eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 پای ثابت هیئت بود و ذکر حسینش، شورآفرین مجلس اباعبدلله... وقتی که شهید شد آوردنش توی هیئت و این بار صدای ضبط شده ش، مجلس را پرشور کرده بود... ثواب اعمال امروزمونو هدیه میکنیم به روح مطهر که با چند نفر از دوستان شهیدش، اولین شهدای لقب گرفتند... همان ها که بعد از حدود ۴۰ روز، ماموریتِ محافظت از مرزها، هنگام بازگشت به خانه هایشان در جاده خاش ـ زاهدان مظلومانه، هدف عملیات انتحاری قرار گرفته و شهید شدند... روحمان با یادشان شاد 💔 ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 فیلمی ویژه از شهدای حادثه تروریستی جاده خاش-زاهدان : هر لحظه ممکنه اینجا ما رو بزنند. ... 💕 @aah3noghte💕
💔 آن كه خود را فراموش كرده است از ياد چه چيز خرسند است..؟! [ علامه حسن زاده آملی ] ... 💞 @aah3noghte 💞
💔 " وَ لَيْلَهَ الْقَدْرِ وَ حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ وَ قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ فَوَفِّقْ لَنَا " و توفیق درک شب قدر و حج بیت الحرام و شهادت در راهت را نصیبمان کن!.. 💕💕💕💕 از دعا های زیبای شب های ماه رمضان.. اگه میخوایم شهادت نصیبمون بشه همین شبا وقتشه.. بسم الله..😊 ... 💞 @aah3noghte 💞
💔 قبل از اذان صبح، با حالت عجیبی از خواب پرید و گفت: "حاجی! خواب دیدم ع اومد و بهم گفت: آقا سلام رساندند و فرمودند: (به زودی به دیدارت خواهم آمد...) یه نامه هم از طرف آقا به من داد که توش نوشته شده بود: (چرا این روزها کمتر مےخوانی؟)" همینجور که داشت حرف میزد، گریه میکرد و صورتش شده بود خیسِ اشک... از اون روز، دیگه تو حالِ خودش نبود. چند شب بعد شد... امام حسین ع به عهد خود وفا کرد.... ... 💞 @aah3noghte💞
4_5852441485433112850.mp3
5.57M
میثم مطیعی
💔 خدایا، اندک از بسیار از تو درخواست می‌کنم، با نیاز شدیدی که مرا به آن است و بی‌نیازی تو از آن دیرینه است و آن اندک نزد من بسیار است و برای تو هموار و آسان؛
💔 "وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ" 💌 تمنای شهادت 💌 خطاب این آیه به کساییه که بدون عمل خواستار شهادتند.. میگه وقتی شهدا رو میدیدید حسرت میخوردید اما وقتی رفتین تو میدون و وسط معرکه فقط نگاه میکردین..😑 خودمونو آماده کنیم رفقا با حرف که نمیشه..😏 دیگه انگار عادت شده برامون عکس شهدا رو میذاریم جلومون و گریه هم میکنیم.. اینجوری نمیشه!🤔 بیایم وسط میدون.. اول میدون جهاد اکبر رو خوب بچسبیم..💪 همین که ثابت قدم شدیم همین که تقوامونو قوی کردیم وقتی رفتیم تو میدون جهاد اصغر بهت زده نمیشیم.. فقط حرف نباشیم..😊 ... 💞 @aah3noghte 💞
💔 تحریف مکتب سلیمانی ممنوع اخیرا حسام‌الدین آشنا متاثر از سندروم بی‌قراری در شاذ گویی گفته «ما می‌گوییم ظریف و سلیمانی دو روی یک سکه هستند»😏 از سال 1392 همزمان شاهد دو روند "اقتدار و انفعال" در مناسبات خارجی جمهوری اسلامی ایران بودیم. تامل و بررسی در این دو روند، تفاوت اساسی و ماهوی بین سلیمانی و ظریف را اثبات می‌کند. دیپلماسی انفعالی برجام در سیاست خارجی ایران با ادعای اعتماد‌سازی برای آمریکا شکل گرفت و اهداف آن رفع همه تحریم‌ها، ممانعت از تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران، جلب سرمایه‌ گذاری خارجی و در نهایت، خروج از رکود و ایجاد رونق اقتصادی بود. این دیپلماسی با اقدامات نابجا و نشست‌ و‌ برخاست‌‌های سخیف، تقریبا هیچکدام از اهداف خود را تامین نساخت و با اشتباه محاسباتی در اعتماد به آمریکا و هدر دادن مزیت‌های راهبردی ایران، عامل افزایش تحریم‌ها، کاهش توان ملی و تحمیل خسارت‌های غیرقابل جبران شد. در سوی دیگر شاهد روند امنیت آفرین و دیپلماسی اقتدار بودیم که با هدف امنیت آفرینی پیش‌دستانه در مقابله با تهدیدات جنگ نیابتی، حفظ و توسعه عمق راهبردی ایران و گسترش فرهنگ مقاومت در منطقه عملیاتی شد. دیپلماسی اقتدار با تحقق اهداف سه گانه مذکور، ایران را به مهمترین لنگرگاه ثبات و امنیت در منطقه تبدیل کرد و با افزایش قدرت نرم و سخت، بازیگری ایران در مناسبات منطقه‌ای و جهانی را تقویت نمود. ماهیت و اساس دیپلماسی اقتدار و یا مکتب سلیمانی، مبتی بر نگرش انقلابی و جهان بینی توحیدی است در حالیکه دیپلماسی برجام ناظر بر نگرش غرب‌گرایی و جهان بینی نئولیبرال است. با این شرایط و تفاوت ماهوی، چگونه سلیمانی و ظریف می‌توانند دو روی یک سکه باشند؟ آقای آشنا و امثال ایشان بدانند که پیروان مکتب سلیمانی، اجازه تحریف این مکتب نورانی، کارآمد و امنیت بخش را نخواهند داد. ✍ ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید شو 🌷
بسم الله الرحمان الرحیم 🌹 #فدائی_رهبر 🌹 #قسمت_30 گاهی انقدر از خودش می گذشت که دیگران به صدا در می
بسم الله الرحمان الرحیم 🌹 🌹 صدای گرفته علی برای همه اشنا بود😞 -علی جون!شما که می دونیم دوگانه سوزی داداش! هم با خنده سر حال می شی هم با گریه😅 علی سرش را پایین انداخته و زانوهایش را بغل گرفته بود😞😔 اشک هایش پشت سر هم از گردی پایین محاسنش می چکید هنوز گرمای دست رفیقش روی شانه اش بود😭 نمی دانست چه بگوید اصلا بگوید یا نه؛ خسته شده بود، درد بیماری امانش را بریده بود😔😣 « یه شب در مسیر کربلا توی موکبی بودیم، بچه ها سردشون بود بلند شدم پتو از موکب دیگ بگیرم بیارم که دیدم علی یه گوشه نشسته داره گریه میکنه😭😭 رفتم گفتم: چی شده؟یه کمی شوخی و خنده کردم، دیدم نه سر حال نیست نیست بعد به حضرت زهرا{س} قسمم داد، گفت : یه چیزی بهت میگم به کسی نگو. گفت: امام حسین {ع} رو تو خواب دیدم ، گفتم چرا منو پیش خودت نمی آری. گفت :مادرت تو رو دست ما امانت سپرده😭😭😭 بعد با هم یه کم گریه کردیم😭😭😭💔 علی بارش را بسته بود و جسمش برای پریدن سبک سبک شده بود😔😔 اما مادر😭💔 از ترس از دست دادن علی انگار مادر سراغ خوب کسی رفته بود از همان دو سال پیش،😔😔 از همان شبی که غرق به خون روی تخت بیمارستان افتاده بود و همه فکر می کردند رفتنی است😭😭😔💔 و حالا علی باید دست به دامن مادر می شد😔💔 روز های اخر بود مادر ده، دوازده روز قبل شهادت این را از چشم هایش می دید😭😭💔 ادامه دارد.... صدای او مدام در گوشش بود🗣 -مامان !تو دریای دریایی ، دریای ابی آبی😍 مثل همیشه رسید به مرتب کردن محاسن صورتش☺️ انگشتان مادر با لب های خشکیده اش گرفت ، بوسید😘😍 و مثل کودکی آن را می مکید😍😉 -چطوری جبران کنم؟😊 -چی رو؟😅 -این همه محبت تو رو مامان☺️😊 -هیچی نمیخوام ؛فقط خوب شو، من فقط خوب شدن تورو می خوام😞 نگاه عمیقی به مادر کرد🙂 چشم هایش هرگز دروغ نمیگفت👀 -‌مامان ! آماده ای؟😉 -برای چی؟😒 -اجازه میدی؟😊 -برای چی؟😟 -مامان! -جانم؟😣 -خسته ام😔 -حتما بالشت رو بد گذاشتی !‌بذار بیام زیر سرتو درست کنم ، گرسنت نیست؟ -مامان! نگاه نگران مادر به طرف پسر برگشت😔😰 -جان مامان؟ -بذار برم😔 -کجا😒 -خودت می دونی😕 -نه😒 از کجا بدونم؟ کجا میخوای بری با این حال خراب😒 بزار بهتر بشی بعد انگار کم کم مادر داشت منظور علی را می فهمید😭💔 ادامه دارد... 📚 نویسنده:هانیه ناصری ناشر:انتشارات تقدیر ... 💞 @aah3noghte💞