eitaa logo
کانال رسمی شهید امید اکبری
1.1هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
40 فایل
اِلهی به #اُمید تو ♡.. "خیلی به حضرت رقیه ارادت داشت.." شهــــیدمدافـع‌وطـــن امیداڪبری🍃🥀 از شهدای حادثه تروریستی میلـاد: ۶۸/۱۰/۰۲ اصفهــان شهــادت: ۹۷/۱۱/۲۴ خاش_زاهدان ارتباط با ما: @shahidomidakbariii
مشاهده در ایتا
دانلود
💕ماه رمضان با شهدا💕 اعمال روز چهازدهم ماه رمضان به نیابت از شهید دفاع مقدس 💕 ابراهیم هادی💕 ڪانال @shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
💕ماه رمضان با شهدا💕 اعمال روز چهازدهم ماه رمضان به نیابت از شهید دفاع مقدس 💕 ابراهیم هادی💕 ڪانال
💕 💌 افطاری کله پاچه!! 💌 غروب ماه رمضان بود. ابراهيم آمد در خانه ما و بعد از سلام و احوالپرسي يــک قابلمه از من گرفت! بعد داخل کله پزي رفت. به دنبالش آمدم و گفتم: ابرام جون کله پاچه براي افطاري! عجب حالي ميده؟! گفت: راســت ميگي، ولي براي من نيست. يك دست کامل کله پاچه و چند تا نان ســنگک گرفت. وقتي بيرون آمد ايرج با موتور رسيد. ابراهيم هم سوار شد و خداحافظي کرد. ‌ 🍃با خودم گفتم: لابد چند تا رفيق جمع شــدند و با هم افطاري ميخورند. از اينکه به من تعارف هم نکرد ناراحت شــدم. فــرداي آن روز ايرج را ديدم و پرسيدم: ديروز کجا رفتيد!؟ گفت: پشت پارک چهل تن، انتهاي کوچه، منزل کوچکي بود که در زديم و کله پاچه را به آنها داديم. چند تا بچه و پيرمردي که دم در آمدند خيلي تشکر کردند. ابراهيم را کامل ميشناختند. آنها خانواده‌اي بسيار مستحق بودند. بعد هم ابراهيم را رساندم خانه‌شان. ‌ 📚سلام بر ابراهیم۱/ص۱۸۶ ☘امام رضا علیه السلام میفرمایند: 🥀افطاری دادن تو به برادر روزه دارت، فضلیتش بیشتر از روزه داشتن توست. ڪانال @shahidomidakbari
﷽ 💖اللّهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى💖 که مرا میخواهد گر تو برگردانی؟ حال این نوکر را که خودت میدانی.. دل من تنگ شده ،تنگ یک ثانیه در صحن گوهر شاد و یک شب بارانی کنج مسجد باشم صورتم خیس از اشک می رسد بر گوشم بانگ روضه خوانی که مرا میخواهد جز تو ای آقایم؟ یک نظر کن بر من تا شوم قربانی😭 ڪانال @shahidomidakbari
Fadaeian_Moharam_9810_06.mp3
14.1M
💕 پرِ از هراسم و خالی مونده کاسم و میدونم دنیا گرفته همه ی حواسمُ..😔 ڪانال @shahidomidakbari
•×• یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم چه تو باشی چه نباشی نگهش میدارم!.. 🍂 @shahidomidakbari
💕 "درِ خانه خدا از نماز هایی که خوانده ایم استغفار کنیم، بگذار مردم از گناهانشان استغفار کنند، اما تو بگو خدایا من غلط کردم به خاطر نماز های دست و پا شکسته ای که خوانده ام. به خاطر نماز هایت "الهی العفو" بگو، تا خدا برگردد و نماز هایت را درست کند." .. ڪانال @shahidomidakbari
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🌷به تاريخ ۲۵ تير ماه ۱۳۴۰ در خانه ای محقر ولی پر از مهر وصفا و يکرنگی و در سيد محله قائمشهر ،کودکی ديده به جهان گشود که "ناصر" نام گرفت. او از همان کودکی در رفتارش متواضع و با وقار بيشتری نسبت به بچه های هم سن وسالش برخورد می نمود و مسائل را خوب درک می کرد و حتی در بازی های کودکانه از دروغ گريزان بود."ناصر"در سن شش سالگی پا به مدرسه نهاد و همواره متانت در رفتارش زبانزد اولياء مدرسه بود. از بيکاری و اتلاف وقت بيزار بود و سعی داشت در نزد آشنايان پدر،کاشی کاری و بنايی را بياموزد و مزدی را از اين بابت دريافت نموده و به افرادبی بضاعت بدهد. منبع : سایت لشکر ۲۵ کربلا 📚موضوع مرتبط : ڪانال 🌸🍃 @shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
🌸🌷به تاريخ ۲۵ تير ماه ۱۳۴۰ در خانه ای محقر ولی پر از مهر وصفا و يکرنگی و در سيد محله قائمشهر ،کودکی
✳️نحوه شهادت شهيد بهداشت : که در جاده مهران - چنگوله مسئول تأمين جاده بودند  و يک جلسه در ايلام  براي فرماندهان گردان مي گذارند درتيپ امير المؤمنين اين جلسه بود.شهيد همراه چند تا از همراهانش آقايان عسگري نژاد و يزداني به سمتمهران حرکت مي کنند و در مقر فرماندهي مهران شب را مي مانند .در نيمه هاي شب بود که در ارتفاعات قلاويزان چند نفر با نور چراغ قوه مشاهده مي شوند.شهيد براي شناسايي به همراه چند نفر از دوستانش به آنجا مي رود و چون در مقر نيرويي نبود بماند مقر هم خالي از نيرو مي ماند. هنگامي که به تپه و ارتفاعات قلاويزان مي روند گروه هاي (کرد) آنجا را محاصره کرده و در درگيريهايي که با آنها مواجه مي شود دوباره دست ديگر شهيد تيري مي خورد خودش را زير جيپ فرماندهي دشمن قرار مي دهد و در همانجا به شهادت می رسد آقا محسن زخمی مي شود و اسير مي گردد ما چون اطلاعاتي از آنها نداشتيم همه جا را دنبال آنها گشتيم تا آنها را پيدا کنيم.نيرو هاي ثابت گردان حمزه را در گرو هاي ۱۰ نفره تقسيم کرديم تا آن ها را پيدا کنند بعد از ۳ روز بود که (مهران پرستش) در مقر مهران دوربين مي زند و بالاي ارتفاعات قلاويزان يک چيزي شبيه چهار گوش مشاهده مي کند مثل ماشين بود تصميم گرفتيم که به آنجا برويم و در آنجا بود که جنازه شهيد بهداشت و ديگران را مشاهده کرديم . تصميم گرفتيم که پلاستيک بزرگ گرفته و شهيد را در داخل آن بگذاريم تا به پايين ببريم چون جنازه ها را کرم گرفته بود در اثر تکان دادن امکان داشت جنازه تکه تکه شود.جنازه ها سمپاشی هم شد.ماشين را هل داديم تا جنازه داخل پلاستيک افتاد. بعد از ۳ الي ۴ روز بود که جنازه را به پايين انتقال داديم .در حمل جنازه شهيد گلزاده خيلی زحمت کشيد...💠 منبع: سایت لشکر ۲۵ کربلا 📚موضوع مرتبط : ڪانال 🍃🌸 @shahidomidakbari
یادش بخیر... دیگه حتی قسمت نمیشه بیایم سر مزارت.. به تو از دور سلام😔😭🖤 🍂 @shahidomidakbari
💕 : قلب زائر با نگاهی در جوارت می شکست در خیالم فکر صحنی طبق عادت می شکست من ضریحی را ندیدم دور قبرت یا حسن(ع) بغض های شیعیان در اوج غربت می شکست چشم می بندم ولی چشمم ضریحی می کشد پلک می زد چشم من گاهی ضریحت می شکست کاش می شد من ببوسم خاک قبرت را ولی قلب مادر لحظه دیدن به یادت می شکست پ.ن: شب ولادتی هم برای بی حرمیت میسوزیم آقا.. به زخم قلب شیعه مرهم نیست مدینه غیر غصه و غم نیست من بمیرم که این شبا حتی بالای قبرت یه چراغم نیست..💔 ڪانال @shahidomidakbari
💕 سائلی آمد گدایی بر در بیت حسین که حسین بن علی گفت: امامم حسن است..😊 🌸💮🏵عیدتون مبارک🏵💮🌸 ڪانال @shahidomidakbari