بسم الله الرحمن الرحیم
🔸🔸 هادی فِرز 🔸🔸
✍️ محمد رضا حدادپور جهرمی
«قسمت چهل»
من کجا و پای زائری که نشسته رو صندلی ...
روبروم ...
منم نشستم رو نیمکت چوبی کوچیک ...
چفیه کردم دورِ سر و صورتم ...
سرمو انداختم پایین ...
حق ندارم با هیچ زائری حرف بزنم ...
دارم آروم آروم پاهایی ماساژ میدم که حداقل سه چهار روز پیاده روی کرده و ...
خون اومده و زخم شده و خسته است ...
و بعدش هم خستگی از تن و بدنش خارج بشه و یکی بندازه به دلش که به من بگه: الهی خیر از جوونیت ببینی!😭😭
روز به روز که به اربعین نزدیکتر میشدند، تعداد زائران هم بیشتر میشد. خب طبیعی است که هر چه تعداد زائر بیشتر شود، کار و بارهایی که باید انجام بدهند هم بیشتر میشود.
مخصوصا با آن موکب به آن عظمت.
هادی میدید که تعداد زیادی خادم حضور دارند اما حتی لحظه ای یک نفر از خدام را بیکار و یا علاف نمیدید. خودش که مثلا تازه وارد بود و باید جوری کار میکرد که کسی به او شک نکند، وقت سر خاراندن نداشت. چه برسد به مثلا اوس رحیم و حاج اصغر و بقیه.
از صبح که بیدار میشدند، چهار گروه پنج نفره بودند که باید هر گروه، سرِ ساعت و وقتی که برایش مشخص شده، بنشیند پایِ صندلی ها و نیمکت ها و شروع کند پاهای زائران را بشوید و ماساژ بدهد و روغن مختصری بزند و اگر هم زخم و زیلی است، پانسمان مختصری و...
هادی تیم دوم بود. باید سه ساعت صبح و سه ساعت عصر و سه ساعت شب کار میکرد. جمعا نه ساعت. حدود چهار پنج ساعت هم نظافت کلی و آب و جارو کردن کل موکب به عهده اینها بود. یعنی حاج اصغر جوری برنامه ریزی کرده بود که در هر شبانه روز حداقل پنج بار کل موکب آب و جارو میشد و فضا را مثل دسته گل میکردند.
یکی دو ساعت هم باید در خدمت پشتیبانی باشند که اگر احیانا جنس جدیدی برای موکب می آمد و نیاز به خالی کردن داشت، کار روی زمین نماند. یعنی اینطور بگویم که نهایتا هر کس در ساعاتی که اجازه استراحت داشت، همون جایی که بود باطریش تموم میشد و بیهوش می افتاد.
خب هادی بچه با غیرتی بود. مخصوصا اینکه یک چیزی مثل آهن ربا در وجود و رفتار حاج اصغر، هادی را جذب خودش میکرد. هادی سرش را انداخته بود پایین و بدون ذره ای حرف و حدیث، فقط کار میکرد.
حتی اسم بغل دستی هایش را نمیدانست.
حتی وقتی مردم دوس داشتند با آنها سلفی بگیرند و یا روی آنها را ببوسند که اینطور خالصانه پای مردم را ماساژ میدهند، اجازه نمیدادند و سرشان را بالا نمی آوردند.
تا اینکه ...
عصر بود. حوالی ساعت شش بعد از ظهر. کی؟ دقیقا دو سه روز مونده به اربعین که قیامت به معنی واقعی کلمه است. اوس رحیم به هادی گفت: پاشو بیا کارت دارم.
هادی عرقشو خشک کرد. همونجوری که چفیه رو صورتش بود، آب پاشید رو چفیه که یه کم خُنکش بشه. بعدش اومد پیش اوس رحیم. دید حاج اصغر هم اونجاست.
وارد شد و سلام کرد. اوس رحیم گفت: یه ونِ هست که یه مشت چیز میز داخلشه. برای یکی از روستاهاست که وسط روستاهای اهل سنته. اون روستا هم اهل سنت هستند اما عاشق امام حسین هستند و میخوان بیان زیارت.
هم میخوایم این چیزا رو بهشون برسونید تا تقسیم کنند بین خانواده های بی بضاعت و هم اگه کسی خواست، سوارش کنی بیاریشون تا بتونن در پیاده روی شرکت کنن.
خب برای هادی که کلا دنبال فرار بود، دادن یه سوییچ و کلی خوراکی و نذری و در دست داشتن مجوز عبور و مرور، مثلِ اینه که درِ قفسو برای پرنده باز کنی و بگی بسم الله!
ادامه دارد...
💕 @aah3noghte💕
@Mohamadrezahadadpour
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🏴آیتالله حسنزاده آملی؛ دانشمند نادر و ذوفنون
🔻حضرت آیتالله خامنهای: «این روحانی دانشمند و ذوفنون از جملهی چهرههای نادر و فاخری بود که نمونههای معدودی از آنان در هر دوره، چشم و دل آشنایان را مینوازد و توأماً دانش و معرفت و عقل و دل آنان را بهرهمند میسازد.» ۱۴۰۰/۰۷/۰۴
🏴 سالگرد رحلت آیتالله حسنزاده آملی
▫️نسخه قابل چاپ👇
https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=48736
Mohammad Hossein Pooyanfar - Emam Reza Ghorbone Kabotarat (320).mp3
5.84M
💔
امام رضا ، قربون کبوترات🥀🍃
با صدای محمد حسین پویافر
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
16.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔
سواد رسانه، معضل امروز ما در فتنهها
تعریف گشت ارشاد به زبان ساده
نشر بدین تا اونایی که نمی دونن ، روشن بشن تو جبهه دشمنن‼️
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 سواد رسانه، معضل امروز ما در فتنهها تعریف گشت ارشاد به زبان ساده نشر بدین تا اونایی که نمی دون
💔
تو گلستان شهدای اصفهان به خانمه گفتم
"خانم ! به حرمت خون شهدا یه کم حجابتونو رعایت کنین"
حدس میزنین واکنشش چی بود؟
اینطوری نگام کرد😳 دقیقا همینقدر متعجب بود...
از بس امر به معروف نکردیم‼️
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#قرار_عاشقی
|دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت•🕊
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 #قرار_عاشقی |دلم به عشق تو تا آسمان هشتم رفت•🕊 #اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی #اما
💔
من از تمامِ دنیا، شبی بُریدم، تو را که دیدم :)
شهید شو 🌷
💔 مشهد به دست، تربت جانان گرفت و گفت: جان جهانیان همه قربان کربلا #زهراسادات_قاسمی #ارباب آه از دو
💔
اوست نشسته در دلم
من به کجا نظر کنم؟!
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر کنم؟!
#ارباب
آه از دوری ...
#صلےاللهعلیڪیااباعبدالله
#ڪربلالازممدلمتنگاست
#السلامعلیڪدلتنگم💔
#ما_ملت_امام_حسینیم
#آھ_ڪربلا
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
دنیا متعلق به آدمایی هست
که صبح ها
با یه عالمه آرزوهای قشنگ
بیدار میشن...!
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
برای امروزت آرزوهای کوچیک دارم..
مثلا چشماتو که باز کنی، خستگیهای دیروزت رو در خوابِ دیشب جا گذاشته باشی!
تمام تَنِت لبریز باشه از طراوت و سَر زندگی!
یک لقمه نون و پنیر صبحانت باشه و مادری که هر صبح دعای خِیرش بدرقه راهته!
برات آرزوهای کوچیکی دارم، که شاید حسرتهای بزرگِ خیلیا باشه💜✨
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#بسم_الله
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ
بی تردید ما از مجرمان انتقام میگیریم.
سورهمبارکهسجده/۲۲
#با_من_بخوان.
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕