eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 تحریف مکتب سلیمانی ممنوع اخیرا حسام‌الدین آشنا متاثر از سندروم بی‌قراری در شاذ گویی گفته «ما می‌گوییم ظریف و سلیمانی دو روی یک سکه هستند»😏 از سال 1392 همزمان شاهد دو روند "اقتدار و انفعال" در مناسبات خارجی جمهوری اسلامی ایران بودیم. تامل و بررسی در این دو روند، تفاوت اساسی و ماهوی بین سلیمانی و ظریف را اثبات می‌کند. دیپلماسی انفعالی برجام در سیاست خارجی ایران با ادعای اعتماد‌سازی برای آمریکا شکل گرفت و اهداف آن رفع همه تحریم‌ها، ممانعت از تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران، جلب سرمایه‌ گذاری خارجی و در نهایت، خروج از رکود و ایجاد رونق اقتصادی بود. این دیپلماسی با اقدامات نابجا و نشست‌ و‌ برخاست‌‌های سخیف، تقریبا هیچکدام از اهداف خود را تامین نساخت و با اشتباه محاسباتی در اعتماد به آمریکا و هدر دادن مزیت‌های راهبردی ایران، عامل افزایش تحریم‌ها، کاهش توان ملی و تحمیل خسارت‌های غیرقابل جبران شد. در سوی دیگر شاهد روند امنیت آفرین و دیپلماسی اقتدار بودیم که با هدف امنیت آفرینی پیش‌دستانه در مقابله با تهدیدات جنگ نیابتی، حفظ و توسعه عمق راهبردی ایران و گسترش فرهنگ مقاومت در منطقه عملیاتی شد. دیپلماسی اقتدار با تحقق اهداف سه گانه مذکور، ایران را به مهمترین لنگرگاه ثبات و امنیت در منطقه تبدیل کرد و با افزایش قدرت نرم و سخت، بازیگری ایران در مناسبات منطقه‌ای و جهانی را تقویت نمود. ماهیت و اساس دیپلماسی اقتدار و یا مکتب سلیمانی، مبتی بر نگرش انقلابی و جهان بینی توحیدی است در حالیکه دیپلماسی برجام ناظر بر نگرش غرب‌گرایی و جهان بینی نئولیبرال است. با این شرایط و تفاوت ماهوی، چگونه سلیمانی و ظریف می‌توانند دو روی یک سکه باشند؟ آقای آشنا و امثال ایشان بدانند که پیروان مکتب سلیمانی، اجازه تحریف این مکتب نورانی، کارآمد و امنیت بخش را نخواهند داد. ✍ ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید شو 🌷
بسم الله الرحمان الرحیم 🌹 #فدائی_رهبر 🌹 #قسمت_30 گاهی انقدر از خودش می گذشت که دیگران به صدا در می
بسم الله الرحمان الرحیم 🌹 🌹 صدای گرفته علی برای همه اشنا بود😞 -علی جون!شما که می دونیم دوگانه سوزی داداش! هم با خنده سر حال می شی هم با گریه😅 علی سرش را پایین انداخته و زانوهایش را بغل گرفته بود😞😔 اشک هایش پشت سر هم از گردی پایین محاسنش می چکید هنوز گرمای دست رفیقش روی شانه اش بود😭 نمی دانست چه بگوید اصلا بگوید یا نه؛ خسته شده بود، درد بیماری امانش را بریده بود😔😣 « یه شب در مسیر کربلا توی موکبی بودیم، بچه ها سردشون بود بلند شدم پتو از موکب دیگ بگیرم بیارم که دیدم علی یه گوشه نشسته داره گریه میکنه😭😭 رفتم گفتم: چی شده؟یه کمی شوخی و خنده کردم، دیدم نه سر حال نیست نیست بعد به حضرت زهرا{س} قسمم داد، گفت : یه چیزی بهت میگم به کسی نگو. گفت: امام حسین {ع} رو تو خواب دیدم ، گفتم چرا منو پیش خودت نمی آری. گفت :مادرت تو رو دست ما امانت سپرده😭😭😭 بعد با هم یه کم گریه کردیم😭😭😭💔 علی بارش را بسته بود و جسمش برای پریدن سبک سبک شده بود😔😔 اما مادر😭💔 از ترس از دست دادن علی انگار مادر سراغ خوب کسی رفته بود از همان دو سال پیش،😔😔 از همان شبی که غرق به خون روی تخت بیمارستان افتاده بود و همه فکر می کردند رفتنی است😭😭😔💔 و حالا علی باید دست به دامن مادر می شد😔💔 روز های اخر بود مادر ده، دوازده روز قبل شهادت این را از چشم هایش می دید😭😭💔 ادامه دارد.... صدای او مدام در گوشش بود🗣 -مامان !تو دریای دریایی ، دریای ابی آبی😍 مثل همیشه رسید به مرتب کردن محاسن صورتش☺️ انگشتان مادر با لب های خشکیده اش گرفت ، بوسید😘😍 و مثل کودکی آن را می مکید😍😉 -چطوری جبران کنم؟😊 -چی رو؟😅 -این همه محبت تو رو مامان☺️😊 -هیچی نمیخوام ؛فقط خوب شو، من فقط خوب شدن تورو می خوام😞 نگاه عمیقی به مادر کرد🙂 چشم هایش هرگز دروغ نمیگفت👀 -‌مامان ! آماده ای؟😉 -برای چی؟😒 -اجازه میدی؟😊 -برای چی؟😟 -مامان! -جانم؟😣 -خسته ام😔 -حتما بالشت رو بد گذاشتی !‌بذار بیام زیر سرتو درست کنم ، گرسنت نیست؟ -مامان! نگاه نگران مادر به طرف پسر برگشت😔😰 -جان مامان؟ -بذار برم😔 -کجا😒 -خودت می دونی😕 -نه😒 از کجا بدونم؟ کجا میخوای بری با این حال خراب😒 بزار بهتر بشی بعد انگار کم کم مادر داشت منظور علی را می فهمید😭💔 ادامه دارد... 📚 نویسنده:هانیه ناصری ناشر:انتشارات تقدیر ... 💞 @aah3noghte💞
💔 خوابی که سردار سلیمانی پس از شهادت سردار مهدی زین‌الدین دید ✍هیجان‌زده پرسیدم: «آقا مهدی مگه تو شهید نشدی؟همین چند وقت پیش،‌ توی جاده‌ی سردشت...» حرفم را نیمه‌تمام گذاشت. اخم كوتاهی كرد و چین به پیشانی‌اش افتاد. بعد باخنده گفت: «من توی جلسه‌هاتون میام. مثل اینكه هنوز باور نكردی شهدا زنده‌ن.» عجله داشت. می‌خواست برود. یك دیگر چهره‌ی درخشانش را كاویدم. حرف با گریه از گلویم بیرون ریخت: «پس حالا كه می‌خوای بری، لااقل یه پیغامی چیزی بده تا به رزمنده‌ها برسونم.» رویم را زمین نزد. قاسم، من خیلی كار دارم، باید برم. هرچی می‌گم زود بنویس. هول‌هولكی گشتم دنبال كاغذ. یك برگه‌‌ی كوچك پیدا كردم. فوری خودكارم را از جیبم درآوردم و گفتم: «بفرما برادر! بگو تا بنویسم.» بنویس: «سلام، ‌من در جمع شما هستم» همین چند كلمه را بیشتر نگفت. موقع خداحافظی، با لحنی كه چاشنیِ التماس داشت، گفتم:‌ «بی‌زحمت زیر نوشته رو امضا كن.» برگه را گرفت و امضا كرد. كنارش نوشت: «سیدمهدی زین‌الدین» نگاهی بهت‌زده به امضا و نوشته‌ی زیرش كردم. باتعجب پرسیدم: «چی نوشتی آقامهدی؟ تو كه سید نبودی!» اینجا بهم مقام سیادت دادن. از خواب پریدم. موج صدای آقامهدی هنوز توی گوشم بود؛ «سلام، من در جمع شما هستم» 📚برشی از کتاب "تنها؛ زیر باران" روایتی از حاج قاسم سلیمانی درباره شهید مهدی زین الدین ... 💕 @aah3noghte💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 مردی که دشمن را به زانو درآورده بود... ‌‌ 👈مجموعه کلیپ برش‌هایی پرجاذبه و زیبا از زندگانی حاج قاسم سلیمانی ... 💕 @aah3noghte💕
💔 شصت روز است در این دوزخ دنیا گیریم شصت روز است از این بودن بی تو سیریم مُهر همسایه ی سلطان زده شد بر تن ما سایه ات از سر ما کم بشود میمیریم دوری از یار عذابی است که مردن دارد این عجب نیست که در عین جوانی پیریم صحن آزادی تو بال و پری داد به ما تا ابد در حرم و صحن تو پر میگیریم..🕊 ۶۳ روز دوری..💔😭 ... 💞 @aah3noghte 💞
💔 روزه‌ی هِجر تو از پای بینداخت، مرا کِی شود با رُطبِ وَصلِ تو کنم ... 💞 @aah3noghte💞
💔 رفیق بود پسر محجوب و کم حرف هیئت وقتی شهید شد، ماه مبارک رمضان بود آن روزها در آن گرمای هوا پیگیر بود که مراسم وداع با پیکرش را در بیشتر هیئات و مراسمات برگزار شود حتی یک سحر، پیکر را به صدا و سیمای مرکز اصفهان برده بود... مےگفت مهدی خیلی مظلوم بود، کسی نمیشناختش... دوست دارم بقیه هم بشناسنش... 💔 به قمری ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌺🍃🌺🍃🌺🍃 ، بلندای دعایت را عطایم کن تو ای معشوقه عالم از این پس عاشقی را پیشه ام فرما خدایا راستش من گاه گاهی گر میکنم ، طغیان مپندارش ! کریما من ، تو ! بگو آیا امید بخششم بیجاست ؟ خودت گفتی بخوان ، می خوانمت اینک مرا دریاب به چشمانی که می جوید تو را نوری عنایت کن دو دست ام را رحمتی دیگر عطا فرما . . . گوارایِ وجودتون........🌱 دلتون پر از رحمت، یادتون نره دعامون کنید..