💔
پای ثابت هیئت بود
و ذکر #حسین حسینش، شورآفرین مجلس اباعبدلله...
وقتی که شهید شد
آوردنش توی هیئت و این بار صدای ضبط شده ش، مجلس را پرشور کرده بود...
ثواب اعمال امروزمونو هدیه میکنیم به روح مطهر #شهید_امید_اکبری که با چند نفر از دوستان شهیدش، اولین شهدای #گام_دوم_انقلاب لقب گرفتند...
همان ها که بعد از حدود ۴۰ روز، ماموریتِ محافظت از مرزها، هنگام بازگشت به خانه هایشان در جاده خاش ـ زاهدان مظلومانه، هدف عملیات انتحاری قرار گرفته و شهید شدند...
روحمان با یادشان شاد
#دلشڪستھ_ادمین 💔
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#انتشارحتماباذکرلینک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
فیلمی ویژه از شهدای حادثه تروریستی جاده خاش-زاهدان
#شهید_امید_اکبری: هر لحظه ممکنه اینجا ما رو بزنند.
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
آن كه خود را
فراموش كرده است
از ياد چه چيز
خرسند است..؟!
[ علامه حسن زاده آملی ]
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
💞 @aah3noghte 💞
💔
" وَ لَيْلَهَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ فَوَفِّقْ لَنَا "
و توفیق درک شب قدر و حج بیت الحرام و شهادت در راهت را نصیبمان کن!..
💕💕💕💕
از دعا های زیبای شب های ماه رمضان..
اگه میخوایم شهادت نصیبمون بشه
همین شبا وقتشه..
بسم الله..😊
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
💞 @aah3noghte 💞
💔
قبل از اذان صبح، با حالت عجیبی از خواب پرید و گفت:
"حاجی! خواب دیدم #قاصد_امام_حسین ع اومد و بهم گفت: آقا سلام رساندند و فرمودند: (به زودی به دیدارت خواهم آمد...) یه نامه هم از طرف آقا به من داد که توش نوشته شده بود: (چرا این روزها کمتر #زیارت_عاشورا مےخوانی؟)"
همینجور که داشت حرف میزد، گریه میکرد و صورتش شده بود خیسِ اشک...
از اون روز، دیگه تو حالِ خودش نبود. چند شب بعد #شهید شد...
امام حسین ع به عهد خود وفا کرد....
#شهید_محمد_باقر_مومنی_راد
#شهید_دفاع_مقدس
#امام_حسین_ع
#نامه
#سالروزشهادت
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#jihad
#martyr
💔
خدایا، اندک از بسیار از تو درخواست میکنم، با نیاز شدیدی که مرا به آن است و بینیازی تو از آن دیرینه است و آن اندک نزد من بسیار است و برای تو هموار و آسان؛
#دم_اذانی
#دعای_افتتاح
💔
"وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ"
💌 تمنای شهادت 💌
خطاب این آیه به کساییه که بدون عمل خواستار شهادتند..
میگه وقتی شهدا رو میدیدید حسرت میخوردید
اما وقتی رفتین تو میدون و وسط معرکه فقط نگاه میکردین..😑
خودمونو آماده کنیم رفقا
با حرف که نمیشه..😏
دیگه انگار عادت شده برامون
عکس شهدا رو میذاریم جلومون و گریه هم میکنیم..
اینجوری نمیشه!🤔
بیایم وسط میدون..
اول میدون جهاد اکبر رو خوب بچسبیم..💪
همین که ثابت قدم شدیم
همین که تقوامونو قوی کردیم
وقتی رفتیم تو میدون جهاد اصغر بهت زده نمیشیم..
فقط حرف نباشیم..😊
#آیه_ای_از_جزء_چهارم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشهداء
💞 @aah3noghte 💞
💔
تحریف مکتب سلیمانی ممنوع
اخیرا حسامالدین آشنا متاثر از سندروم بیقراری در شاذ گویی گفته «ما میگوییم ظریف و سلیمانی دو روی یک سکه هستند»😏
از سال 1392 همزمان شاهد دو روند "اقتدار و انفعال" در مناسبات خارجی جمهوری اسلامی ایران بودیم. تامل و بررسی در این دو روند، تفاوت اساسی و ماهوی بین سلیمانی و ظریف را اثبات میکند.
دیپلماسی انفعالی برجام در سیاست خارجی ایران با ادعای اعتمادسازی برای آمریکا شکل گرفت و اهداف آن رفع همه تحریمها، ممانعت از تصویب تحریمهای جدید علیه ایران، جلب سرمایه گذاری خارجی و در نهایت، خروج از رکود و ایجاد رونق اقتصادی بود.
این دیپلماسی با اقدامات نابجا و نشست و برخاستهای سخیف، تقریبا هیچکدام از اهداف خود را تامین نساخت و با اشتباه محاسباتی در اعتماد به آمریکا و هدر دادن مزیتهای راهبردی ایران، عامل افزایش تحریمها، کاهش توان ملی و تحمیل خسارتهای غیرقابل جبران شد.
در سوی دیگر شاهد روند امنیت آفرین و دیپلماسی اقتدار بودیم که با هدف امنیت آفرینی پیشدستانه در مقابله با تهدیدات جنگ نیابتی، حفظ و توسعه عمق راهبردی ایران و گسترش فرهنگ مقاومت در منطقه عملیاتی شد. دیپلماسی اقتدار با تحقق اهداف سه گانه مذکور، ایران را به مهمترین لنگرگاه ثبات و امنیت در منطقه تبدیل کرد و با افزایش قدرت نرم و سخت، بازیگری ایران در مناسبات منطقهای و جهانی را تقویت نمود.
ماهیت و اساس دیپلماسی اقتدار و یا مکتب سلیمانی، مبتی بر نگرش انقلابی و جهان بینی توحیدی است در حالیکه دیپلماسی برجام ناظر بر نگرش غربگرایی و جهان بینی نئولیبرال است. با این شرایط و تفاوت ماهوی، چگونه سلیمانی و ظریف میتوانند دو روی یک سکه باشند؟ آقای آشنا و امثال ایشان بدانند که پیروان مکتب سلیمانی، اجازه تحریف این مکتب نورانی، کارآمد و امنیت بخش را نخواهند داد.
✍ #رضا_سراج
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
بسم الله الرحمان الرحیم 🌹 #فدائی_رهبر 🌹 #قسمت_30 گاهی انقدر از خودش می گذشت که دیگران به صدا در می
بسم الله الرحمان الرحیم
🌹 #فدائی_رهبر 🌹
#قسمت_31
صدای گرفته علی برای همه اشنا بود😞
-علی جون!شما که می دونیم دوگانه سوزی داداش! هم با خنده سر حال می شی هم با گریه😅
علی سرش را پایین انداخته و زانوهایش را بغل گرفته بود😞😔 اشک هایش پشت سر هم از گردی پایین محاسنش می چکید هنوز گرمای دست رفیقش روی شانه اش بود😭
نمی دانست چه بگوید اصلا بگوید یا نه؛ خسته شده بود، درد بیماری امانش را بریده بود😔😣
« یه شب در مسیر کربلا توی موکبی بودیم، بچه ها سردشون بود بلند شدم پتو از موکب دیگ بگیرم بیارم که دیدم علی یه گوشه نشسته داره گریه میکنه😭😭
رفتم گفتم: چی شده؟یه کمی شوخی و خنده کردم، دیدم نه سر حال نیست نیست بعد به حضرت زهرا{س} قسمم داد، گفت : یه چیزی بهت میگم به کسی نگو. گفت: امام حسین {ع} رو تو خواب دیدم ، گفتم چرا منو پیش خودت نمی آری. گفت :مادرت تو رو دست ما امانت سپرده😭😭😭
بعد با هم یه کم گریه کردیم😭😭😭💔
علی بارش را بسته بود و جسمش برای پریدن سبک سبک شده بود😔😔
اما مادر😭💔
از ترس از دست دادن علی انگار مادر سراغ خوب کسی رفته بود از همان دو سال پیش،😔😔
از همان شبی که غرق به خون روی تخت بیمارستان افتاده بود و همه فکر می کردند رفتنی است😭😭😔💔
و حالا علی باید دست به دامن مادر می شد😔💔
روز های اخر بود مادر ده، دوازده روز قبل شهادت این را از چشم هایش می دید😭😭💔
ادامه دارد....
#قسمت_32
صدای او مدام در گوشش بود🗣
-مامان !تو دریای دریایی ، دریای ابی آبی😍
مثل همیشه رسید به مرتب کردن محاسن صورتش☺️
انگشتان مادر با لب های خشکیده اش گرفت ، بوسید😘😍
و مثل کودکی آن را می مکید😍😉
-چطوری جبران کنم؟😊
-چی رو؟😅
-این همه محبت تو رو مامان☺️😊
-هیچی نمیخوام ؛فقط خوب شو، من فقط خوب شدن تورو می خوام😞
نگاه عمیقی به مادر کرد🙂
چشم هایش هرگز دروغ نمیگفت👀
-مامان ! آماده ای؟😉
-برای چی؟😒
-اجازه میدی؟😊
-برای چی؟😟
-مامان!
-جانم؟😣
-خسته ام😔
-حتما بالشت رو بد گذاشتی !بذار بیام زیر سرتو درست کنم ، گرسنت نیست؟
-مامان!
نگاه نگران مادر به طرف پسر برگشت😔😰
-جان مامان؟
-بذار برم😔
-کجا😒
-خودت می دونی😕
-نه😒 از کجا بدونم؟ کجا میخوای بری با این حال خراب😒 بزار بهتر بشی بعد
انگار کم کم مادر داشت منظور علی را می فهمید😭💔
ادامه دارد...
#شهید_علی_خلیلی
📚 #نای_سوخته
نویسنده:هانیه ناصری
ناشر:انتشارات تقدیر
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞