلبتان کنید. شهید سید مجتبی علمدار شهادت آرزومه🕊💚🌷🖤 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ 💚در پای حسین سر فشاندن ❤️چه خوش است 💚وز خاک درش بوسه ستاندن ❤️چه خوش است 💚یک روز وضو گرفتن ❤️از آب فرات 💚وندر حرمش نماز خواندن ❤️چه خوش است 💚السلام علیک یا اباعبدالله الحسین 🖤اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْن ِ🖤وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن ِ🖤وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْن 🖤وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن 🦋🦋🦋
بدون اینکه جوابی بهش بدم کفش هامو پوشیدم و سرجام وایسادم و بدون هیچ حرفی راهمو به سمت در اتاق پیش گرفتم، محمدم دنبالم اومد ،از بیمارستان بیرون زدیم و سوار ماشین شدیم و محمد امیرطاهارو بغلم داد تا بتونه رانندگی کنه ،آخ که توی این یکی دوساعت چقدر دلتنگش بودم محکم بغلش کردم ،محمد ماشین رو دور زد و سوار شد، استارت ماشین زو زد و همین که خواست حرکت کنه با صدای آرومی گفتم -- منو ببر خونه بابام -- سارا بذار برات توضیح بدم چشامو بستم و نمیخواستم بخاطر امیرطاها جر و بحث کنم به آرومی لب زدم -- الان نیاز به استراحت دارم بعدا درموردش حرف می‌زنیم محمد باشه ای گفت و راه افتاد کل مسیر بیمارستان تا خونه بابام رو به امیرطاها و آینده اش فکر کردم ،اگه طلاق بگیرم و برم آینده پسرم خراب میشه و از طرفیم من دیگه نمیتونم به محمد اعتماد کنم و باهاش زیر یه سقف باشم با صدای ترمز ماشین به خودم اومدم و چشامو به درب خونه بابام دوختم بعد از مکث کوتاهی خواستم پیاده شم که محمد با لحن التماسی بهم گفت -- قبل اینکه بخوای تصمیمتو بگیری بذار برات توصیح بدم و سری به نشونه باشه تکون دادم و پیاده شدم. ادامه دارد... کپی حرام.
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ 🌥 🗓امروز ۶ مهر۱۴۰۲ مصادف با سالروز: 🦋ولادت شهید مرتضی ترابی کمال 📸 | ✍فرازی از وصیتنامه 🟢شهید مدافع‌حرم مرتضی ترابی کمال جوانان، سرمایه‌های این کشورند و می‌دانم غیرت جوانان ایرانی هیچگاه تحمل تجاوز به کشور را نخواهد داشت و مانند ... ! 🎁 پنج شنبه ها یادی کنیم از شهدا 🌹💫🌹💫🌹💫🌹💫 ‏اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُم 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ كجايند مستان جام الست؟ دليران عاشق، شهيدان مست همانان كه از وادی ديگرند همانان كه گمنام و نام‌آورند به نام خدا ، صبحتون زیبا ، یاد کنیم از شهدا🌹 🌷این عکس از آلبوم شهید عبدالله عبدالله تبار درزی ( نفر وسط ) از شهدای محله درزیکلای شیخ و از شهدای عملیات کربلای پنج که در تاریخ 1365/11/11 در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل شد. روحش شاد ، یاد و نامش گرامی باد ❤️ پنجشنبه 6 مهر 1402 . 🌹چهل و سومین سالگرد بزرگداشت هفته دفاع مقدس گرامی باد🌹 عزیزمان را یاد کنیم با ذکر معطر صلوات🌺 یاد_شهدا_صلوات 🌹🌷الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُم🌷🌾 🌺 🌹 🌷الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ فَرَجَهُم🌷🌾 🌺 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ شهید حسین فتاحی بافقی فرزند علي اکبرمتولد 1364/11/05 محل تولد : بافق تاریخ شهادت : 1384/07/02 محل شهادت : بافق وضعیت تاهل : متاهل تحصیلات : دیپلم درجه : سرگرد استان سکونت : یزدشهر سکونت : بافق نوع استخدام : کادر تاریخ حادثه : 1384/07/02 استان حادثه : يزد محل دفن : امامزاده عبدالله علت شهادت : اشرار عامل شهادت : اشرار شرح علت شهادت : شهید مدافع وطن حسین فتاحی بافقی در تاریخ دوم مهرماه ۱۳۸۴ پس از اقامه نماز در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) در ۳۰ کیلومتری جاده بافق-یزد و درگیری با اشرار از خدا بی خبری که بارها تهدیدش نموده بودند غریبانه به شهادت رسید و لقای پروردگارش را به دست آورد روحشان شاد🕊🌹🕊 نامشان جاویدان شادی ارواح مطهر شهیدان صلوات 🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾🌿 🌹اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج🌹 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
👌✨💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ چکار کردیم با دلهامون ⁉️ 🔸 چه آرزوهای قشنگی می کردند و چقدر زیبا اجابت می شد... 🌷حاج احمد متوسلیان آرزو کرده بود: "به دست شقی ترین انسانهای روی زمین یعنی اسرائیلی ها کشته بشم" و حالا دست اونهاست... 🌷 شهید ابراهیم همت از خدا خواسته بود: "مثل مولایم بدون سر وارد بهشت بشم" ترکش خمپاره سرش رو برد... 🌷 شهید برونسی همیشه می گفت: "دوست دارم مثل حضرت زهرا (س) گمنام باشم" سالها پیکرش مفقود 🌷 شهید مهدی باکری می گفت: از خدا خواستم "بدنم حتی یک وجب از خاک زمین رو اشغال نکنه" آب دجله او را برای همیشه با خودش برد... 🌷 شهید ابوترابی در مسیر پیاده روی مشهد می گفت آرزو دارم: "در جاده عشق (مشهد) از دنیا برم" تو همون مسیر خدا بردش و روز شهادت امام رضا (ع) در جوار امام رضا (ع) دفن شد... 🌷حاج حسین یکتا: میخواستند میشد... میخوایم نمیشه... ⁉ 🌷شادی روح شهدا صلوات 🌸 الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد 🌸 وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
‍ 💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ ✍خادم الشهدا نوشت: ▪️هر کدوم از ما تو زندگی، یه جایی ایستادیم دور تا دورمون ❣خون شهید❣ ریخته 👈از شهدایی که به دست ساواک کشته شدن بگـــــــیر تا شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی و ...فتنه ۸۸ و الانم شهدای مدافع حرم و وطن فقط و فقط یه چیز رو میخواد به ما گوشزد کنه 👈هر وقت سست شدی پاهات داشت می لرزید خواستی برداری در بری....👉 یادت باشه ❣خون شهدا❣ حافظ این نظامه پا روی خون شهدا نذاری‼️ فرقی نداره کی هستی همین که هستی، مسئولی✌️ 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
▫️من در مقطعی این توفیق و لیاقت را پیدا کردم که در جنگ با داعش در عراق، همرزم شهید هادی طارمی باشم. آنجا هادی را که دیدم، پرسیدم: از حاج قاسم چه خبر؟ گفت: "الحمدلله سالم و سلامت است." ▫️آن روز توانستم به دستبوسی سردار بروم. به هادی گفتم: حاج قاسم اجازه میده باهاش عکس بگیرم؟ گفت: "حاج قاسم بزرگتر از این حرف‌هاست. عکس که چیزی نیست. حتی اجازه میده باهاش غذا بخوری." ▫️هادی مرا پیش سردار برد و به‌عنوان یک مدافع حرم هم‌محله‌ای به ایشان معرفی کرد و حاج قاسم هم خوشحال شد. آن روز بیش از هر چیزی،‌ به این افتخار کردم که یکی از بچه‌های شادآباد،‌ محافظ سردار سلیمانی است. شاید باورتان نشود، آن روز من سر سفره صبحانه حاج قاسم نشستم و از دست خودش لقمه گرفتم.» ▫️«هادی می‌گفت: من هر روز از دست حاج قاسم،‌ لقمه متبرک می‌گیرم. این به‌جای خود اما نکته مهم، صمیمیت سردار با نیروهایش بود. سردار حتی خودش لقمه در دهان نیروهایش می‌گذاشت. ✍به روایت همرزم شهید 📎محافظ رشید حاج قاسم سلیمانی شهید🌷 •┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈• 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💠یک روز ظهر وارد خانه شد، سلام کرد، خیلی خسته و گرفته بود، یک ساک دستش بود، آن روز از صبح به مراسم تشییع شهدای گمنام رفته بود، آرام و بی‌صدا به اتاقش رفت. 💠صدا کرد: مادر، برایم چای می‌آوری؟ برایش چای ریختم و بردم. وارد اتاقش شدم، روی تخت دراز کشیده بود، من که رفتم بلند شد و نشست. 💠پرسیدم: چه خبر؟ در جواب من از داخل ساکش یک پرچم سه‌ رنگ با آرم «الله» بیرون آورد. پرچم خاکی و پاره بود. اول آن را به سر و صورتش کشید و بعد به من گفت: «این را یک جایی بگذار که فراموش نکنی. هروقت من مُردم آن را روی جنازه‌ام بکش». 💠خیلی ناراحت شدم، گفتم:«خدا نکند که تو قبل از من بری». اجازه نداد حرفم را تمام کنم، خندید و گفت: «این پرچم روی تابوت یک شهید گمنام تبرک شده است» 💠وقتی من مُردم آن را روی جنازه من بکشید و اگر شد با من دفنش کنید تا خداوند به‌ خاطر آبروی شهید به من رحم کند و از گناهانم بگذرد و شهدا مرا شفاعت کنند». 💠نمی‌دانست که پرچم روی تابوت خودش هم یک روزی تکه تکه برای شفاعت دست همه پخش می‌شود.... ✍به روایت مادربزرگوارشهید 🌷 🍃🍃🍃 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
حالم خیلی خوب نبود ولی نمیخواستم مامان و بابام متوجه حالم و موضوع بشن بخاطر همین تمام توانمو جمع کردم با لبخند ساختگی شاسی آیفون رو فشار دادم و بعد چند ثانیه صدای خوشحال مامان تو گوشم پیچید -- خیلی خوش اومدید. درب رو زد و رفتیم داخل مامان به استقبالمون اومد و امیرطاهارو ازبغلم گرفت و امیرطاها هم شروع کرد به بازی کردن برای مامان... اگه طلاق بگیرم این خوشحالی ها برا امیرطاها از بین میره، با خنده رویی از مامان حال بابا رو پرسیدم و گفت که خونه نیست و یه ساعت دیگه میاد و مامان جویای حال محمد شد ، نخواستم چیزی بروز بدم لبخندی زدم و گفتم -- خوبه ،، سلام رسوند یه چند وقتی کار داره ، من و امیرطاها پیش شما میمونیم . با گفتن این حرفم مامان گل از گلش شکفت و با خوشحالی گفت -- قدمتون روی چشششم مادر دیگه چیزی نگفتیم و رفتیم داخل . یه هفته ای گذشت و من کلی فکر کردم و توی این مدتم یبار با محمد حرف زدم و خیلی ابراز پشیمونی می‌کرد و برام بجون امیرطاها قسم خورد که اگه ببخشمش دیگه تکرار نمیشه و هیچوقت بهم دروغ نمیگه ،، توی این یه هفته خیلی فکر کردم و همه چیزو درنظر گرفتم نمیشه بخاطر اشتباه محمد آینده امیرطاها رو تباه کنم ... اگه طلاق بگیرم امیرطاها همیشه تو حسرت اینکه پدر ومادرش رو باهم ببینه میمونه پس بخاطر آینده پسرم و البته آرامش خودم طلاق نمیگیرم و به زندگی مشترکمون ادامه میدم و محمدم قول داده که اعتماد از دست رفته بینمون رو بهم برگردونه پایان. کپی حرام.
همسر شهید علی‎محمدی: ۱۴ سال است که رنج می‌کشم و کسی ندید؛ تازه من همسر یک شهید شاخص هستم/ رسانه‌ها طوری تبلیغ کرده‌اند که انگار خانواده شهدا دارند از فرصت‌ها استفاده می‌کنند منصوره کرمی، همسر اولین شهید هسته‌ای ایران، شهید ، همسر شهید من وقتی زنده بود می‌گفت شما مثل ملکه‌ها زندگی می‌کنید. چند روز پیش به یکی از مسئولین بنیاد شهید گفتم ملکه تمام شد. ۱۴ سال است که رنج می‌کشم و این رنج مرا کسی ندید. تازه من همسر یک شهید شاخص هستم. خانواده شهدایی را ببینید که اصلاً دیده نمی‌شوند و فشارهای زیادی بر آنها وارد می‌شود. تصویر درستی از خانواده شهدا در رسانه‌ها بازتاب داده نشده است. همه جای دنیا برای کسانی که از وطن و کشورشان حمایت کردند احترام قائل هستند اما در کشور ما آن قدر رسانه‌ها بد عمل کرده‌اند که حتی مردم واکنش منفی نشان می‌دهند. ما و رسانه‌هایمان درست عمل نکرده‌ایم. رسانه‌ها طوری تبلیغ کرده‌اند که خانواده شهدا دارند از فرصت‌ها استفاده می‌کنند و سر مردم بی‌کلاه مانده است. 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸 ﷽یاد خاطرات عاشقان خدا ﷽ ←📸 ←‏🎉عطر تولد شهید می آید... 🎀گرچه تولد اصلی تو " شهـادت " است که مردان خـدا با شهـادت زنده می‌شوند... 🌷انتشار به مناسبت سالروز ولادت شهید مدافع حرم سردار داریوش درستی 🕊سلام 🤚صبحتون منور به لبخند 🌷🌷 🌿🌾 اَللَّهُـــمَّ صَلِّ عَلــَی مُحَمـّـــَدٍ وَآلِ مُحَمـّــَدٍ وَعَجّـــِـلْ فــَرَجَهُـــمْْ 🌾 🦋🦋🦋 🌹 🍃┅🦋🍃┅─╮ @shahidma ╰─┅🍃🦋🍃